نویسنده دانیال روحانی
اگه با من كاری داشتيد با اين شماره تماس بگيريد 09378641406
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد،تابناك ، تسنيم انتشارات «عماد فردا» با عناوین متعددی از تازه‌ترین آثارش از جمله حزب‌اللهی افراطی به نمایشگاه بیست و هشتم کتاب می‌آید. حزب‌اللهی افراطی» نام یکی از زيباترين کتاب‌های این انتشارات است که علی روحانی آن را نوشته و در این کتاب با نگرشی خاص به جبهه مذهبی حزب‌اللهی نگاه شده و در آن نویسنده در راستای تقویت این جبهه گاهی به نقد هم پرداخته که اثر را خواندنی کرده است. این کتاب نیز از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه در دسترس مخاطبان خواهد بود و ۱۳ هزار تومان قیمتی است که پشت جلد آن درج شده است.
دانيال : جوانان دين گريز نشده اند ،‌كار فرهنگی بلد نيستيم
بچه هياتی ها بخوانند : آيت الله بهجت می فرمايد: حسينی بشويد نه هياتی ! زيرا اگر هم هيئتی بشويد ، حسين تان را آنگونه كه خود دوست داريد و باب ميلتان است می سازيد و هر كس با ميل شما مخالف باشد می گوييد با حسين (ع) مخالف است ولی اگر حسينی باشيد هيئت و رفتارتان را بر مبنای حسين (ع) می سازيد ! هيئتی شدن كاری ندارد كافيست ريش بگذاريد و با پيراهن مشكی از اين هيئت به آن هيئت برويد ! حسينی شدن است كه مشكل است .

مراسم تشییع به پایان رسید .پیکر شهید را به سوی بهشت زهرا (س) بردند. من  هم به همراه آنها رفتم.
من جلو رفتم تا چهره ی شهید را ببینم.درب تابوت باز شد.چهره ی معصوم و دوست داشتنی شهید را دیدم شاداب وزیبا بود. دست شهید  به نشانه ی ادب روی سینه اش قرار داشت!یکی از همرزمانش می گفت:در لحظه ی شهادت ترکشی به پهلویش اصابت کرد.وقتی به زمین افتاد از ما خواست که او را بلند کنیم.
وقتی روی پایش ایستاد رو به کربلا دستش را به سینه نهاد وآخرین کلام را بر زبان جاری کرد :
((السلام علیک یا ابا عبدالله)) بعد هم به همان حالت به دیدار ارباب بی کفن خود رفت .برای همین دستش هنوز به نشانه ی ادب بر سینه اش قرار دارد.
امروز مراسم ختم این شهید است. رفقا گفته اند: خود استاد حق شناس در مراسم حضور می یابند! فراق این جوان برای استاد بسیار سخت بود.
این پیر اهل دل در جلوی درب مسجد سرشان را بالا آوردند و نگاهی به اطرافیان کردند.
بعد با حالتی نالان و افسرده گفتند:آه،آه، آقاجان…دوباره آهی از سر حسرت کشیدند و فرمودند: بروید در این تهران بگردید و ببینید کسی مانند این احمد اقا پیدا می کنید!؟
آن شب بین دو نماز سخنرانی نداشتند، اما از جا بلند شدند و روی صندلی قرار گرفتند.
بعد شروع به صحبت کردند.
موضوع صحبتشان در مورد همین شهید بود .
در اواخر سخنان خود آهی ازسر حسرت در فراق این شهید کشیدند. بعد در عظمت این شهید فرمود: در این تهران بگردید و ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می کنید!؟ ((این شهید را دیشب در عالم رویا دیدم از احمد پرسیدم چه خبر؟ 
به من فرمود : 
تمامی مطالبی که (از برزخ و…)می گویند حق است . از شب اول قبر وسوال و …اما من را بی حساب و کتاب بردند.))
بعد استاد  مکثی کرد و فرمود :((رفقا آیت الله العظمی بروجردی حساب و کتاب داشت اما نمی دانم این جوان چه کرده بود.چه کرد تا به این جا رسید.)) آن شب به همراه چند نفر از دوستان و به همراه آیت الله حق شناس به منزل شهید نیری در ضلع شمالی مسجد رفتیم.

