نویسنده دانیال روحانی
اگه با من كاری داشتيد با اين شماره تماس بگيريد 09378641406
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد،تابناك ، تسنيم انتشارات «عماد فردا» با عناوین متعددی از تازه‌ترین آثارش از جمله حزب‌اللهی افراطی به نمایشگاه بیست و هشتم کتاب می‌آید. حزب‌اللهی افراطی» نام یکی از زيباترين کتاب‌های این انتشارات است که علی روحانی آن را نوشته و در این کتاب با نگرشی خاص به جبهه مذهبی حزب‌اللهی نگاه شده و در آن نویسنده در راستای تقویت این جبهه گاهی به نقد هم پرداخته که اثر را خواندنی کرده است. این کتاب نیز از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه در دسترس مخاطبان خواهد بود و ۱۳ هزار تومان قیمتی است که پشت جلد آن درج شده است.
دانيال : جوانان دين گريز نشده اند ،‌كار فرهنگی بلد نيستيم
بچه هياتی ها بخوانند : آيت الله بهجت می فرمايد: حسينی بشويد نه هياتی ! زيرا اگر هم هيئتی بشويد ، حسين تان را آنگونه كه خود دوست داريد و باب ميلتان است می سازيد و هر كس با ميل شما مخالف باشد می گوييد با حسين (ع) مخالف است ولی اگر حسينی باشيد هيئت و رفتارتان را بر مبنای حسين (ع) می سازيد ! هيئتی شدن كاری ندارد كافيست ريش بگذاريد و با پيراهن مشكی از اين هيئت به آن هيئت برويد ! حسينی شدن است كه مشكل است .

قسمتی از کتاب : این مسئله خیلی جدی است نوشته دکتر علی روحانی

 

روش‌ های درمان

با تمام راهکارهایی که برای پیشگیری از ابتلا به بیماری‌ها گفته میشود باز هم عده‌ای به دلایل مختلف گرفتار بیماری می‌شوند. در این جا چاره‌ای جز به کار بردن روش‌های درمانی وجود ندارد. در مورد خودارضایی هم چنین است برخی از نوجوانان به دلایل مخلتفی از جمله بی‌اطلاعی از زیان‌ها و عوارض این کار و یا دلایلی که ذکر گردید، گرفتار خودارضایی شده‌اند. همانگونه که عالمان اخلاقی مطرح نموده اند، هر روش درمانی در اخلاق و خود سازی، مبتنی بر طی کردن سه مرحله علم، حال و عمل است، ولی چون مرحله حالت (پشیمانی و ندامت) به صورت انفعال در انسان پدید می آید و در حقیقت بازتاب آگاهی است، این مرحله به صورت یک روش مستقل مطرح نمی شود؛ بنابراین برای خارج شدن از این مشکل، روشهای درمانی شناختی و رفتاری زیر پیشنهاد می شود. وظیفه ما دادن آگاهی و شناخت است و کاری که خود شما باید انجام دهید التزام عملی به دستورالعمل ها و به کار گیری دقیق روش های رفتاری است .

فرد باید تمام انرژی و توان خود را برای درمان این عمل به کار ببندند. تمام نکاتی که در فصل گذشته در مورد راه‌های پیشگیری گفته شد، دقیقا در مورد درمان خودارضایی هم کاربرد دارند و ما به دلیل جلوگیری از تکرار، از بیان دوباره آنها خودداری می‌کنیم. ولی نوجوانی که در صددد ترک این عادت ناپسند می‌باشد، باید مو به مو آنها را به کار ببندد. علاوه بر این در این فصل به نکات جدیدی اشاره خواهیم کرد:

۱- اعتقاد به درمان پذیری

اولین قدم برای حل هر مشکلی این است که باور داشته باشیم مشکلمان قابل حل است. اگر از همان ابتدا بر این باور باشیم که این مشکل حل شدنی نیست، تلاشمان بی‌فایده است و راه به جایی نمی‌برد. در درمان این کار نباید ناامیدی بر ما غلبه کند.

بنابراین نخستین گام براى درمان این عادت شوم، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیرى آن و دورى از یأس و ناامیدى است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونى نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیرى دقیق دستورها است. البته ترک عادتِ نامطلوب، در زمانِ کوتاه بدون راهنماى کارآزموده و دلسوز، امکان ندارد. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدى و محورى را ایفا مى‏کند.

