نویسنده دانیال روحانی
اگه با من كاری داشتيد با اين شماره تماس بگيريد 09378641406
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد،تابناك ، تسنيم انتشارات «عماد فردا» با عناوین متعددی از تازه‌ترین آثارش از جمله حزب‌اللهی افراطی به نمایشگاه بیست و هشتم کتاب می‌آید. حزب‌اللهی افراطی» نام یکی از زيباترين کتاب‌های این انتشارات است که علی روحانی آن را نوشته و در این کتاب با نگرشی خاص به جبهه مذهبی حزب‌اللهی نگاه شده و در آن نویسنده در راستای تقویت این جبهه گاهی به نقد هم پرداخته که اثر را خواندنی کرده است. این کتاب نیز از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه در دسترس مخاطبان خواهد بود و ۱۳ هزار تومان قیمتی است که پشت جلد آن درج شده است.
دانيال : جوانان دين گريز نشده اند ،‌كار فرهنگی بلد نيستيم
بچه هياتی ها بخوانند : آيت الله بهجت می فرمايد: حسينی بشويد نه هياتی ! زيرا اگر هم هيئتی بشويد ، حسين تان را آنگونه كه خود دوست داريد و باب ميلتان است می سازيد و هر كس با ميل شما مخالف باشد می گوييد با حسين (ع) مخالف است ولی اگر حسينی باشيد هيئت و رفتارتان را بر مبنای حسين (ع) می سازيد ! هيئتی شدن كاری ندارد كافيست ريش بگذاريد و با پيراهن مشكی از اين هيئت به آن هيئت برويد ! حسينی شدن است كه مشكل است .

انقلاب اسلامی در تولید علم

صفحــــــه دوم

5_4. دلایل افزایش تصاعدی تولید علم در ایران بر اساس مبانی ابرطبیعیات

امام خامنه ای در ۲۵ خرداد ۱۳۸۵: «این را بدانید که کلید علمى که گفتم مى‌تواند یک ملت را متحول کند، با ایمان دست مى‌آید؛ با ایمان نگه داشته مى‌شود؛ با ایمان به کار مى‌افتد. ایمان قوى، یک چنین نقشى مى‌تواند داشته باشد. با ایمان، همه کارها آسانتر انجام مى‌شود تا بدون ایمان. الحمدللَّه هم ایمان دارید، هم انگیزه و همت و تصمیم و عزم راسخ دارید، هم توانایى استعداد و فکر دارید. شما باید این کار را بکنید؛ باید این کار پیش برود. … اى بسا که شیوه‌هاى تولید همین مواد – چه از معدن تا تولید «۶uf» یا غنى‌سازى آن – راه‌هاى خیلى میانبُرتر و خوبترى داشته باشد که شما آنها را کشف خواهید کرد؛ من شک ندارم که شما مى‌توانید این کارها را بکنید و مى‌توانید حرکت را سریعتر، آسانتر و بهتر انجام دهید.»

 

۵_۴_۱. استضعاف طبیعت و میل فزاینده آنها برای شناخته شدن کرامت آمیز؛ طبیعت برای شناخته شدن آفریده شده است، همان طور که خدای طبیعت هم دوست دارد که شناخته شود. طبیعت، برای کشف شدن تکامل بخش، بسیار بیش از کشف شدن با عنف و به بردگی گرفته شدن، استعداد دارد.

 

۵_۴_۲.کاربست ابرارتباطات (ارتباطات عقلی): شناساگران ابرفیزیک، به دلیل داشتن عقل قوی است که به جهاد علمی برای نجات طبیعت از چنگال طبیعیات طاغوتی می پردازند. جهادی ابتدایی در راه مسلمان کردن و به تکامل رساندن طبیعت. این جهادگران علمی، از مومنان صدر اسلام هم برتر هستند. پس قطعا بیش از ده برابر قوی تر از شناساگران حوزه فیزیک بردگی و به ذلت کشانندگان طبیعت هستند (ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین)؛ اگر بخواهیم بر طبق ادبیات ابردانش صحبت کنیم، به دلیل اینکه رویکرد ارتباطات بین یک مومن با یک پدیده مستضعف، رویکردی عقلی (ابرارتباطی) است؛ عقل (نه ذهن) شناساگر، با عقل یا همان امام درون هر پدیده ای ارتباط می گیرد و با تسلیم شدن عقلی پدیده، سایر ابعاد آن پدیده هم در برابر تلاش فکری جهادگر علمی، زودتر ایمان می آورد و دل به شناخته شدن می دهد؛ پری رو، تاب مستوری ندارد!

