نویسنده دانیال روحانی
اگه با من كاری داشتيد با اين شماره تماس بگيريد 09378641406
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد،تابناك ، تسنيم انتشارات «عماد فردا» با عناوین متعددی از تازه‌ترین آثارش از جمله حزب‌اللهی افراطی به نمایشگاه بیست و هشتم کتاب می‌آید. حزب‌اللهی افراطی» نام یکی از زيباترين کتاب‌های این انتشارات است که علی روحانی آن را نوشته و در این کتاب با نگرشی خاص به جبهه مذهبی حزب‌اللهی نگاه شده و در آن نویسنده در راستای تقویت این جبهه گاهی به نقد هم پرداخته که اثر را خواندنی کرده است. این کتاب نیز از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه در دسترس مخاطبان خواهد بود و ۱۳ هزار تومان قیمتی است که پشت جلد آن درج شده است.
دانيال : جوانان دين گريز نشده اند ،‌كار فرهنگی بلد نيستيم
بچه هياتی ها بخوانند : آيت الله بهجت می فرمايد: حسينی بشويد نه هياتی ! زيرا اگر هم هيئتی بشويد ، حسين تان را آنگونه كه خود دوست داريد و باب ميلتان است می سازيد و هر كس با ميل شما مخالف باشد می گوييد با حسين (ع) مخالف است ولی اگر حسينی باشيد هيئت و رفتارتان را بر مبنای حسين (ع) می سازيد ! هيئتی شدن كاری ندارد كافيست ريش بگذاريد و با پيراهن مشكی از اين هيئت به آن هيئت برويد ! حسينی شدن است كه مشكل است .

جریان شناسی فکری گروه های تکفیری سلفی

صفحــه دوم

سپاه صحابه غالباً مولوی های فارغ التحصیل دیوبند هستند ، که فقط و فقط هم در مخالفت با شیعه هستند. چون گفتند شیعه بد گویی صحابه را می کند و حال آن که دیدید مقام معظم رهبری فرمودند توهین به خلفا و امهات مومنین حرام هست. اما این ها تحت تاثیر برخی از شبکه های ماهواره ای شیعه هستند که ما این شبکه های ماهواره ای را قبول نداریم ، دوستشان هم نداریم و معتقدیم که این ها فقط دارند عداوت را میان مسلمان ها زیاد می کنند ، دشمنی میان مسلمان ها زیاد می کنند. امثال آقای الله یاری ، آقای یاسر الحبیب ، این ها کسانی نیستند که ما بپذیریمشان یا افکارشان را قبول داشته باشیم یا رفتارشان را قبول داشته باشیم. به قول مقام معظم رهبری تشیعی که از لندن و آمریکا دارد پخش میشود ، تشیع واقعی نیست. علمای ما در طول تاریخ رویکردشان اعتدالی بوده است و نسبت به این مباحث بسیار حساس بوده اند ، که خدایی نکرده باعث کینه ، باعث توهین ، باعث اختلاف میان مسلمان ها نشوند. لذا از این جهت باید دقت بیشتری کنیم.

 

اما متاسفانه سپاه صحابه رشد کرد و در بسیاری از شهر های پاکستان -با این که فعالیتشان ممنوع است – آن ها حضور دارند و تمام کشت و کشتار هایی که در پاکستان انجام میگرد توسط این گروه است. این ها معتقد اند که ما پاکستان بدون شیعه می خواهیم ، در صورتی که امکان ندارد.  تقریبا حدودا ۳۰-۴۰ ملیون شیعه در پاکستان داریم که پاکستان بدون ۳۰ – ۴۰ ملیون اصلا امکان پذیر نیست. دوماً که  این ها معتقد اند چون این ها می روند عزاداری می کنند ، عزاداری بدعت است ، و توسل می جویند و استغاثه می کنند به ارواح اولیا الهی ، این ها باید کشته بشوند. لذا ما را کافر می دانند و در تلاش هستند که همه شیعیان را بکشند. البته بسیاری از علمای دیوبند علیه این ها موضع گرفتند ، انتقاد کرده اند ، ولی خب عده ای همیشه تند رو در هر مذهب و فرقه ای وجود دارد ، هم چنان که تند روان در میان شیعه هستند که ما آن ها را نمی پسندیم ، در میان دیوبندیه هم تند روانی هستند که یقینا عده ای از بزرگان دیوبندیه این تفکر را نمی پسندند و انتقاد دارند.خب سپاه صحابه ظهور و بروز پیدا کرد و به قول خودشان دفاع کردند از صحابه. این ها از دلشان لشکر جنگ وی ، لشکر طیبه بیرون آمد. بعد از این ماجرا گروه دیگری از دل دیو بندیه بیرون آمد به نام طالبان.