نورمن وینسنت پیل‌ روانشناس آمریکایی چنین می‌گوید: هرگز کلمه نمی‌شود را به کار نبرید، زیرا کاربرد این کلمه یعنی قبول آن خوب است در این جا به برخی از نامه‌های افرادی که با توکل بر خدا و تلاش خودشان موفق به ترک خودارضایی شده‌اند اشاره‌ای داشته باشیم:
به شکرانه الهی موفق شدم این عادت ناپسند را تماما ترک نمایم… .موضوعی که در این میان دریافتم این بود که من می‌تواند در لحظات حساسی که وسوسه‌های شیطان به سراغم می‌آید، به آن پاسخ منفی بدهم و این که من حداقل اراده برای مقابله با وسوسه‌های شیطان را در خود می‌بینم و می‌توانم با ایستادگی به تدریج آن را تقویت نماید. در این میان راهنمایی‌های پایانی شما در آخرین مکاتبه بسیار کارآمد و موثر بود و به نسبت پاسخ‌های قبلی تأثیگذارتر بود. من هم اکنون در حال بازیابی هویت خود هستم این که چه کسی هستم چه اهدافی دارم و در حال حاضر چه باید بکنم که البته در این مسیر مطالعه آثار شهید مطهری بسیار سودمند بود… من فکر می‌کنم که اگر به وظایف فردی و اجتماعی‌ام عمل نماید خداوند مرا به بهترین شکل ممکن حمایت خواهد نمد و بهترین سرنوشت را برایم رقم خواهد زد.
می‌خواستم تشکر کنم! با انجام روش‌هایی که ذکر کردید توانتستم از این عمل شنیع دست بردارم.
تابستان سال سوم دانشگاه آنروز زیباترین روز بهاری زندگانی‌ام بود بعد از نماز ظهار دست‌هایم را به سوی درگاهش بلند کردم و با تمام وجود فریاد زدم خدااااااااااااااااااااااا می‌خواهم آدم شم خدااااااااااااااااااا ! کمکم کن و جوابم را بده! یادم است آن راز این تصمیم از اعماق قلبم بند می شد و به درگاه حضرت دوست می‌رفت. نمی‌دانم آن لحظه بین من و خدا چه گذشت ولی آن شب را برای نماز شب از خواب بلند شدم. الله اکبر! با تمامم وجود شروع کردم به خواندن نماز و در تمام نماز عاشقانه گریستم و با او درد دل کردم. نمازی که دلم می‌خواست هیچ گاه پایان نپذیرد. روز اول تیر ماه همه نمازهایم با اذان شروع شد و شب دوباره در خلوت تنهایی‌ام با خدا عاشقانه راز و نیاز کردم و گریستم و کمک خواستم…. الان هفت ماه است که موفق شده‌ام با کمک خدا این عمل را ترک کنم. می‌دانم که اگر اراده کنم می‌توانم همین روند را ادامه دهم….
با استعانت از خداوند و توسل به اهل بیت عصمت و طهارت و جدیت خودم خود را از این گناه به مرور زمان دور کردم و با وجود همه سختی‌های ترک این گناه موفق به ترک شدم.
لذا با جدیت از آن لحظه تصمیم به ترک گناه گرفتم و با دعا و نیایش به درگاه خداوند خود را کم کم از این گناه دور کردم و عهد کردم که دیگر به سراغ این گناه نروم. الحمد لله! با عنایات امام زمان موفق به ترک این گناه در همان سن هفده، هجده سالگی شدم، از آن به بعد هم سعی در به دست آوردن روحیه، توجه بیشتر به معنویات و اعتقادات پیدا کردم.