 

۵_۴_۳. کاربست ابرروش (روش امام مند) در ابرطبیعیات: به دلیل امامت ولیّ امر مشروع الهی، بر فرایند تولید علم و نجات طبیعتِ به استضعاف کشیده شده، روش به کار گرفته شده، یک روش عادی نیست، بلکه ابَرروش است (روش امام مند). ابرروش، یعنی روش شناختی مبتنی بر مدل جامعه شناسی استراتژیک. در ابرروش، نقش امام هر جامعه ای برای ارتباط گیری و دعوت آن جامعه به حق، بسیار موثر است. بنابراین، برای ترویج ایمان و نجات انسان و طبیعت از دست طاغوت، ابتدا به سراغ ائمه کفر یا ائمه مستضعفین می رویم و آنان را به اسلام دعوت می کنیم؛ مثل نامه رسول خدا به سران طاغوت زمان و نیز دعوت از پادشاه مسیحی حبشه و نیز دعوت از سران قریش و سران قبائل. در این حالت، نخست اقدام به شناخت ائمه هر دانشی کرده، از راه مومن کردن امام آن دانش، مامومین هم به سرعت به تکامل خود یا همان شناخته شدن توسط مومنین دل می دهند. و اگر ائمه آن قبیله از طبیعت، کافر باشند، با ائمه کفر جنگیده می شود و زیردستان وی آزاد می شوند؛ دقیقا همانند همان روشی که رسول الله در جهاد با مشرکین و طواغیت داشتند.

 

۵_۵٫ طرح بنیادین خلقت آفریده ها: همه مخلوقاتی که بُعد مادی دارند، هویتی چهار سطحی و یک عمقی دارند؛ یعنی هویتی مبتنی بر عدد پنج که تداعی کننده عدد اهل کساء. در ابرآفریده شناسیِ امامت محور، همه هستی، دارای امامی است، حتی سیب سنگ و اتم و کوارک. یعنی همه آفریده های مادی چهار سطحی و یک عمقی است؛ عمق استراتژیک آفریده ها، امام درون یا عقل آن است.

 

 

۶- فرق ابرطبیعیات با طبیعیات کنونی

در درون جمادات، استعدادهای بسیاری هست که کفار و علم طاغوتی فیزیک کنونی، بخش کوچک و بسیار سطحی آن را می تواند بارور کند؛ و هزاران توانش عمیق و انیق در دل ماده هست که حاضر به خودنمایی برای اندیشه نامحرم بردگی علم و عالم نیست. اصل اول ابـَـرطبیعیات (ابَـرفیزیک) این است که هر تحلیلی از ماده در صورتی برتر و پایدارتر است که مبتنی بر مدل آفریده شناسی استراتژیک باشد. به نظر می رسد که خواص و ویژگی هایی که برای هر ماده یا عنصر بر شمرده می شود؛ خواص اقتضایی آن باشد نه خواص ذاتی آن؛ امکان شناخت خواص ذاتی یک عنصر یا ماده، همواره از طریق شناخت خواص اقتضایی آن نیست؛ بلکه گاهی نیاز به شکافت سطح آن و به کار گیری محک استراتژیک است. بنابراین، هیچکدام از قوانین فیزیک که مبتنی بر شناخت ماتریالیستی است، لزوما ثابت و قطعی نیست؛ زیرا طبیعت می تواند رفتارهای متفاوتی را در برابر متغیرهای و محرک های یکسان ارائه کند؛ چون طبیعت نیز، مانند انسان، دارای عقل، ذهن و قلب است و ممکن است در پی شرایط متفاوت درونی، واکنش های متفاوتی ارائه کند. و این عناصر موثر در واکنش طبیعت، به دلیل اینکه غیر جسمانی هستند، به هیچ عنوان در نگاه مادی شناسانه پزیتیویستی قابل فهم نیست. هر چه بیشتر به سمت طیف وجودی غیرجسمانی یک ماده برویم؛ مثلا به سمت ذرات ریزی برویم که آزادی عمل و حرکت بیشتری دارند؛ مانند الکترونها، کوارکها و …؛ قوانین فیزیک مادی فعلی، کمتر جواب می دهد. چون نقش روح ذرات، در واکنش ها بیشتر می شود و این چیزی است که می تواند اختلالات قوانین حاکم بر کوارکها و ریزذره ها را تبیین کند.