طالبان همه ی طلبه های مدارس دیوبندِ پشتو هایِ افغانیِ شمال پاکستان هستند. این ها جوانانی بودند که در مدارس دیوبند درس خواند ، اما با هدایت پاکستان و ارتش پاکستان این ها تجهیز شدند و به طرف افغانستان فرستاده شدند. اما رفتار های تند و افراطی طالبان باعث شد که جهان علیه این ها موضع بگیرد و اتفاقاتی افتاد که باعث شد ، این ها حکومتی را که بصورت محدود و در زمان کم در افغانستان ایجاد کرده بودند از دست بدهند. بخاطر این که طلبه های تندی بودند ، مخالف را تحمل نکردند و بشدت علیه دیگران اقدام کردند. حتی بت بودا را که در افغانستان بود با بمب ها و راکت های متعدد منهدم کردند و حال آن که دیگر ما در افغانستان آنچنان بودایی نداریم ، این ها جزو میراث فرهنگی بودند که خیلی ها میرفتند می دیدند و به نوعی یک جذب توریستی بود برای افغانستان. بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با حمله آمریکا به افغانستان حکومتشان را از دست دادند. اما هنوز گستره فراوانی از جنوب افغانستان و شمال پاکستان در دست طالبان هست و شاید بتوان گفت بسیاری از مناطق شمالی پاکستان در دست دولت پاکستان نیست ، هم چنان که بسیاری از جنوب افغانستان در دست دولت افغانستان نیست و طالبان در آنجا دارند فعالیت می کنند ، که هر از چند گاهی می شنویم که آمریکا با پهباد های خود می رود آن مناطق را بمب باران می کند و بسیاری از مردم غیر نظامی را به شهادت میرساند که این کار مورد قبول ما نیست و مورد انتقاد ماست ، که اگر عده ای با آمریکا درگیری دارند نباید غیر نظامی ها در این وسط کشته بشوند و یا به شهادت برسند.

این هم بود جریان دیگری از جریان های سلفی  ، که واقعا به دیوبندیه نمی توان گفت جریان سلفی به آن مفهوم دقیقش. چرا؟ چون آن ها اعتقاد آنچنانی به برتر بودن فهم سلف ندارند ؛ بلکه از آن جهت که برخی از افکار ابن تیمیه را پسندیده اند ، می توان گفت یکی از جریان های سلفی معاصر هستند.

 

Armed Afghan villagers raise their weapons as they vow to defend their village against the Taliban in Sor Kandaw village, Dur Baba district of Nangarhar province on May 21, 2012.  Taliban fighters are being pushed out of some areas in eastern Afghanistan by local militias defending their villages, according to local leaders.   AFP PHOTO/Noorullah ShirzadaNoorullah Shirzada/AFP/Getty Images

تاریخچه تشکیل طالبان

 

احتمالاً طالبان به صورت گروهی کوچک ولی خود جوش درحاشیه شمال دشت مونگو قندهار که صحرای مرگ نام دارد ،در دراوایل سال ١٩٩۴در عرصه فعالیت های سیاسی و نظامی افغانستان ظاهر شدند .در فاصله دوسال توانستند شهر کابل پایتخت افغانستان رادر سپتامبر ۱٩٩۶به تصرف خود درآورند .

گفته می شود اعضای آن طلبه های مذهبی خوانده می شوند و اظهار می کنند که درمقابل اعمال رهبران مجاهدین که برای کسب قدرت می جنگیدند ، احساس هتک حرمت واهانت می کردندو تصمیم گرفتند که به کارهای این احزاب فاسد که از اسلام برای توجیه اعمال خود سوء استفاده می نمودند پایان دهند .

