نویسنده دانیال روحانی
اگه با من كاری داشتيد با اين شماره تماس بگيريد 09378641406
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد،تابناك ، تسنيم انتشارات «عماد فردا» با عناوین متعددی از تازه‌ترین آثارش از جمله حزب‌اللهی افراطی به نمایشگاه بیست و هشتم کتاب می‌آید. حزب‌اللهی افراطی» نام یکی از زيباترين کتاب‌های این انتشارات است که علی روحانی آن را نوشته و در این کتاب با نگرشی خاص به جبهه مذهبی حزب‌اللهی نگاه شده و در آن نویسنده در راستای تقویت این جبهه گاهی به نقد هم پرداخته که اثر را خواندنی کرده است. این کتاب نیز از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه در دسترس مخاطبان خواهد بود و ۱۳ هزار تومان قیمتی است که پشت جلد آن درج شده است.
دانيال : جوانان دين گريز نشده اند ،‌كار فرهنگی بلد نيستيم
بچه هياتی ها بخوانند : آيت الله بهجت می فرمايد: حسينی بشويد نه هياتی ! زيرا اگر هم هيئتی بشويد ، حسين تان را آنگونه كه خود دوست داريد و باب ميلتان است می سازيد و هر كس با ميل شما مخالف باشد می گوييد با حسين (ع) مخالف است ولی اگر حسينی باشيد هيئت و رفتارتان را بر مبنای حسين (ع) می سازيد ! هيئتی شدن كاری ندارد كافيست ريش بگذاريد و با پيراهن مشكی از اين هيئت به آن هيئت برويد ! حسينی شدن است كه مشكل است .

شبهه معلم دینی و آموزش مسایل خلاف

توی کلاس دینی وقتی ۱۱ سالم بود معلم میگفت‌‌ :

نباید ” مشروب ” بخوری !

من اصلا نمیدونستم مشروب چیه !

معلم دینی یادم داد !!!

 

میگفت نباید با ” دخترا ” بازی کنی !

نباید به بدنشون ” نگاه ” کنی !

من اصلا توی بازی با دخترا متوجه بدنشون نبودم!

معلم دینی یادم داد !!!

 

معلممون میگفت …

نباید بدون عقد شرعی ” هـمـبـسـتر ” بشی !

من از حرفهاش چیزی نمی فهمیدم !

نمی دونستم چی میگه!

معلم دینی یادم داد !!!

 

میگفت اگه خواهر داری …

نذار بدون روسری بره جلو ” نامحرم” !

من نمی خواستم به خواهرم ” زور ” بگم!

معلم دینی یادم داد !!!

 

میگفت زنها ” نصف ” مردها ارث میبرن !

من نمی خواستم به زنها جور دیگه نگاه کنم !

نمی خواستم ” حقشون ” رو بخورم!

معلم دینی یادم داد !!!

 

سرکلاس دینی همیشه حرف از ” دوری ” از زنها !

و حرف ” بهشت و حوری و شهوت ” بود!

ما جدا افتادیم از ” جنس مخالف ” !

ولی همیشه راجع بهشون با ما حرف زدند!

همیشه تکرار کردند !!!

 

« یه جور عقده شد » …!

تکرار ، تکرار ، تکرار و …!!!

ذهن هایی که فقط پر شده بود از ” شهوت ” !

بدونِ هیچ خاطره ای!

 

ما گرفتار افکاری همیشگی بودیم !

بدونِ هیچ راهی برای شناخت!

ما از جنس مخالف ” جدا ” بودیم!

 

واسه همینه الان بلد نیستیم …

رفتار با جنس مخالف رو!

واسه همینه تا یه زن میبینیم ذهن مون،

رفتارمون جوریه که خودتون میدونید!

 

معلم دینی از جنس مخالف برای ما …

ذهنیت ” انسانی ” نساخت !

ذهنیت ” ابزاری ” ساخت !!!

 

یه روز گفت از رو آیات قرآن بخون …

خوندم ولی نفهمیدم !!!

اون وادارم کرد کاری انجام بدم که نمیفهمم!

من نمی فهمیدم معنی کلمه ها رو !

فقط میخوندم، بعد گفت حفظ کن !

حفظ کردم همون چیزی که نمی فهمیدم رو!

بعد توی جشن ۲۲ بهمن …

همون آیات رو همخوانی کردیم!

به ما جایزه دادند !

بخاطر چیزی که نفهمیده بودیم !!!…

ولی حفظ کرده بودیم!