۲- تدریجی بودن درمان

تدریجی بودن درمان از نکات مهمی است که باید مورد توجه فرد مبتلا قرار گیرد. نوجوانی که چند ماه و یا چند سال گرفتار این مشکل بوده،نباید از خودش انتظار داشته باشد که در عرض چند روز یا چند هفته بتواند این کار را ترک کند، همین که به تدریج بتواند از تعداد دفعات آن بکاهد، پیشرفت خوبی کرده است. همان طور که قبلا اشاره کردیم، یکی از عوارض خودارضایی اعتیاد به این است. کسی که به خودارضایی عادت کرده باشد، برای درمانش نیاز به زمان دارد، درست مثل کسی که معتاد به مواد مخدر شده باشد. چنین شخصی نباید در درمان عجله کند و اگر بعد از مدتی دید هنوز مشکلش حل نشده، نباید ناامید گردد. درمان مشکلی که به صورت عادت درآمده است، در زمان کوتاه، معمولا غیر ممکن و یا خیلی مشکل است. گاهی اوقات درمان خودارضایی حداقل به همان میزانی که فرد مبتلا به این کار بوده نیازمند زمان است البته گاهی اوقات هم فرد با اراده قوی خودش پس از سال‌ها ابتلا به خودارضایی در عرض مدت کوتاهی این کار را ترک می‌کند. پس شتاب‌زده و مأیوس نشویم و از میدان نبرد مبارزه بیرون نرویم. ترک عادات غلط زمان بر است ، و گاهی بیش از ۴۰ روز و گرفتن چله های بیشتر نیاز است .
اگر نوجوان مبتلا به خودارضایی بتواند درمان این مشکل را تحت نظر یک مشاور دلسوز، مذهبی، امین و کاردان پیگیری نماید و مراحل درمانی را با راهنمایی‌های او قدم به قدم طی کند، قطعا موثرتر خواهد بود، تجربه تعدادی از مبتلایان نشان می‌دهد که این روش با موفقیت بیشتری همراه است.

۳- تقویت اراده

شاید مهم‌ترین نکته در درمان خودارضایی، اراده و خواست خود فرد باشد. اگر نوجوان مبتلا نخواهد خودش را درمان کند، می‌تواند با قاطعیت گفت که درمان امکان ندارد. ولی اگر خودش اراده کرد این مشکل را حل کند، بر هر مانعی غلبه خواهد کرد و قعطا موفق خواهد شد، چرا که خواستن توانستن است. هیچ مانعی نمی‌تواند در برابر اراده انسان مقاومت کند. البته اراده همانند نهالی است که باید آن را پرورش دهیم تا به مرحله ثمردهی برسد. به عبارتی دیگر، اراده تقویت شدنی است.

درمان و چاره جویى باید منطبق بر خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتى که او نخواهد، مى‏توان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد.
بنابراین بیمار اگر بخواهد، مى‏تواند بر بیمارى اش غلبه کند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عین حقیقت است. اراده همچون نهالى است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایى و ثمردهى برسد؛ به عبارت دیگر، اراده تقویت شدنى و پرورش یافتنى است و راه پرورش و تقویت آن این است که برخلاف میل خود، اندک اندک به مقابله با این عادت شوم برخیزد تا پس از مدتى لذت توانستن را بچشد.(ق، مؤسسه پژوهشى – فرهنگى اشراق، خودارضایى یا ارضاى انحرافى جنسى، صص ۲۹ – ۳۰)
گاهی اوقات نوجوان تمام‌ راه‌های پیشگیری و شیوه‌های درمان را می‌داند، ولی اراده‌اش را برای ترک خودارضایی ضعیف است. یکی از شایع‌ترین حالاتی که نوجوانان مبتلا به خودارضایی در خودشان می‌یابند، این است که اراده شان چنان ضعیف شده که نمی‌توانند تصمیم جدی بر ترک این کار بگیرند یا این که تصمیم می‌گیرند ولی نمی‌توانند این تصمیم را عملی کنند و به آخر برسانند. بعضی از نوجوانان مبتلا به خودارضایی می‌گویند دیگر اراده‌ای برای ترک این کار در ما باقی نمانده است، ولیا ین حرف غلط است. ممکن است اراده اسنان ضعیف شود ولی هرگز از بین نمی‌رود. نشانه‌اش هم این است که نوجوان این عمل را در حضور دیگران انجام نمی‌دهد. یعنی هنوز این اراده را دارد که برخی مواقع و در برخی جاها به این کاردست نزدند. اما باید این اراده را دارد که برخی مواقع و در بخریجاها دست به این کار نزند. اما باید این اراده ضعیف را تقویت کند. برای تقویت اراده شیوه‌های متخلفی ذکر شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
یکی از کارهای اساسی برای تقویت اراده، تلقین جملاتی است که به فرد نیرو و انرژی روانی می‌دهد. یعنی هر روز جملاتی که انرژی مثبت دارند در ذهنتان مرور کنید و حتی به زبان بیاورید. جملاتی مانند: من اراده لازم برای انجام کارهایم را دارم. هیچ چیز نمی‌تواند اراده‌ام را متزلزل کند. اراده‌ام هر روز محکم‌تر می‌شود، باید موفق شوم، زیرا موفقیت از آن نیرومندان است. و ….. همچنین در کارهای سخت و دشوار هم تلقین را فراموش نکنید. فیلیس سیمولک چنین می‌گوید: به کار بردن و نگار کلمات منفی، مخرب و ویرانگر است. این کلمات قفل‌هایی هستند که بر درهای ورودی هر راه حلی زده می‌شود تا ما را برای شکست آماده کند و برعکس کلمه آری به هیجانمان می‌آورد، تحرک می‌بخشد و چنان فعال می‌شویم که مشکلمان را حل خواهیم کرد. ویکتور پوشه، روان شناس طفرانسوی، در مورد خودارضایی می‌گوید: افراد مبتلا به این عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: من به خوبی می‌توانم این عادت بد را از خود دور کنم، من می‌توانم. این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.