اینکه اینان چگونه از نیرویی کوچک به نیرویی بزرگ و قدرتمند تبدیل شده اند روشن نیست اگر چه احتمالاً عوامل خارجی آنان را برای منافع خود مفید تشخیص داده و تصمیم گرفته بودند کمک های ارزشمندی را برای آنان فراهم نمایند ماهیت و گستردگی حمایت هایی که ازخارج به آن ها شده است موضوع تحقیق بسیاری می باشد گروهی حاصل دستگاه استعماری ای . اس آی می دانند . پاکستان ایالات متحده و عربستان سعودی در این قضیه درگیر هستند.

هر چند روشن است که طالبان از شور و اشتیاق جوانان چه در مناطق روستایی و چه در اردوگاه های پناهندگان درمرز پاکستان به شدت برخوردار بوده اندو آنان مشتاقانه زمانی به صفوف این گروه جدید می پیوستند که طالبان در جنوب افغانستان در حال پیشروی بودند . همچنین آنان توانسته انداز جنگ افزارهای عمده ای که به وسیله عقب نشینی نیروها ویا به وسیله خلع سلاح مردم به دست می آوردند استفاده نمایند ثابت شده که مدارس اسلامی در اردوگاه ها زمینه های مساعدی برای جذب اعضای جدید برای طالبان داشته اند. همچنین مکان های پرورشی که در اردوگاه هابا بودجه وکمک عربستان سعودی،دولتهای خلیج فارس و احزاب مجاهدین اداره میشوند طرفداران پرقدرتی برای بنیاد گرایان اسلامی به وجود می آورند که بعضی از آنان جذب نیروهای نظامی به وجود آمده توسط طالبان خواهندشد .

این سئوال که طالبان چگونه آموزش نظامی دیده اند در ابهام باقی مانده است نقش احزاب اسلامی در پاکستان و تربیت افراد جوان در تشکیلات مختلف آموزشی و کمک هایی که این تشکیلات برای گسترش جنبش طالبان می نمایند روشن و واضح نیست .

هنوز کسی به ماهیت و اهدافشان پی نبرده بود از هیلمند به قندهار روی آوردند به عنوان گروهی که می خواهد صلح به ارمغان آورد چون این جنبش در انحصار اهل تسنن می باشد آنان سعی می کنند که اسلام را با نظر خود تفسیر نمایند هرچند که از عهده این کار به خوبی بر نیامده اند .

 

می توان حلقه رهبری طالبان را به سه قسمت تقسیم کرد:

۱طلاب = کسانیکه رهبری اصلی را به عهده داشتند (به زعامت ملا عمر)

۲آن هائی که دیدی باز تر نسبت به قضایا داشنتد (به رهبری ملا احسان الله)

۳میانه‌روها که شمارشان کمتر بود و نقش عمده‌ای در قضایای بزرگ سیاسی نیز نداشتند، زیرا شاید در صورت میانه روی منافعشان به خطر می‌افتاد.

 

در مجموع افراد زیر حلقه رهبری طالبان را تشکیل می‌دادند.

ملامحمد عمر (رهبر کل) رهبر طالبان است که بالاترین عنوان مذهبی ( امیرمومنین ) را دارد.

ملاعمر یکی از پشتوهای جنوب غربی افغانستان است درسال های گذشته عضو یکی از احزاب سنت گرای مجاهدین یعنی حزب اسلامی یونس خالص بود آورد..تصمیم گیری در میان طالبان به اتفاق آرا ( اهل حل و عقد ) صورت می گیردد ، بنابراین تمایل به روی کارآمدن افراد کهنه گرا و سنتی متداول تر است. گفته می شود که تصمیم گیری در میان طالبان به اتفاق آرا ( اهل حل و عقد ) انجام می شود بنابر این تمایل به روی کار آمدن افراد کهنه گرا و سنتی متداول تر است .

نهضت طالبان شدیداً به وفاداری سربازان پیاده نظامش متکی است آنان فقط خواهان توجه به عملیات نظامی آنهم بریایه ریشه کنی فسادودستیابی به قانون ونظم هستند برای آنان توجه به قدرت ،حفظ آن و ساختار اجرایی در مرحله بعدی قرار دارد .

فتح کابل باعث پیدایش پدیده جدیدی بود که به سازمان امر به معروف ونهی از منکر شهرت دارد پلیس های مذهبی نقش مهمی رادراعمال سیاست های طالبان بر جوامع شهری دارند .