 

معلم دینی به ما یاد داد …

هر چیز که اطرافمون؛ خوبه ! «نعمت خداست»!

هر چیزی که بده ! «حکمت خداست»!

ما این وسط یه مشت علافیم !!!…

که کاری از دستمون ساخته نیست …!!!

 

معلم دینی بود که یاد داد …

قبل انجام کار بگو «بسم الله الرحمن الرحیم» !

ولی یاد نداد قبلش باید ” فکر ” کنیم!

 

معلم دینی بود که یاد داد ” تقیه ” کنیم !

یعنی میزان ” تقوای” شما بسته به ” شرایط ” تعیین میشه !

یعنی اگه صلاح بود که ” دروغ ” بگید ! اشکالی نداره !

یا اگه صلاح بود یه نفر رو ” بفروشید ” ! اشکال نداره !

یا اگه صلاح بود ” منت کشی ” کنید ! اشکال نداره!

 

معلم دینی بود که سر صف نماز ” تهدید ” کرد !

اگه کسی که ” خندیده ” رو ” معرفی ” نکنیم !

از همه نمره انضباط ” کم ” میکنه !

همونجا بود که معنیه ” آدم فروشی ” رو فهمیدیم!

 

معلم دینی بود که گفت …

هر کس بیاد ” راهپیمایی”  ۲ نمره بهش ” کمک ” میکنه!

همونجا معنی ” دستمال به دستی” و …

” پاچه خواری ” رو فهمیدیم!

 

الان از ما چی مونده !!!؟؟؟

آدمایی هستیم که …

همه چیز و همه اطرافیان خود را ” میفروشیم ” !

” ریا ” میکنیم ” تقیه” !

جلوی رئیس مون مطیع محض هستیم !

تا به پول و قدرت و احترام برسیم!

 

واسه رسیدن به یه ” زن ” …

از غرور، شرف، همه چیزمون میگذریم !

همه ” ترفندها ” رو به کار میگیریم !

اما پس از رسیدن به ” خواسته ” مون …

مثل یه ” ابزار ” کنار میذاریمش !

نمی فهمیم که اونم یه ” انسانیته” …!!!

 

ما پـسـران ایرانیم …

مـَردان ایرانیم …

دوست داشتیم  “خوب ”  باشیم …!!!

ولی ” مُعلّم دینی” داشتیم !!!…

 

من دوست دارم برگردم به ” ۱۱ سالگی” …!

وقتی معلم دینی رو دیدم ” ترک تحصیل” کنم …!

چون ترک تحصیل بهتر از ترک “انسانیتهّ…!!!

معلم

جواب شبهه:

 

فَمَن کَانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کَانَ فَاسِقاً لاَ یَسْتَوُونَ

آیا کسى که مؤمن است همچون کسى است که از فرمانِ  خداى بیرون رفته! هرگز برابر نیستند

 

این شبهه قدیمی است . هیچ شبهه ای تماما باطل نیست بلکه ادغامی شده از حق و باطل . یا نتیجه گیری باطلی از آن می شود . در مورد متن فوق باید بگویم که بیشترش باطل است خصوصا نتیجه گیری اش .

شبهه فوق از چند بخش تشکیل شده که یکی از تاکتیک های آن پرگویی و پراکنده گویی است. از یازده سالگی شروع کرده، ناگهان به تقیه می‌ رسد تا به تظاهرات روز قدس و ۲۲ بهمن برسد، بعد به آدم فروشی و معنای آن بپردازد و … .خب انصاف بدین من به کدومش الان پاسخ بدم! چند صد ساعت باید با شما صحبت کنم تا قانع بشوید . این پر گویی‌ها به این سه دلیل می‌ باشد:

اول – القای تعدادی شبهه‌ی متفرق که مخاطب نداند به کدامش توجه و تمرکز کند.

دوم – مخاطب گمان کند لابد گوینده حرفی برای زدن دارد که اینهمه پرگویی کرده است و سوم آن که پاسخ دهنده نتواند تصمیم بگیرد که حالا به کدام یک پاسخ دهد؟ و اگر بخواهد همه را فراز به فراز تحلیل و پاسخ دهد همانطور که عرض کردم خودش چند جلد کتاب می‌ شود.