علم مرتاض ها، تا مرحله قلب پدیده ها پیش رفته است: نیروی لازم برای تداوم حیات را قلب هر موجودی تولید می کند؛ بنابراین مرتاض ها یک یا دو گام از سطح علمی ماتریالیستها بالاتر رفته اند و به جای در هم کوفتن جسم برای نابودی فرد، می توانند بر حواس پدیده یا قلب وی تسلط یابند. تسلط قلبی بر پدیده ها، برای غیر خدا، ممکن است اما سطوح مختلف تسلط عقلی (ولایت باطنی)، تنها برای اهل عبودیت ممکن است. اهل کرامت هم لزوما بر عقل پدیده ها تسلط ندارند و ممکن است که تصرف آنها تا حد قلب پدیده ها باشد. ولی مرتبه عالی ولایت باطنی که ارتباط و سیطره بر عقل مخلوقات است، فقط از سوی کسانی ممکن است که در سلسله علل حقیقی آن واقع شده اند؛ یعنی وجود نورانی اهل بیت و رسل خدا (صلی الله علیه و آله و سلم).

اگر قرار است که علم اسلامی از طریق در اختیار گرفتن عمق استراتژیک (عقل) پدیده ها باشد، لازمه آن این است که تنها آدمهای عاقل بتوانند علم کسب کنند؛ همان طور که قرآن و کتاب تشریع نیز تنها برای هدایت اهل تقوا است نه هر کسی که آن را بخواند و حتی بفهمد و تفسیر هم بکند. اینکه ابرآفریده شناسی، تنها از طریق ابردانشجو قابل بهره برداری باشد، دو فایده دارد؛ یکی اینکه معلومات، از طریق مکشوف شدن، به کمال خود می رسند؛ مثلا سیب از راه ایمان آوردن به هدف ولیّ امر الهی، خود را بسیجی فداکار او می داند و با پیشانی بند یاحسین، مشتاقانه در وجود امام خود ذوب می شود؛ تا توانی به ایشان بخشیده باشد و این نهایت کمال یک سیب است. دیگری اینکه چون یک فرد عاقلی علم را کشف کرده است، حتما علم مفید است و در مسیر عبودیت خود و نظام آفرینش به کار می رود؛ یعنی ابربمب ها اساسا درست نمی شوند که در دست مستکبرین بیفتند یانیفتند.

إحیاء علوم، کار غزالی و دیگران نبوده است، کار امام زمان و تا حدی نائب ایشان است؛ «أینَ مُــحـیی مَـعالِـم الدّیـن و أهـله؟» کجاست احیاگر معرفت های دینی و اهل آن؟ به راستی همان طور که قرار است امام زمان قرار است معرفت دینی و جامعه انسانی را نجات دهد، قرار است روشنای چشم طبیعت هم باشد و فساد و استضعاف طبیعت را نیز نجات دهد. همان طور که جامعه بشری در وضعیت ظلم حداکثری در دوران پیش از ظهور است، طبیعت، جمادات، گیاهان و حیوانات هم در همان وضعیتند. هم مخلوقات بدون مهدی زهرا در وضعیت استضعاف هستند و همه یا صاحب الزمان می گویند. بنابراین، به محض پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ۵۷؛ همه عالم تکوین احساس مسرّت استراتژیک کرد. وقتی طبیعت در رنج مضاعف بردگی و تحقیر و توهین و اسراف و نابودی از سوی علم فیزیک طاغوتی باشد؛ همانند زندانی ای می ماند که قرن ها است در اسارت دوام آورده است و چشم به راه منجی خود است؛ این مساله سبب می شود که وقتی امام خامنه ای ندای آزادیبخش تولید علم سر می دهد؛ بدنه طبیعت و عموم افراد جمادات، گیاهان و حیوانات، اشک شوق رهایی بریزند. به همان راحتی که ایرانیانِ به تنگ آمده از ظلم ساسانیان، اسلام را در آغوش کشیدند، جهان طبیعت هم از درون فشار زیادی به سیستم فیزیک و طبیعیات طاغوتی می آورد و منتظر است که دانشمندان ولایی و پیرو راه روشن احمدی، یک ضربه از بیرون به بدنه فرسوده فیزیک و طبیعیات طاغوتی بزنند تا توان طبیعت هم به کمک آنان بیاید و پوسته بی تربیت طبیعیات طاغوتی را در هم بشکنند. زیرا هم تکامل طبیعت در تحقق علم و استخدام آزادنه و ایمانی است و هم تکامل و سعات بشر.