ورود آنان به صحنه نظامی افغانستان مقارن بااقدام دولت پاکستان درخصوص ارسال کاروانی تجاری بود که از طریق قندهار و هرات به ترکمنستان می رفت زمانی که این کاروان تجاری ازمسیر کوئتا به سمت شمال در حرکت بود به وسیله گروهی مسلح مورد حمله قرار گرفت گروه دیگری برای نجات آنان اقدام نمودندو با مهاجمین به نبرد برخواستند آنان طالبان بودند.

طالبان هم زمان بااین اقدام اعلام نمودند که رسالت آنان آزادی افغانستان از قیدر هبران فاسد فعلی و ایجاد جامعه ای اسلامی است .

 

 

نیرو های تشکیل دهنده و عوامل سازمان دهنده طالبان

در مورد ترکیب نیروهای طالبان عوامل و نیرو های زیرنقش اساسی ایفا نموده اند :

١) گروه افسران کمونیست طرفدار نجیب الله

۲) گروه افسران وسربازان پاکستانی و شبه نظامیان سپاه صحابه

٣) طلاب علوم دینی افغانستان وپاکستان

۴) گروهی ازکادر حزب اسلامی حکمتیاروگروه جنبش انقلاب اسلامی

۵) گروهی از رهبران قاچاق موادمخدر

۶) تعدای از رهبران قبایل پشتو

٧ ) سازمان ملل،به ویژه نماینده ویژه دبیرکل

٨) آمریکاوانگلیس به عنوان عوامل فرامنطقه ای

٩) پاکستان،عربستان وامارات به منزله عوامل منطقه ای

١٠ ) نیروهاوگروههای ملی گرای پشتون

١١) افراد جداشده وسرخورده از گروه های جهادی

١۲) طرفداران غرب

١٣) طلبه های پیرو مکاتب حنفی و سلفی

١۴) اعراب افغانستان به رهبری بن لادن که در جریان حمله شوروی به افغانستان از سوی آمریکاوانگلیس سازماندهی شده بودند.بن لادن ونیروهایش از همان بدوتشکیل طالبان،درخدمت این گروه قرارگرفتند.

 

شمار طالبانی که در آغاز گرد هم آمدند کمتر از ۲۰ نفر بود هنگامی که ملا محمد ربانی باچند نفر از همراهان به دیدار استاد ربانی در اواخر تابستان ۱۹۹۴ به کابل رفت وخواستار حمایت های مادی حکومت مجاهدین در کابل شد فرض بر این بود که گروهی تازه به قصد پشتیبانی از دولت جلو آمده است ومی خواهد پرچم صلح را در افغانستان بلند کندوبر آرامش وثبات تاکید بگذارد .

نگاه ایالت متحده آمریکا به این کشور هابه عنوان مهره قابل بررسی برای خدشه دار نمودن سلطه منطقه ای روسیه ونیازهای اقتصادی بلا پاسخ این جمهوری ها و همچنین منابع عظیم نفت و گاز و متمرکز در خاک آن ها ،فریضه کشیده شدن خطوط لوله نفت و گاز از مبدأ جمهوری های آسیای مرکزی به آب های بین المللی و کاهش اهمیت استراتژیک آب های خلیج فارس را مطرح کرد .لذا پروژه بزرگ جدیدی بین شرکت های بزرگ نفتی ایالات متحده آمریکا ،آمریکای جنوبی و اروپا و دولت های مرکزی ،ترکیه ایران و پاکستان آغاز گردید که مهره موثر دراین بازی افغانستان عامل امتیاز گیری ایجاد خلل و دخالت دول مختلف در منطقه شد.از این مرحله به بعد واضح است که چرا آمریکا ایران روسیه جمهوری های مستقل آسیای مرکزی و خصوصاً پاکستان در جنگ داخلی افغانستان ،به دخالت در این کشور ،برای رسیدن به توازن قدرت به نفع خود علاقه مندند و به داشتن جایگاهی در هیأت حاکمه افغانستان متمایل اند.

 

دلایل و اهداف آمریکا از تشکیل و تقویت طالبان

۱ تضعیف و حذف گروه های جهادی و کلیه نیروهایی که با تفکر و بینش اسلامی خواستاراستقلال افغانستان بودندوبا سلطه غرب بر افغانستان مخالفت می کردند.