پس تنها راه همین است که بصیر باشیم و منفعل هر نوشتاری نگردیم و اهمیت نداده وخود را شبیه باصطلاح روشنفکر جا نزنیم و نادانسته برای دیگران ارسال ننماییم تا آنان خوشحال شده و به ما بخندند. دین ما یک دین کاملا عاقلانه ای است و احمق ها سمت این دین نمی آیند و اگر بیایند سریعا دفع می گردند افتخار کنیم که دینداریم…

 

اولا: نویسنده شبهه با توهین به قشری دلسوز و متعهد از فرهنگیان کشور که بنابه وظیفه شغلی خود، مسئولیت سنگینی به دوش دارند، تلاش می کند همه مشکلات رفتارها و زشتی های جامعه را به گردن دین و مبلغان دینی بیاندازد. حال آنکه، زشتی ها و بداخلاقی هایی مثل تملق و حرام خواری و بی بندوباری نتیجه عمل نکردن به اسلام است، نه نتیجه تبلیغ آن!!!
معلم دینی وظیفه دارد دانش آموز را با احکام شرعی و حلال و حرام آشنا کند. البته به اقتضای سن و ویژگی های دانش آموزان.

دوما: نویسنده متن، روایتی خنده دار، عجیب و توهم برانگیز از آموزش مسائل دینی در مدارس بیان کرده، گویی اصلا در ایران آموزش ندیده.
آیا معلم دینی ایشان، فقط همین چند نکته را گفته؟ بعید است. زیرا معلم دینی از  وجوب نماز، احترام به والدین، حق الناس، کمک به فقرا و یتیمان و حتی حیوانات، مهربانی خدا، فداکاری و کینه جو نبودن،  و… هزاران نکته اخلاقی و اجتماعی سخن می گوید. چرا این مطالب  را نشنیده است؟
فقط در مورد مشروب ! و روابط دختر و پسر! (که لابد انتظار داشته معلم از دوستی های خیابانی و شیوه های حاملگی در نوجوانی مثل کشورهای غربی و.. تعریف کند) و  ارث زن! (که هر معلم دینی بخوبی می تواند مسئله عادلانه بودن تفاوت ارث بین زن و مرد را تبیین کند،) مطالب را شنیده!! عجیب است.

سوما: سطح علمی و کیفیت آموزشی همه اساتید و معلمان یکسان نیست و خطا و نقاط ضعف در هر انسانی وجود دارد، اما انتشار چنین متونی تنها با هدف تمسخر و شبهه افکنی در باورهای دینی جامعه صورت میگیرد. شبهاتی که بارها و بارها پاسخ داده میشود ولی مجددا به رنگ و سبکهای مختلفی، منتشر می گردد.
هشیار باشیم .

 

چهارما : این اسلام نیست که تلاش می کند تا مطالب بالاتر از نیاز و سن بچه ها را به ایشان بیاموزد بله این فرهنگ غرب است که آموزش مسائل جنسی در سنین کودکی را نهادینه می کند به سوره یوسف نگاه کنید خداوند به زیبایی و با حیای هرچه تمام تر یکی از خفن ترین داستانهای عشقی قرآن را به تصویر می کشد .. این اسلام نیست که به زن نگاه ابزاری دارد بلکه غرب است که زن را به ابزاری برای تبلیغ و فروش کالا تبدیل کرده اند. یکی از شبهات این متن،‌ ناعادلانه معرفی کردن احکام ارث زنان است، و حال این که تفاوت ارث یا دیه در زنان و مردان تنها در جهت حمایت بیشتر از خانواده است چرا که در اسلام مرد ، مکلف به تأمین نفقه و هزینه های زندگی خانواده است و وقتی از بین می رود دیه ی بیشتری به خانواده اش میدهند و یا وقتی ارثی قرار است توزیع گردد به مردان بیشتر میدهند. برعکس آنچیزی که در شبهه نشان داده میشود، این محصولات فرهنگی غربی (مثل کارتون ها و بازی های کامپیوتری غربی و …) هستند که ذهن و فکر کودکان را از مفاهیم جنسی و مبتذل پرمیکنند. اگر چه در کتب دینی مدارس تلاش میشود تا کودکان و نوجوانان درست خوانی قرآن یا حفظ برخی از سوره های قرآن را بیاموزند، اما در کنار آن، مضامین عالی و داستانهای آموزنده قرآنی نیز تعبیه شده است. همانطوری که اسلام به گفتن “بسم الله الرحمن الرحیم” در آغاز کارها توصیه کرده است، به تفکر و تعقل و کسب دانش هم تأکید کرده است. اسلام هم به عوامل مادی (مانند تلاش و دانش) و هم به عوامل معنوی (مانند دعا و توکل) در انجام کارها اصرار دارد.