پل ژاگو بر آن است که: «تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است.»(همان، ص ۳۴)
برای تقویت اراده باید از پراکنده کاری و آشفتگی درکارهایتان پرهیز کنید. کارهای متنوع و مختلف علاوه بر این که انرژی ما را پراکنده می‌سازند، موجب به هم ریختگی فکری هم می‌شوند. پس بکوشید به کارهایتان تمرکز و انسجام ببخشید.
سعی کنید کارهایی را که بر عهده می‌گیرد، ناتمام رها نکنید و آنها را تا رسیدن به نتیجه مطلوب ادامه دهید. کارهای نیمه تمام، باعث می‌شوند‌ فرد، خودش را انسانی بی‌اراده و یا دارای ضعف اراده تصور کند و دیگر قدرت بر عهده گرفتن فعالیت‌ها و مسوولیت‌های مخلتف را نداشته باشد. قبل از انجام هر کاری کمی درباره آن کار و توانایی‌ها و استعدادهای خودتان بیاندیشید و اگر توانایی انجام آن کار و تمام کردنش را ندارید، از اول آن را بر عهده نگیرید.
هرگز درکارها ناامید نشوید و تا جایی که می‌توانید تلاش کنید. همیشه به خود بگویید: هنوز برای تسلیم شدن زود است، من هرگز تسلیم نمی‌شود.
کلمه غیر ممکن را از صفحه ذهنتان پاک کنید.
هر روز صبح حداقل بیست دقیقه، به طور مرتب و در ساعتی معین ورزش کنید.
ترک گناه و مخالفت با وسوسه‌های شیطان، نقش بسیار موثری در تقویت اراده دارد. ویلیام جیمز روان شناسی معروف آمریکایی چنین می‌گوید: یک نه گفتن به یک عادت بد، موجب می‌شود شخص برای مدتی تجدید قوا کند و بدین وسیله ضعف اراده خود را به تدریج برطرف سازد.
مقید باشید هر روز تعدادی معین از آیات قرآن را تلاوت کرده ترجمه آنها را هم بخوانید.
پس از فکر کردن و مشورت، از پیامدهای تصمیم‌هایتان هراسناک نباشید. به خدا توکل کنید و در تمام امور از او کمک بخواهید.
باور کنید همانند دیگر انسان‌ها از توانمندی‌های بسیاری برخوردارید و از دیگران کمتر نیستید. فراموش نکنید نقاط قوت انسان از نقاط ضعفش بیشتر است و نباید خود را دست کم بگیرد. تصمیم خوب در پرتو تکیه بر توانایی‌ها جبران ضعف‌ها و احساس توانمندی‌ها شکل می‌گیرد.
هر کاری را آسان تلقی کنید، زیرا همه سختی‌ها در برابر اراده پولادین انسان آسان می‌گردد. به استقبال کارهای به ظاهر دشوار بروید و به خود تلقین کنید می‌توانید در این امور درست تصمیم بگیرید و افتخار موفقیت در انجام آنها را به دست آورید.
برای مدتی برنامه‌ریزی‌ها و تصمیمات خود را با فردی شایسته در میان بگذارید و از وی بخواهید مراقب باشد تا در شما دو دلی پیش نیاید اجرای تصمیماتتان را به تأخیر نیندازید.
از خواب زیاد پرخوری و دیگر اسباب تنبلی و سستی اراده بپرهیزید.
با کسانی که روحیه و اراده‌ای قوی دارند دوست شوید تا اراده شما نیز قوی گردد.
تصمیمات بجا و پرارزش گذشته خود رابه یاد آورید و توجه کیند که چون گذشته برای انجام دادن کارهای مهم آمادگی دارد.
با تصمیم‌ها آسان در کارهای ساده، به تدریج خود باوری و توامندنی را در خویش پدید آورید و راه را برای تصمیم گیری در امور پیچیده و مشکل هموار سازید.
از شکست خوردن نهراسید و بدانید که شکست‌ها پلی هستند به سوی موفقیت و کامیابی.
سرگذشت افراد سخت کوش و با اراده را مطالعه کنید و از آنها درس بگیرید.