٢- پایان دادن به قدرت رو به رشدشیعیان درافغانستان٣-تضعیف و حذف فارسی زبانان از قدرت سیاسی ،نظامی افغانستان۴-هدف دیگرآمریکا ازایجاد طالبان ،مخدوش ساختن چهره اسلام درافکارعمومی جهانیان ]بهویژه افکار عکومی غرب ،بابهره گیری از نگرش های افراطی .متحجرانه طالبان ومترادف ساختن اسلام با نقض حقوق بشر واعمال تروریستی بود.۵-ناامن ساختن مرزهای شرقی ایران وتکمیل محاصره ایران۶-کاستن نفوذ روسیه و استفاده از اهرم افغانستان برای اعمال کنترل بیشتر برکشورهای آسیای میانه وایجادیک کانون تشنج د رکنارمرزهای قدرت های اتمی نظیر چین روسیه قزاقستان

taliban

عقاید طالبان

طالبان در فتواهای خود از مردان خواستند که عمامه به سر بگذارند موهای کوتاه و ریش بلند داشته باشند.

زنان باید برقع روبند یا نقاب به صورت خود بزنند در ضمن آنان مردان را بسیار تشویق می کردند که هر روز پنج بار در مسجد نماز بخوانند به زنان گفته شد مسولیت تربیت نسل بعدی مسلمانان را به عهده دارند برای تحقق این هدف اشتغال زنان ممنوع شد.

ممنوعیت موسیقی ، قمار و نشان دادن نقاشی وهرنوع تصویری از حیوان یا انسان بود آن ها با آثار هنری مخالف بوده ومجسمه بودا را منهدم ساختند .

موفقیت چشمگیر طالبان در ایجاد نظم در قندهار باعث کسب محبوبیت و افزایش خرافات عامه پسند گردید . جنبش طالبان در اساس یک ضد جنبش بود بر علیه مجاهدین ؛

نارضایتی مردم به حدی بود که همه درانتظار یک ناجی متحدکننده به سر می بردند وآرزوی امنیت و آرامش را درسر می پروراندند. طالبان با آن عمامه های سفید وداشتن شورو اشتیاق مذهبی درنظر عوام مردمی فوق العاده جلوه کردند .

هنگامی که آنان از قندهار به سمت غرب حرکت کردند آوازه شهرتشان پیشاپیش به آن مناطق رسیده بود آنان تواتستند جاده های اصلی را از گروه های مسلح راهزن پاکسازی نمایند و همانطور که مناطق مختلف را تصرف می کردند سلاح هایی را که با عجله رها شده بود ضبط می کردند و از مردم می خواستند که به جنگجویان آنان بپیوندند .

در طول زمستان ۱٩٩۴تا١٩٩۶طالبان تواتستند این عملیات جنگی را بارها تکرار کنند در فوریه سال ۱٩٩۵ در حالی که بیش از نیمی از افغانستان را به تصرف خود درآورده بودند توانستند بر تپه های مشرف بر شهرک های جنوبی کابل مستقر شوند.

در طول ماه های اولیه حکومت طالبان در هرات ،آنان ظلم و ستم بسیاری را به مردم نمودند گزارش های رسیده حاکی از این بود که مردم هرات در صفوف طولانی بیرون از کنسولگری ایران ایستاده بودند و در خواست ویزا برای مهاجرت به ایران را داشتند بسیاری از آنان افراد تحصیل کرده ای بودند که در وزارتخانه های دولتی کارمی کردند این اعمال قطعاً باعث کاهش کادر قسمت های خدماتی وساختمانی می شد و فرصت های شغلی را برای اشتغال به این نوع کارها و فعالیت های اقتصادی کاهش می داد بنابراین با افزایش بازگشت به ایران برنامه های مراجعت به افغانستان از ایران نیز متوقف شده بود.

 

آیین طالبان

بدون هیچ تردیدی تصور غرب از اسلام بر اساس جنگ های صلیبی استوار شده است تصویر جنگجویان مقدسی که براثر شورشهادت بر انگیخته می شوند و به قلعه های صلیبیون حمله می کنند.