 

پنجما : از شبهات دیگر این متن، تحریف در معنی دروغ مصلحت آمیز به دروغ برای کسب منفعت است و حال این که دروغ مصلحت آمیز ابعاد کاملاً مشخصی مانند کمک برای اصلاح ذات بین و یا جلوگیری از قتل ناحق نفس دارد، نه در جهت تأمین منافع شخصی. یکی از نکات این شبهه تلاش برای گنجاندن رفتارهای بدی مانند آدم فروشی یا چاپلوسی در آموزه های دینی است که البته هیچ مبنایی ندارد. تشویق و تنبیه از ابزار مهم تربیتی هستند ولی در این شبهه اگر کسی را بابت راهپیمایی، نماز جمعه یا حجاب تشویق و یا بابت کارهای ضد دینی تنبیه کنند، این تشویقها و تنبیه ها را در جهت چاپلوسی و ریاکاری تعبیر می کنند. در این شبهه، عبارت تقیه را به معنی ریا و منفعت طلبی تحریف کرده اند، در صورتی که تقیه یعنی حتی در شرایط سختی و فشار هم نباید از اصول کوتاه آمد و باید مترصد و آماده ماند. در این شبهه، کوشیده اند تا با تحریفِ اسلام و دروس دینی، اسلام و معلم دینی را عامل بد شدن ایرانی ها و ترک انسانیت معرفی کند در صورتی که مردان مومن با وفاترین و مورداعتمادترین مردان دنیا هستند.

 

ششما:

گفتی یه روز گفت از رو آیات قرآن بخون …

خوندم ولی نفهمیدم !!!

اون وادارم کرد کاری انجام بدم که نمیفهمم!

مگر انسان هر چیزی که به شناخت کامل آن دست پیدا نکرده است را کنار میگذارد؟ برای مثال آیا انسان بیسواد به رد تمام مطالبی که می شنود و می بیند می پردازد و چون بیسواد است هیچ چیزی را قبول نمیکند؟ یا از انسان باسواد و مطلعی برای فهم آن کمک میگیرد؟ در مورد قرآن نیز همین گونه است، فردی که با زبان عربی آشنایی ندارد  میتواند  با مراجعه به متخصصین و اهل آن به درک و فهم کلام الهی دست پیدا کند. در عصر حاضر ترجمه قرآن به زبانهای بسیار زیادی موجود است و راه فهم قرآن بسته نیست. افتخار پیامبر ما اینست که محمدا عبده و رسوله . نه عرفه و رسوله . دقت کن عبد نه عرف . یعنی مثل برده به خدا بگو چشم ، ادای روشنفکرها رو در نیاریم . خدای روشنفکری توی دین ماست عزیزم . ضمنا همانطور هم که بنده که مثلا شبیه معلم دینی هستم ولی نیستم همین تابستان سرکلاس قاعده ای را برای بچه های دبیرستان امام رضا (سوم ها) باز کردم بنام قاعده تاثیر متقابل عمل و رفتار بر ذهن آدمی . شناخت و معرفت مقدمه عبادت است ولی اگر هم حاصل نشد قرار بر این نیست که عبادت متوقف شود یا احکام دین تعطیل گردد . اگر شخص ۳۰ ساله شد و به شناخت نرسید یعنی نماز نباید بخواند ! آیا این شناخت قابل نشان دادن است ! فکر کردید مثل امور مادی با چشم دیده می شود! بنظرتان فلسفه تشویق یا تنبیه کودک ، ۵ سال قبل از بلوغ برای انجام واجباتی مثل نماز چیست ! آیا این کودک چیزی می فهمد ؟ مسلما نه پس فلسفه اش چیست ؟ رفتار و عمل چون یک سرباز است که فرمانده یعنی عقل و تفکر را به دنبا خود می کشاند . مخاطب را هم ارجاع می دهم به خواندن کتاب رابطه عبد و مولای استاد پناهیان . همچنین کتاب چگونه دستورات دینی ما را تربیت می کنند از همین نویسنده.

 

هفتما: خب، حالا چه کنیم که [این دروغ‌گو] وقتی یازده ساله بود، معلمش به او چه گفته است؟ اگر کسی بگوید: معلم شما بی‌ خود کرد به شما پسر یازده ساله، بحث از حجاب دختر، یا احکام ارث و دیه دختران را بیان کرد کافیست؟ یا حتماً باید به این قصه‌ی من درآوردی، چنان اهمیتی بدهیم که گویا چشم انداز فلان مکتب را نقد می‌کنیم، و بعد فراز به فرازش را تحلیل و نقد کنیم؟!