بد نیست در این جا نگاهی به داستان موفقیت یکی از همین افراد با اراده بیندازیم:
سکاکی، مردمی فلز کار و صنعتگر بود و در کارش مهارت فراوانید اشت. او توانست با مهارت و دقت بالا، دواتی بسیار ظریف به همراه قفلی ظریف‌تر بسازد که لایق تقدیم به پادشاه باشد. انتظار همه گونه تشویق و تحسین از هنر خودش را داشت. با هزاران امید و آرزو خدمت پادشاه رسید و هنرش را عرضه کرد. در ابتدا همانطوری که انتظار داشت مورد توجه قرار گرفت، اما حادثه‌ای پیش آمد که فکر و راه زندگی سکاکی را کاملا عوض کرد.
در حالی که پادشاه مشغول تماشای هنر زیبای او بود و سکاکی هم غرق در خیالات خویش، خبر دادند یکی از دانشکندان آن زمان وارد میشود . همین که او وارد شد، پادشاه چنان سرگرم پذیرایی و گفتگوی با او شد که سکاکی و صنعت و هنرش را به کلی از یاد برد. مشاهده این منظره تحولی عمیق در روح سکاکی به وجود آورد. فهمید که از این کار تشویق و تقدیری که می‌بایست نمی‌شود و همه امید‌ها آرزو‌هایش به نا امیدی تبدیل شد. ولی روح بلند پرواز سکاکی نمی‌توانست آرام بگیرد. حالا چه بکند؟ فکر کرد باید به دنبال درس و کتاب برود و امیدها و آرزو‌های گمشده‌اش را در آن راه جستجوکند. هر چند برای فردی که دوره جوانی را طی کرده بود، همدرس شدن با کودکان تازه کار و نشستن در کنار آنها کار آسانی نبود ولی چاره‌ای جز این نیست ماهی را هر وقت از آب بگیرند تازه است. از همه بد‌تر این که وقتی شروع به درس خواندن کرد در خود هیچ‌گونه ذوق و استعدادی نسبت به درس خواندن ندید. شاید هم اشتغال چندین ساله او به کارهای فنی و صهعتی ذوق علمی و ادبی‌اش را خشک کرده بود. ولی نه سن بالا و نه کم شدن استعدادش هیچ کدام نتوانست او را از تصمیمی که گرفته بود،منصرف کند. با جدیت فراوان مشغول کار شد، تا این که اتفاقی افتاد. استادی که به او درس می‌داد، این مسئله را به او یاد داد عقیده استاد این است که پوست سگ با دباغی پاک می‌شود. قرار بر این شد که سکاکی این جمله را حفظ کند و روز بعد آن را برای استاد بازگوید. سکاکی این جمله را ده‌ها بار پیش خودش تکرار کرد تا در جلسه امتحان خوب از عهده آن برآید. ولی همین که خواست درس را پس بدهد، این طور بیان کرد: عقیده سگ این است که پوست استاد با دباغی پاک می‌شود. خنده کودکان همکلاسی‌اش بلند شد. بر همه ثابت شد او در پیری هوس درس خواندن کرده به جایی نمی‌رسد.
سکاکی دیگر نتوانست در مدرسه و در شهر بماند و سر به صحرا گذاشت. جهان پهناور بر او تنگ شده بود و بسیار غمگین و ناراحت بود. اتفاقا هب دامنه کوهی رسید متوجه شد که از بالای کوه قطره قطره آب روی صخره‌ای می‌چکد و در اثر ریزش مداوم آب، صخره سوراخ شده است. لحظه‌ای اندیشید و فکری مانند برق از مغزش عبور کرد. با خودش گفت:ذهن من هر اندازه ناتوان اشد از این سنگ که سخت‌تر نیست. ممکن نیست پشتکار بی‌اثر باشد برگشت و آن قدر فعالیت و پشتکار به خرج داد تا استعدادش باز و ذوقش زنده شد و عاقبت یکی از دانشمندان کم نظیر ادبیات گشت.الان هم پس از گذشت سال‌ها، هنوز هم کتاب‌هایش تدریس شده، از نظرات او استفاده می‌گردد.