در افکارغربی ها ترسی واهی ازاسلام پدیده ای را به وجود آورده که مهارناشدنی و بالقوه کوبنده و موحش است زمانی که درجامعه غربی طرز نگرش نسبت به زنان به خصوص در قرن اخیرتغییر کرد این تصوردراذهان به وجود آمد که اسلام زنان را مور ظلم وتعدی قرار می دهد درنظم جدید جهانی دراواخر حکومت شوروی سابق جهان اسلام به عنوان دشمنی تازه قلمداد شده واخیراًدرنظرآمریکاچنین بودرسانه های غربی تصویرساده ای از مسلمانان با عنوان افرادی تروریسم و ظالم خلق کرده اندوآنان در یک کلمه بنیادگرایان خلاصه نموده اند طالبان به عنوان جنگجویان مقدسی درصحنه ظاهر شدند و بر قسمت عمده ای از کشوردرحالی غلبه کردند که جوانانشان درخیال آرزوی شهادت داشتند .

 

اسلام طالبان سه خصوصیت برجسته داشت :

۱) بازگشت به ابتدایی ترین شیوه زندگی بر اساس محرومیت زنان در جامعه به خصوص حق اشتغال و حضوردرمجالس اجتماعی سیاسی وفرهنگی ؛

۲) نابودسازی تمام دستگاه اداری ودیوان سالاری افغانستان به بهانه برپایی حکومت به سبک خلفای راشدین ؛

۳) حذف فرق اسلامی غیر حنفی به ویژه شیعیان واسماعیلیان از شرکت درتصمیم گیری های سیاسی و فرهنگی ؛

 

طالبان و جامعه بین المللی

در دهه ۱۹۸۰رزمندگان مجاهدین در حالی در کوهستان های افغانستان در حرکت بودند که معمولاً خبر نگاری همراه آنان بود . خبر نگاری که کاملاً به شکل افغآن هالباس پوشیده بود یعنی شلوار کمیزبه پاو عمامه به سر داشت روزنا مه نگاران گزارشاتی راازعملیات متهورانه وافتخارآمیزجنگجویان بزرگ آزادی تهیه می کردند آنان قادربودند تصویر ساده وروشنی از شجاعت و رشادت نظامی کسانی که بامسائل توان فرسادرگیر بودند رابرای جهانیان ارسال نمایند.

اشغال کابل وسپس به دار اویختن نجیب الله وبرادرش تصویری بسیار زننده بود که از رسانه ها منتقل شد . مجامع بین المللی قبل ازاینکه دولت جدید طالبان را به رسمیت شناسد ، می باید از محترم شمرده شدن حقوق زنان در افغانستان اطمینان حاصل نماید .

دبیر کل سازمان ملل متحد بیانیه ای رامنتشر کرد که در آن اعلام شده بود هر گونه مساعدت از سوی ساز مان ملل در جهت تثبیت تساوی میان زنان و مردان صورت پذیر د در همان روز ایالات متحده آمریکابه مقامات طالبان هشدارداد مادام که حقوق زنان توسط طالبان محترم شمرده نشود آنان نمی تواننددر به رسمیت شناخته شدن طالبان اطمینان حاصل کنندومطمئن ازدریافت کمک باشند .

مدیراجرایی یونیسف اعلام کرد که یونیسف کمک ها و برنامه ای آموزشی در کابل را به حالت تعلیق در آورده است .در ۱۷ اکتبر شورای امنیت سازمان ملل قطع نامه ای را تصویب کرد که از نگرانی و تبعیض شدید علیه زنان ابراز می داشت .

علاقه جوانان به نهضت طالبان به طرز مخصوصی جالب است و علاقه خانواده ها برای تحصیل تا آنجایی است که یکی از مهم ترین اولویت های زندگی آنان محسوب می شود . خانواده ها هر قدر هم تهی دست باشند تلاش می کنند که راهی برای پرداخت هزینه تحصیل فرزندانشان پیدا کنند .

 

تصویر منطقه

شهرها و دهکده ها در مرزهای کنونی افغانستان بدون هیچ گریزی به فلات ایران ، آسیای مرکزی و شبه جزیره هند از طریق تجارت ، فرهنگ، مذهب ،نژاد وفتوحات نظامی مرتبط بوده اند هرچند دره های کوهستانی افغانستان آن را در حد نادری جدا و در نتیجه استقلالی سخت به آ ن داده است رهبران قدرتهای منطقه علاقه به داشتن نقش تعیین کننده در وقایع افغانسانت داشته اند .