آیا آن معلم نادان، با شما در سن ۱۱ یازده سالگی در مورد “تقیه” صحبت کرده است؟!

نکند انتظار دارد که هر کجا به گمان خودش احساسی نوشته گریه کنیم، یا حرف‌ هایش را قبول کنیم و بگوییم: ای وای! این اسلام عجب دینی است؟!

نکند انتظار دارد که دین خود را از گفته‌های آن معلم خیالی و دریافت‌های این کودک یازده ساله بشناسیم؟! دین اینقدر قشنگ است که ادواردو آنیلی ایتالیایی شیعه شد و از تمام ثروت خاندانش دست کشید بخاطر حفظ دین . اگر باور ندارید از دوستان هیات بپرسید که نمایشگاهش را در مدرسه برگزار نمودند.

شما چرا در همان یازده سالگی و خاطرات آن معلم، درجا زده‌اید؟ آیا هیچ گاه دوازده ساله و پانزده ساله نشدید؟! به عمرتان معلم دیگری ندیدید و سخن دیگری نشنیدید؟!

قرآن که عمراً نخوانده‌اید، اما حتی یک کتاب نیز [به ویژه در اصول عقاید] نخوانده‌اید و ناگهان درس ناخوانده وارد مباحث فقی (حقوقی) شدید و در این میان نیز فقط بحث ارث و دیه را انتخاب کردید؟! بدیهی است که آن تدریس‌ها، چنین نوابغی بار می‌آورد!

از همان نویسنده می‌پرسیم: فرض کنیم که الان هجده سال دارید [البته اگر از اعضای شبکه‌ی شبهه پراکنی بهاییت که اغلب بزرگسال هستند نباشید]؛ آیا در این شش سال، این چند تا سؤال ساده را نگه داشتید تا تکنولوژی پیشرفت کرده و بتوانید در فضای مجازی منتشر کنید؟!

به او می‌ گوییم: خیلی راحت می‌توانستید این چند مطلب را از چند نفر که می‌ دانند سؤال کنید و یا در همان فضای مجازی پیگیری کنید و به پاسخ برسید، نیازی نبود تا برای یک مملکت منتشر کنید تا همه بدانند که معلم شما در یازده سالگی، به شما چه گفته است!

در خاتمه می‌ گوییم: اول آن که بدانید اسلام عزیز با این قصه‌ ها و انشاهای چند خطی، رد و تکذیب نمی‌ شود –  دوم آن که هیچ کس محل نمی‌ گذارد، مگر کسانی که قبل از خواندن، بر همین مواضع باشند و شما فقط به آنها خوراک می‌ دهید – سوم آن که ما و بقیه نیز منفعل شما نمی‌ شویم که شما یک قصه چند خطی بنویسید و بعد ما چند کتاب در باره‌ی اصول دین – فقه – انقلاب و … بنویسیم.

 

هشتما : مهمترین ذکر ما دینداران لااله الا الله می باشد یعنی اول نفی و بعد اثبات . یعنی اول اخ و اه بعدش خوبی ها . یعنی اول انکار بدی ها . ترجمه اش: نیست هیچ معبودی . قرآن را با اعوذبالله شیطان الرجیم شروع می کنیم یعنی اول اعلام برائت از شیطان . لذا روش قرآن هم به اینگونه است اول خیلی از چراغ قرمزها را نشان می دهد تا بدی ها نرود خوبی ها جایی برای رشد ندارد . تا در زمین کشاورزی آفت ها از بین نرود شما هزار تا محصول خوب هم بکاری سودی ندارد لذا اول باید آفت شناسی و پشبه شناسی و شپش شناسی انجام داد عزیزمن.

 

 نهما:

گفتی :ما گرفتار افکاری همیشگی بودیم !

بدونِ هیچ راهی برای شناخت!

حال سوال من: کی راه شناخت رو برای تو بسته ؟ دین که تشویق می کنه یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادته . راستش خودت بستی عزیزم چون بیشتر وقتت رو درگیر کلش بازی کردن و تو پارکها علافی و مسایل دیگه ای هستی ( منظورم نویسنده است ها سوء تفاهم نشه) خب وقتی هیات کم میری یا با آدم های صالح و متفکر نشست و برخاست نداری و از طریق ماهواره و شبکه های اجتماعی تغذیه می شی مسلم هست که کار به اینجا میرسه…

4+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code