بر اساس آنچه در ابـَـرارتباطات گفته شد؛ ارتباطات استراتژیک آن است که عقل طرفین با هم ارتباط بگیرند و به هر میزان که عقل ما قوی تر باشد، قدرت تاثیرگذاری مستقیم یا همان ولایت باطنی و تکوینی ما بر پدیده ها بیشتر می شود. به دلیل آنکه امام خامنه ای شخصا پیگیر تحقق موفقیت هسته ای بوده اند و نیز فرزندان بسیجی وی که در حوزه علوم هسته ای و سایر فن آوری های برتر کار می کردند، عموما مخلص و با تقوا بوده اند، توان اکتشاف عقلی (نه ذهنی) پدیده ها را به دست آورده اند؛ تردیدی نیست که تلاش دانشمندان امام خامنه ای در کشف دشواری های دانش اتمی، نانو، سلولهای بنیادین، و … بیشتر با قدرت عقل یا همان نیروی ولایت باطنی شان بوده است تا قدرت ذهن و اندیشه و تفکر؛ همانگونه که بسیجیان در جهادهای نظامی تاریخ اسلام عمل کرده اند و بیشتر با قدرت ایمان و عوامل غیر ظاهری موفق شده اند؛ «و نَـصـَرتَـه بِـالرُعـب». یعنی دشمن را از درون و عمق خود، شکست داده اند و سپس ضربه سطحی و ظاهری را وارد کرده اند. در جهاد علمی هم موانع و دشواری های کشف علمی را با رُعـب به زانو درآورده اند و از سوی دیگر چون پیامشان، پیام فطرت طبیعت بوده است، از سوی خود عناصر طبیعت هم یاری شده، مورد استقبال قرار گرفته اند و خواهند گرفت.

 

 

۷- بیداری شیعی، اسلامی، مستضعفین بشری، طبیعت مسلمان، و طبیعت مستضعف

پس از بیداری جامعه شیعی در طی انقلاب اسلامی، زمینه بیداری شیعیان لبنان و سپس شیعیان بحرین و نیز مسلمانان فراهم شد؛ با بیداری مسلمانان، این بیداری به قلب اروپا و آمریکا در قالب بیداری مستضعفین شکل گرفت؛ همزمان با بیداری شیعیان، بیداری طبیعت مومن هم شکل گرفت؛ پس از مقاومت جانانه طبیعت مسلمان، بیداری عمومی و انقلابهای سونامیک طبیعت، زلزله به پا کرد؛ همان طوری که شهید راشل کوری جامعه خوابزده آمریکا را بیدار کرد، خواهر محترمش توفان کاترینا و دیگر توفانها، طبیعت مستضعف و ختفه آمریکا را بیدار کردند و شدند آن بادهای ساحلی، که خود را به نماد عصیان نظام اقتصادی و فیزیک بردگی آمریکا کوباندند و برجهای دوقلو را تا مرز سقوط کشاندند. استکبار هم، به فکر واکنش پیش دستانه در تخریب برجها به اسم اسلام و مسلمانان افتادند تا آبروی راشل کوری و خواهرش توفان یا برادرش زلزله را نزد افکار عمومی بشر و افکار عمومی طبیعت ببرد. و هر روز بیش از پیش، واکنشهای مترقی یا استشهادی طبیعت را با اسم سونامی و غیره بد نام کنند. دقیقا همان تبلیغاتی که بر ضد امام خمینی و جمهوری اسلامی ایران به راه انداختند. ولی خون راشل کوری هرگز در زیر آن بلدوزر کاتر پیلار شصت هزار کیلویی خاک نشد و توفان کاترینا، خواهر انقلابی وی ، بوی خون راشل را عطر انقلاب همه نسیم ها خواهد کرد. توفان کاترینا و دیگر خواهرانش، با تبلیغات موهن آمریکایی و اروپایی بر ضد ابرفیزیک انقلابی و وحشی جلوه دادن طبیعت مسلمان و اقدامات جهادی، و متهم کردن طبیعت مطیع اراده الهی به القاعدگی، از پا نخواهد نشست!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code