زمانی که نیرو های شوروی در فوریه ۱۹۸۹ از افغانستان عقب نشینی کردند پاکستان سعی در ایفای نقش فعال در ایجاد یکپارچگی و وحدت بین اجزای مجاهدین اعم از تند روها و سنت گرایان در زیر چتر واحد داشت .

اولین توافقنامه حاصله در اوریل ۱۹۹۲ در پیشاور با حضور نخست وزیر پاکستان و نمایندگانی از ایران ، عربستان سعودی ، و سازمان ملل به امضا رسید . ربانی راه خود را برای انتخاب مجدد از طریق یک گرد هم آیی دست چین شده در دسامبر ۱۹۹۲ فراهم ساخت اما مخالفت از سوی احزاب دیگر منجر به در گیری سنگینی در کابل شد این مسئله فقط به میانجیگری ریس سابق سرویس جاسوسی پاکستان که نقش بسیار مهمی در حمایت از هفت حزب مجاهدین در طول دوران اشغال افغانستان توسط شوروی داشت به پایان رسید .

در هفتم مارس ۱۹۹۳ جلسه دیگری ، میان احزاب مجاهدین ، در اسلام آباد برگزار شدمعاهده ای منعقد شدواحزاب مجاهدین پذیرفتند که ربانی به مدت ۱۸ ماه دیگر در مقام ریاست جمهوری ابقا شود.

سقوط اتحاد جماهیر شوروری توجیه ایالت متحده را برای ادامه برنامه های حمایت از افغانستان از بین برد کمک های نظامی به مجاهدین به طور رسمی در ۳۱ اکتبر ۱۹۹۱ به پایان رسید و برنامه های کمک های انسان دوستانه آژانس توسعه ایالات متحده در آغاز سال ۱۹۹۳ خاتمه یافته این امر فرصت مناسبی را برای دولت پاکستان به وجود آورد تا منافع خود را دنبال نماید .

پاکستان حمایت خود را از طالبان انکار می کرد .در دوم اکتبر ۱۹۹۶ تنها چند روز پس از فتح کابل یکی از احزاب تند روی اسلامی پاکستان به ناه جمیعه العلمائ اسلامی که رهبر آن مولانل فضل الله الرحمن است اعلام کرد که طبق در خواست طالبان پیش نویس قاون اساسی افغانستان را آماده کرده است .

همچنین گزارش گردیده که ایالات متحده آمریکا تا کنون هیچ اقدام قابل اعتراض از سوی طالبان ملاحظه ننموده است هر چند به نظر می رسید نگرانی ایالات متحده آمریکا از این باشد که اگر وفاق بیش از حد با طالبان نشان دهد با خشم عمومی بین المللی به خصوص زنان به خاطر سیاست جنسیت طالبان درگیر شود .

در مقایسه با آمریکا ایران در انتقاد از طالبان بسیار بی پروا بود . در هفتم اکتبر ۱۹۹۶ رهبر انقلاب اسلامی ایران آیت الله خامنه ای در نماز جمعه چنین عنوان کردند : در همسایگی ایران چیزی به نام اسلام در حال شکل گرفتن است و گروهی که معلوماتشان از اسلام مشخص نیست دست به اقداماتی می زنند که با اصول اسلام مغایر است وی افزود اقداماتی در افغانستان در حال انجام است که نشانه های بسیار روشنی از حرکت های مرتجعانه و متحجرانه دارد و نقض کامل حقوق بشر به شمار می رود .

آیت الله خامنه ای طالبان را متهم به دریافت کمک و حمایت از ایالات متحده آمریکا نمود و اضافه کرد که جهان شاهد این امراست که ایالات متحده آمریکا چگونه با احترام از این گروه یاد می کند .

به دنبال تصرف کابل علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه ایران ، برای تاکید بر آتش بس و ایجاد یک دولت فراگیر در افغانستان به آسیای مرکزی و هندوستان سفر کرد .