حاج اقا وقتی وارد خانه شدند در همان ورودی منزل رو به برادر شهید کردند و با حالتی افسرده خاطره ای نقل کردند و فرمودند:
من یک شب زود تر از ساعت نماز راهی مسجد شدم به محض این که در را باز کردم دیدم یک جوان در حال سجده است اما نه روی زمین بلکه بین زمین وآسمان مشغول تسبیح حضرت حق است!دیدم همین احمد آقا است بعد که نمازش تمام شد پیش من آمد وگفت:تا زنده ام به کسی حرف نزنید.
دکتر محسن نوری از دوستان شهید میگفت:یک روز بهش گفتم من نمیدانم چرا توی این چند سال اخیر شما در معنویات رشد کردی .می خواست بحث را عوض کنداما سوالم را تکرار کردم . گفتم حتما علتی داره.گفت اگه طاقتش رو داری بشین تا برات بگم.
یه روز با رفقای محل رفته بودیم دماوند.یکی از بزرگترها گفت احمد آقا برو کتری روآب کن بیار… منم راه افتادم راه زیاد بود کم کم صدای آب به گوش رسید.از بین بوته ها به رودخانه نزدیک شدم.تا چشمم به رودخانه افتاد یه دفعه سرم را انداختم پایین و همان جا نشستم بدنم شروع کرد به لرزیدن نمیدانستم چه کار کنم . همان جا پشت درخت مخفی شدم …می توانستم به راحتی گناه بزرگی انجام دهم. پشت آن درخت وکنار رودخانه چندین دخترجوان مشغول شنا بودن .همان جا خدا را صدا زدم و گفتم خدایا کمک کن. خدایا الان شیطان به شدت من را وسوسه میکند که من نگاه کنم هیچ کس هم متوجه نمی شود اما خدایا من به خاطر تو از این گناه می گذرم …
از جایی دیگر آب تهیه کردم ورفتم پیش بچه ها و مشغول درست کردن آتش شدم. خیلی دود توی چشمم رفت و اشکم جاری بود یادم افتاد حاج آقا حق شناس گفته بود هرکس برای خدا گریه کند خداوند او را خیلی دوست خواهد داشت . گفتم ازین به بعد برای خدا گریه میکنم حالم منقلب بود و از آن امتحان سخت کنار رودخانه هنوز دگرگون بودم واشک میریختم ومناجات می کردم خیلی باتوجه گفتم یا الله یا الله… به محض تکرار این عبارات صدایی شنیدم که از همه طرف شنیده میشد به اطرافم نگاه کردم صدا از همه سنگریزه های بیابان و درختها و کوه می آمد!!! همه می گفتند سبوح القدوس و ربنا الملاکه والروح…
از آن موقع کم کم درهایی از عالم بالا به روی من باز شد…”
در سال ۱۳۹۱ ،دفترچه ای که ۲۷ سال پس از شهادت احمد اقا داخل کیفی قدیمی که متعلق به ایشان بود ،بدست آمد که حاوی نکات عجیب با دست خط خود ایشان بود. گویی او همیشه چشمانش باز بوده! واو بارها به ملاقات مولایش رسیده بود!.در آخرین صفحه نوشته بود که در دوکوهه مشغول وضو گرفتن بودم که مولای خوبان عالم حضرت مهدی(عج) را زیارت کردم…

8 دیدگاه

  1. Reyhaneh گفت:

    آری!قطعا تو نظر کرده ی خداوند متعال هستی!به ماهم نظری کن،شاید آبروی روز محشرمان باشی.

    2+
  2. حمید گفت:

    سلام علیکم.اولا عرض م کنم شهدا شرمنده ایم .دوما به دوستان توصیه می کنم حتما کتاب منتصب به این شهید بزرگوار به نام عارفانه رو مطالعه بفرمایند که خیلی خیلی موثر و تاثیر گذار در زندگی انسان است.جانم احمد علی

    2+
  3. ن.ر گفت:

    سلام. حیف که این شهدا غریبند و ما چیز زیادی از شهدا نمی دانیم و استفاده نمی کنیم… باید کاری کنند تا اینها شناخته بشن و الگوی ما بشن… بیچاره ما هستیم که غافلیم و از این همه سرمایه بهره نمی بریم ….

    2+
  4. زهرایی گفت:

    تا حالا با زندگینامه هیچ شهیدی تا این حد مانوس نشده بودم کاش این بنده گناهکارو هم شفاعت کنه

    3+
  5. عبد گفت:

    سلام من هم تازه با ایشون آشنا شدم و چند دفعه هنگام مطالعه ی زندگینامشون بوی عطر خوشی رو استشمام کردم …

    4+
  6. مجتبی گفت:

    سلام ای شهید والامقام من چندروزی است که کتاب این شهید عزیز را خوانده ام اصلا خیلی از خود بیخود شدم من یک بنده گنه کاری هستم که دوران جوانیم به بطالت وگناه گذشت ازاین شهید عزیز میخوام دست من گنه کار رو بگیره وکمکم کنه وراهی برای نجات به من نشون بده نمیدونم توبه ای که کردم قبول درگه حق قرار گرفته یا نه ای نیری عزیزمحتاج به شفاعت هستم

    3+
  7. Habib گفت:

    سبحان الله….

    3+
  8. هلیا گفت:

    واااای
    خدای من
    دیوانه شدم

    2+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code