همچنین داستان مشابهی در مورد اسکندر مقدونی وجود دارد و نقل گردیده او پس از شکست سختی که از یکی از کشورهای همسایه اش خورد تنها به خرابه ای فرار کرد و در گوشه ای نشست ناگاه مورچه ای را دید که دانه ای را بر دهان گرفته و از دیوار مقابلش بالا می رود ولی هر بار که تا نصف راه می رود به زمین می افتد ولی مورچه ناامید نمی شود و این عمل را باها و بارها تکرار کرد تا به مقصدش رسید . اسکند در فکر عمیقی فرو رفت و با خود گفت مگر من آدمیزاد از این مورچه کمترم و با این جرقه به شهرش بازگشت و توانست در مدتی کوتاه نصف جهان را تصرف کند.

۴- توبه

همانطور که استمناء یک بیماری روحی است، باید از همین راه نیز درمان شود. به محض گناه و ارتکاب مایوس از رحمت الهی نباشید و با توبه مجددا” راه پاکی را فراگیرید و سعی کنید که تکرار نشود.
در تمام حالات ازخداوند برای حفظ پاکی استعانت بجویید و در اسرع وقت با توبه ای واقعی، خود را در زمره توبه کنندگان که در درگاه الهی دارای مقام رفیعی هستند قرار دهید. در صورت تکرار از رحمت واسعه الهی ناامید نشوید و بدانید که هر گناهی قابل توبه است و خداوند خود فرموده است : «إن الله یغفر الذنوب جمیعا; خداوند همه گناهان را می آمرزد» و نشانه قبولی توبه شما این است که پشیمان هستید و از تکرار آن متنفرید. همین قدر که تکرار آن کم شود نشانه پیشرفت به سوی اطاعت خداوند است. برخی از نوجوانان از آسیب معنوی این کار که شده است بسیار پشیمانند اما باید گفت این هم جای نگرانی ندارد درب توبه همیشه باز است. گناه انسان هر چه باشد و هر چقدر هم بزرگ باشد نباید احسای بی‌ارزشی و ناامیدی به او دست دهد. درست است که گناه ناراحتی و عذاب وجدان به همراه دارد اما به معنی پایان فرصت‌ها و رسیدن به آخر خط نیست. کسی که از صمیم قلب احساس ندامت و پشیمانی کند و تصمیم قاطعی برای جبران خطاهای گذشته‌اش بگیرد محبوب خداست و خدا دوستش دارد. آسیب‌ معنوی این کار با توبه و استغفار به کلی از بین می‌رود و فرد مبتلا به خودارضایی در صورت توبه مثل روزی می‌شود که اصلا مرتکب این عادت زشده نشده بود. امام باقر می‌فرمایند:
توبه کننده مانند کسی است که اصلا گناه نکرده است…
توبه یعنی شروع زندگی پاک و حرکت در نور و روشنایی، اگر شخص از گناهی که مرتکب شده پشیمان است و می‌ترسد باید از بالاترین گناه یعنی یأس و ناامیدی از بخشش خدابترسد. قرآن خطاب به بندگان گناهکار می‌فرماید: …. از رحمت خدا نومید نشوید که خدا تمام گناهان را می‌آمرزد….
گناهان ما هر چقدر زیاد و بزرگ باشد باز هم در مقابل دریای بیکران رحمت خدا کوچک است، به شرط اینکه به سوی خدا حرکت کنیم و خود را در آغوش پرمهر و محبتش بیندازیم.
تمامی راهکارهایی که در مورد پیشگیری و درمان خودارضایی گفته شد به شرطی تأثیر می‌گذارند که عاجزانه از خداوند درخواست کمک نمایند و باور کنید که همه کارها به دست اوست. از دعا و طلب کمک از خدا و همچنین توسل به ائمه اطهار فراموش نکنید. حضرت یوسف با آن همه قداست و پاکی‌اش هنگامی که با وسوسه شیطانی زنان مصری روبرو شد، دست دعا به درگاه الهی بلند کرد و گفت:
