نویسنده دانیال روحانی
اگه با من كاری داشتيد با اين شماره تماس بگيريد 09378641406
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد،تابناك ، تسنيم انتشارات «عماد فردا» با عناوین متعددی از تازه‌ترین آثارش از جمله حزب‌اللهی افراطی به نمایشگاه بیست و هشتم کتاب می‌آید. حزب‌اللهی افراطی» نام یکی از زيباترين کتاب‌های این انتشارات است که علی روحانی آن را نوشته و در این کتاب با نگرشی خاص به جبهه مذهبی حزب‌اللهی نگاه شده و در آن نویسنده در راستای تقویت این جبهه گاهی به نقد هم پرداخته که اثر را خواندنی کرده است. این کتاب نیز از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه در دسترس مخاطبان خواهد بود و ۱۳ هزار تومان قیمتی است که پشت جلد آن درج شده است.
دانيال : جوانان دين گريز نشده اند ،‌كار فرهنگی بلد نيستيم
بچه هياتی ها بخوانند : آيت الله بهجت می فرمايد: حسينی بشويد نه هياتی ! زيرا اگر هم هيئتی بشويد ، حسين تان را آنگونه كه خود دوست داريد و باب ميلتان است می سازيد و هر كس با ميل شما مخالف باشد می گوييد با حسين (ع) مخالف است ولی اگر حسينی باشيد هيئت و رفتارتان را بر مبنای حسين (ع) می سازيد ! هيئتی شدن كاری ندارد كافيست ريش بگذاريد و با پيراهن مشكی از اين هيئت به آن هيئت برويد ! حسينی شدن است كه مشكل است .

اثبات عصمت استراتژیک ولیّ فقیه و ایرانیان پیش از ظهور

۱ – تبیین نظریه:

هر نظریه باید دست کم دو رکن داشته باشد؛ رکن تبیین و رکن تعلیل. اینک رکن تبیین:

درآمد: عصمت به معنی داشته ملکه ای است که موجود مختار را از انجام گناه یا اشتباه نگهداری می کند. تقسیم بندی زیر از عصمت، تقریبا جدید است و اصطلاحات به کار رفته، با برخی از اصطلاحات مشهور، فرق دارد.

الف. عصمت کبرا: به معنای آن است که حضرات چهارده معصوم، از هر گونه خطا و نسیان و اشتباه در هر سطحی و در هر زمانی از زندگی شان، مبرا هستند؛ اینان آینه تمام نمای خداوند هستند.

ب. عصمت خاص: به معنای عصمت انبیاء و اولیای الهی از گناه و اشتباه است. این عصمت، برای انبیا، لازم الاثبات است، اما لازم نیست که این عصمت را برای اولیا ثابت کنیم؛ چون عموم مردم، مامور به اطاعت از آنان نیستند. هر چند می توان عصمت برخی از آنان مثل عصمت حضرت زینب را از قرآن و روایات اثبات کرد.

ج. عصمت عام: که بسیاری از مردم عادی از هر دین و مذهبی، واجد مراتبی از آن هستند. به این معنا که اینها، به دلیل درک مناسب نسبت به زشتی گناهانی مثل قتل و … از انجام آن معصوم هستند. البته این عصمت را نمی توانیم برای هیچ فرد خاصی با دلیل عقلی یا شرعی، و نسبت به هیچ گناهی، تضمین کرد.

د. عصمت استراتژیک: این عصمت در حوزه امور حیاتی و تعیین کننده است، و برای «امام و امت قوم موعود» یا همان جمهوری اسلامی ایران، قابل اثبات است؛ بدین معنا که این دو گروه، قطعا باید نسبت به انجام گناه یا اشتباه استراتژیک، معصوم باشند.  این کمترین میزان معصومیت آنان است.