روسیه نیز مانند ایران ، فتح کابل توسط طالبان را وضعیتی نگران کننده و وخیم تلقی می کردند در دوم اکتبر ١٩٩۶ بوریس یلتسین کشورهای مشترک المنافع را برای شرکت در کنفرانس سران دعوت نمود مشاور امنیت ملی یلتسین اظهار داشت پیروزی طالبان تهدیدی جدی برای جمهوری های آسیای مرکزی محسوب می شود.

با پیشرفت هایی که طالبان نمود سه کشور ایران روسیه و هندوستان احساس نگرانی می کرد ایران نه تنها به خاطر رقابت بر سر خطوط نفت و گاز با طالبان مخالف بود بلکه با دلایل زیاد از ای بیم داشت که یک جنبش تند رو اسلامی مشکلاتی را برای شیعیان ایران به خصوص در مشهد یعنی جایی که به خاطر وجود مرقد مقدس امام رضا (ع) هر ساله میلیون ها نفر به زیارت آن میروند ایجاد نمایند .

ایران از اقلیت شیعیان افغانستان و احزاب مقاومت شیعیان در جامعه شیعه نیز حمایت می کرد واز آنان می خواست تا در یک حزب واحد متحد شوند . همچنین ایران نقش فعالی را در مینجیگری بین جناح های مختلف از جمله طالبان به عهده گرفت و علائ الدین بروجردی وزیر خارجه بدین منظور انتصاب شد.

 

نتیجه گیری

افغانستان قبل از اینکه طالبان در اواخر ۱۹۹۴به صحنه بیایند در آستانه تجزیه قرار گرفته بود . طالبان جنبشی متعصب که تمایلات آنان در مورد اجرای جزء به جزء قانون لباس زنان و مردان و اینکه موفقیت نسبی در بهبود نظم و قانون در مناطق تحت کنترلشان ایجاد کردند .

جنبش طالبان محصول نبردی به شمار می رود که ریشه در کودتای سوسیالسیتی ۱۹۸۷ و تجاوز و متعاقب شوروی و جنگی که ادامه آن باعث فرسودگی مردم و نا امیدی آنان از رهبران نهضت های مقاومت که در ایجاد کشور واحد و دولتی با ثبات شکست خوردند دارد خود این جنگ محصول یک بازی بزرگ مبتنی برر هراس روسیه از نفوذ ایالات متحده در افغانسان و باز بودن استآن های جنوبی شوروی برای آسیب پذیری در مقابل حمله ایالات متحده بود . بنا بر این مسئله مسولیت های بین المللی خود در این جا عاملی به حساب می آید

شوروی و ایالات متحده آمریکا به خصوص در دهه ۱۹۸۰ سیل اسلحه و منابع دیگر را به افغانستان سرازیر کردند همچنین نهضت های سیاسی را که نیروهای بسیار اندکی داشتند و تنها برای کسب قدرت می جنگیدند تقویت می کردند .

به هر حال در افغانستان شاهد وقایع همزمان و متناقضی هستیم از یک سو جامعه بین المللی در هیات سازمان ملل از احزاب تقاضای خاتمه جنگ را دارد و نیز از سایر کشورها هم می خواهد تا به دخالت خود درمسائل افغانستان پایان دهندوازسوی دیگر شاهد برخوردهای پاکستان، ایران ، کشورهای مستقل مشترک المنافع ، ایالات متحده و همچنین بازار سیاه بین المللی شرکت های نفتی شبکه های تجارت و قاچاق ،جنبش طالبان و اتحاد شمال هستیم که می توانند به طور بالقوه موجب به طول انجامیدن جنگ شوند.

طالبان تفسیر های افراطی را از شریعت و قوانین اسلامی اتخاذ و اجرا کردند که بسیاری از افغآن ها و مسلمانان دنیاراترساند.طالبان مدارس دخترانه را بستند ویژگی خاص طالبان بنیادگرایی اسلامی بسیار افراطی بود که به نظر میرسید پیام صلح و سعه صدر اسلام و قابلیت زندگی با گروه های مذهبی و قومی دیگر را بدنام نماید.

طالبان و حامیان آن ها ،به دنیای اسلام وغرب ،شکل جدیدی از اسلام افراطی را عرضه می کنندکه سازگاری با میانه روی اسلامی و غرب را کاملاًرد میکند آن ها پذیرش هر سازش یا قبول سیستم سیاسی را به غیرآنچه متعلق به خود آن هاست ،رد می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code