فرق عصمت استراتژیک با عصمت خاص و عام: الف. حوزه عصمت خاص، خیلی وسیع تر از عصمت استراتژیک است. ولی هر دو عصمت را می توان از راه دلیل شرعی یا عقلی اثبات کرد. فرق عصمت استراتژیک با عصمت عام این است که: الف. در عصمت عام، هیچ دلیلی برای معصوم دانستن کسی نداریم؛ ب. کسانی هم که عملا دارای عصمت عام هستند، نمی توان عصمت عام آنها از هیچ گناهی را تضمین کرد. حتی اگر مستجاب الدعوه باشند! لذا بلعم باعورای مستجاب الدعوه و دارای اسم اعظم، به جنگ حضرت موسی (و طبق نقلی حضرت یوشع) می رود.

hazrate20mohamad

تبیین عصمت استراتژیک امام و امت در عصر پیش از ظهور (جمهوری اسلامی ایران)؛ معصومیت از اشتباه یا گناه استراتژیک این است که امام/امت، در یک مساله حیاتی، مثل انتخاب ریاست جمهوری یا هر کار تعیین کننده در اعتلای حق و استفال باطل از خطای عمدی یا سهوی، معصوم باشد. از این رو، مردم مسلمان ایران و ولیّ فقیه آنان در عصر ظهور صغرا، باید دارای عصمت استراتژیک باشند. امام/مردم در مورد انتخاب بازرگان، بنی صدر، موسوی، هاشمی و خاتمی هم اشتباه نکردند، البته تحلیل آن قدری پیچیده است.

۲- تعلیل نظریه؛ با استدلال عقلی، استدلال عقلایی، استدلال نقلی و قرائن وقوعی

 

استدلال عقلی اول؛ سنخیت: چه کسی صلاحیت دریافت حق حاکمیت از جانب خداوند را دارد؟ کسی که بیشترین اوصاف خدایی را داشته باشد؛ (سنخیت حاکم باجانشین). و از آنجا که امر و نهی خدا، بر اساس مصالح و مفاسد واقعی است، متولی حاکمیت هم دست کم در مسائل حیاتی و تعیین کننده، باید دارای صلاحیت واقعی باشند. بنابراین، کسی می تواند ولایت مشروع (به حق) بر امور حیاتی بشر داشته باشد که «هویت» وی در حوزه ولایتش، منجر به شناخت صحیح مفاسد و مصالح واقعی باشد؛ و هم چنین «هویت» وی، سبب تلاش مدبرانه و مخلصانه برای عملیاتی کردن آن باشد. این برهان را در فضای قاعده عقلی «لطف» بهتر می توان فهمید.

استدلال عقلی دوم؛ اعتماد: همانطور که می بینیم، جمهوری اسلامی ایران (ظهور صغرا) در شرایط بسیار سخت داخلی، منطقه ای و بین المللی بر سر پا ایستاده است؛ در این شرایطی که از زمین و آسمان، دشمن بسیار و دشمنی های سنگین می بارد، قطعا دوام نظام اسلامی، بدون یکدلی امامت و امت ممکن نیست؛ امامت بسیار دقیق و هوشمندانه و همراهی کامل امت دانا. البته مساله اعتماد در پایداری هر نظامی موثر است اما در پایداری انقلاب اسلامی ایران، موثر نیست، بلکه حیاتی و اضطراری است. هر گونه اشتباه استراتژیک، نه تنها امکانی برای جبران آن نیست، بلکه باعث سلب اعتماد مردم از این «جایگاه» خواهد شد؛ به گونه ای که حتی با برکناری این فرد، و آوردن فرد دیگری به عنوان ولیّ امر، باز هم مشکل بی اعتمادی امتی که می خواهد همه هستی اش را فدا کند، حل نخواهد شد. عقلا محال است که کسی همه هستی اش را در یک راه نامطمئن، فدا کند. اما در سایر نظام ها که عموم مردم حاضر به فدا کردن همه هستی خود نیستند، مساله اعتماد تا این اندازه تعیین کننده و اضطراری نیست.

استدلال عقلی مکمل؛ برهان خلف:  ممکن است کسی ادعا کند که «الله جلّ جلاله» شرایط فوق الذکر را ایجاد کرده است، ولی مورد سوء استفاده قرار گرفته است. بنابراین، ولیّ فقیه واقعی، امام خمینی یا امام خامنه ای نبوده اند. در رد این ادعا می توان برهان خُلف آورد: امام زمان فرموده اند که پس از نُواب خاص، نُواب عام (که روش تعیین آن معرفی مستقیم از سوی امام معصوم نیست) حجت خدا بر همگان هستند. چون ایشان روش تشخیص حجت خدا را ذکر نکرده اند، مطابق حکم عقل، عقلا و عمومات قرآنی و روایی، راه صحیح شناخت آن، رجوع به خبره ها است. در این حالت، اگر محصول نهایی کار (ولیّ امر تشخیص داده شده) دارای عصمت استراتژیک نباشد و اشتباه یا گناه استراتژیک یا گفتمانی از وی سر بزند، معلوم می شود که کار امام زمان اشتباه بوده است، زیرا ایشان، تشریعا، راه درست و ابزار مناسبی را برای پیمودن و رسیدن به حجت خدا در دوره غیبت برای پیروان خود قرار نداده است. چون حضرات ائمه، معصومند، پس خلاف احتمال داده شده (امکان اشتباه گفتمانی و استراتژیک) صادق است و احتمال اشتباه استراتژیک برای آنان ممتنع است. گفتار آیت الله بهاء الدینی در کتاب آیت بصیرت می تواند به فهم مساله کمک کند: “گاهی که صحبت از قائم مقامی برخی افراد بعد از امام می شد، ایشان لبخندی ملیح زده و با تامل اندیشمندانه ای می فرمود:”ما اینطور نمی بینیم چون خدا نمی خواهد هر چند بعضی تلاش می کنند. خیال می کنند می توانند برای شیعه از جانب خود رهبر و مرجع درست کنند.”

استدلال عقلایی: عرف عقلا چنین است که فقط کسانی را برای انجام کار، به ویژه یک کار استراتژیک و حیاتی، انتخاب می کنند که توان علمی، عملی و روحی انجام آن را داشته باشد؛ بنابراین، محال است که داناترین دانایان و امام معصوم، یک انسان فاقد عصمت استراتژیک را نماینده تام الاختیار خود قرار دهد و ابزار مدیریت و خویشتنداری در برابر وسوسه قدرت را در اختیار وی قرار ندهد!

استدلال نقلی اول؛ آیه ۵۴ مائده؛ قوم موعود، امکان اشتباه استراتژیک ندارد: مطابق اوصافی که خداوند حکیم و جانشینان معصوم خداوند، از قوم موعود ذکر کره اند، امکان ارتکاب گناه استراتژیک و تعیین کننده از سوی کلیّت این قوم (برخی از افراد آن) منتفی است. نمونه برجسته این اوصاف، در آیه ۵۴ سوره مائده آمده است: الف. مُحبّ خدایند؛ ب. محبوب خدایند؛ ج. نرمش در برابر مومنین؛ د. سرسختی در برابر کافرین؛ ه. مجاهدت در راه الله؛ و. بی باکی در برابر سرزنش ملامتگران؛ ز. آغشته به فضل الهی؛ قطعا چنین کسانی امکان خطای استراتژیک و تضعیف کننده «جریان حق» ندارند.

بیان امام خامنه ای در عصمت استراتژیک قوم موعود و امام شان در ۱۶ فروردین ۷۸: «فسوف یأتى اللَّه بقوم یحبّهم و یحبّونه؛ نمى‏شود گفت که این آیه در طول تاریخ اسلام، هیچ وقت تحقّق پیدا نکرده است. … ما سرافرازیم و از خداى متعال متشکریم که این امر در زمان ما به‏وسیله یکى از صالحترین بندگانش، صورت تحقّق گرفت؛ یعنى ولایت، محقّق شد. ولایت، یعنى حکومت الهى که هیچ اثرى از خودپرستى، سلطنت و اقتدار خودخواهانه در آن وجود ندارد.»

چون قوم موعود، امکان اشتباه استراتژیک ندارند، بنابراین، به قیاس اولویت، امام قوم هم نمی تواند بدون عصمت استراتژیک باشد؛ وگرنه صلاحیت امامت بر آنان را ندارد.

استدلال نقلی دوم؛ حدیث همانندی امام خمینی و امام خامنه ای با انبیای بنی اسرائیل:علامه حلّی در کتاب «التحریر» خود از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند که: «عُلَمَاءُ أُمَّتِی کَأَنْبِیَاءِ بَنِی إِسْرَائِیل». قطعا منظور از عالم، عالم راستین است، نه هر کتاب خوانده ای؛ و شباهت هر دو در عصمت استراتژیک، قدر مسلّم و قطعی است.

استدلال نقلی سوم؛ تمنای حضرت ابراهیم از خدا در نیکزبانی «آخرین» در حق خودش: «وَاجعَل لِی لِسَانَ صِدقٍ فِی الآخِرِینَ» شعراء/ ۸۴: حضرت ابراهیم، به خداوند می گوید: «برایم در میان آخِرین، نیکزبانی قرار بده». اطلاق «آخرین» و نیز نگاه به نمونه دیگر کاربرد «آخِرین در آیه ۴ سوره جمعه – که در روایات، به قوم سلمان فارسی تطبیق شده – این معنا را تقویت می کند که یکی از بهترین مصادیق «آخِرِین» در اینجا نیز، مردم انقلاب اسلامی ایران باشد. اما دلالت این آیه بر عصمت استراتژیک امام و امت قوم موعود:اگر امکان خطایی در این سطح، برای «آخِرِین» وجود داشت، تمنای این دعا از سوی حضرت ابراهیم، اشتباه بود؛ و ضمنا خدا هم طبق سنت خود در قرآن، باید این اشتباه را اصلاح می کرد.

استدلال نقلی چهارم: مرفوعه عبدالعزیز بن مسلم از امام رضا علیه السلام در بیان ویژگی های امام و مقام امامت: «وَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَهِ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا یُحَیَّرُ فِیهِ عَنِ الصَّوَابِ فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ یَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَى خَلْقِه‏» کافی، ج ۱، ص ۲۰۲ و ۲۰۳٫ امالی صدوق، ص ۶۸۰٫ احتجاج، ج ۲، ص  ۴۳۶٫

براستی که بنده ای، آنگاه که خداوند عز و جلّ او را برگزیند برای امور بندگانش، سینه اش را برای آن می گشاید و چشمه ساران حکمت در آن می نهد و دانش به وی الهام می کند؛ پس از آن دیگر نگران پاسخی نخواهد بود در سرگشته پاسخ درست نخواهد بود؛ پس او بازداشته شده ای است که از مورد تایید است و توان داده شده ای مستحکم است؛ از خطا و لغزش در امان است؛ خدا او را بدان ویژه گردانده است تا حجتی بر بندگان و گواهی بر خلقش باشد. هر چند این حدیث شریف، مرفوعه است و برای ائمه اهل بیت علیهم السلام، اما محتوای حدیث دلالت بر صحت سند آن دارد و از سویی تعلیل ذیل روایت، تعمیم می آورد و قابل استناد بر ولی فقیه عصر ظهور صغرا هم هست. به ویژه اینکه عصمت مورد نظر ما، عصمت استراتژیک است نه عصمت کبرا یا خاص.

 

قرائن تجربی و وقوعی عصمت استراتژیک برای اثبات امکان آن: مطابق قاعده «بهترین دلیل بر ممکن بودن چیزی، محقق شدن آن است» به یک نمونه از عصمت استراتژیک، و حتی، نزدیک شدن به مرزهای انسان کامل و عصمت خاص، اشاره می شود:

الف. امام خامنه ای در ۱۶ فروردین ۷۸، امام خمینی (ره) را نزدیکترین فرد به ائمه معصومین می داند: «ولى با خصوصیات بشرى و نداشتن عصمت [خاص]، انصافاً ما امام بزرگوار خودمان را نزدیکترین آدم به آن الگو دیدیم. خیلى نزدیک بود و خیلى شباهت را مى‏رساند! مى‏شد چهره آن بزرگواران را در رفتار این مرد شناخت. خدا را شکر مى‏کنیم که ما این نمونه را از نزدیک دیدیم.»

ب. امام خامنه ای: «امام خمینی، به همه ما فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن، افسانه نیست!». در زندگی علمای بزرگ، نمونه های شگرفی از پرهیزکاری وجود دارد که مطالعه آنها، به درک عصمت استراتژیک کمک می کند. ظاهرا این بیان امام خامنه ای درباره امام خمینی، درباره خود ایشان هم صادق است.

2 دیدگاه

  1. سلام دانیال جان میخوام توی سایت شما همکاری کنم اگه مایلید یه بخش مقالات نظامی هم بزارید بنده آماده هستم

    • سلام علي جان . متشكر كه ما رو قابل دونستي . سايت مال خودته ولي نظر به امنيتي بودن اين مسايل و معذوريت هاي حقير نسبت به اين امور براي عموم و همچنين مهمتر بودن مسائل ديگر از ورود به چنين مسائلي در سايت معذور مي باشم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code