پروردگارا زندان برایم محبوب‌تر است از آنچه این زنان مرا بدان فرا می‌خوانند و اگر مکر و نیرنگشان را از من باز نگردانی، به آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود.
خدای مهربان هم دعای او را مستجاب کرد و او را از شر زلیخا و بقیه زنان مصری نجات داد. جالب این جاست که یکی از خواسته‌های امامان معصوم از خدا، توفیق حفظ پاکدامنی بوده است. امام علی در دعای خود به هنگام وضو می‌فرمایند:
بار الها غریزه جنسی مرا از گناه محافظت بفرما. امام صادق نیز در دعای خویش در ماه مبارک رمضان چنین می‌فرمایند:
خداوندا از تو درخواست می‌کنم توفیق فرو انداختن چشم از گناه و محافظت از نیروی جنسی را به من عنایت فرمایی
پس بجاست که ما هم به تبعیت از آن بزرگواران همیشه از خدا بخواهیم که در برابر وسوسه‌های شیطان ما را تنها نگذارد و کمکمان کند تا بر این دشمن قسم خورده‌مان غلبه کنیم. بد نیست در پایان این فصل به جریان جوانی که با توکل بر خدا و توسل به ائمه اطهار خودش را از یک دام خطرناک نجات داد اشاره کنیم:
هوای شرجی و تفتیده شهر غریب آخرین نفس‌های خود را می‌کشید و می‌رفت تا جای خود را به هوای لطیف زمستانی بدهد. آبان هم رو به پایان بود و حالا من دقیقا یک سال از خدمتم می‌گذشت. روز پنج شنبه‌ای بود که مرخصی درون شهری گرفتم و از پادگان بیرون آمدم.
…. از سینما که بیرون آمدم، به یاد یکی از دوستانم افتادم که خیلی اصرار داشت که حتما توی این شهر غریب یک بار هم که شده به خانه‌اش بروم. راه خانه او را در پیش گرفتم وفتیک ه به خانه رسیدم در زدم چند دقیقه بعد خانمی پشت در آمد و گفت برادرش در خانه نیست و چند ساعت دیگر می‌آید چند قدم به عقب برگشتم که خداحافظی کنم و بروم که او با لحنی شیطانی گفت: طولی نمی‌کشد، ممکن است بیاید. بفرمایی داخل استراحت کنید تا او بیاید.
در جدالی سخت، مغلوب شیطان شدم و به داخل خانه روفتم مرا به سمت مهمان خانه راهنمایی کرد و طولی نکشید که با هندوانه و تنقلات پذیرایی شروع شد. حرکاتش عجیب و غریب بود. او لباس آستین کوتاه پوشیده بود و انواع و اقسام طلاها به دستانش آویزان بود. تپش قلبم آن تپش همیشگی نبود و مانند پیستونی سرعت داشت. در کشاکش جنجال بین وجدان و شیطان وجدانم می‌گفت: مگر نمی‌دانی ورود در جایی که مورد اتهام قرار می‌گیری ممنوع است؟ چگونه وارد خانه‌ای شدی که فقط تو و یک دختر نامحرم درون آن هستید؟
اما شیطان اشاره می‌کرد نگاه به جمال دختر کن. ضبط صوت بالای سر توست و انواع مختلف نوارها در کنارش وجود دارد، روشنش کن و شاد باش، وضعیت ظاهری دختر با آن ناز و کرشمه‌اش با آتش این جنجال می‌افزود.
او که دو سه متری از من فاصله داشت انواع و اقسام سوالات را از من می‌پرسید و می‌خواست نقشه‌اش را آرام آرام پیاده کند. با این اوضاع و احوال شیطان می‌خواست که تمام وجودم را تسخیر کند و سکان کشتی هوا و هوس درونم را به دست بگیرد.
نگاهم ناخودآگاه به سمت دیوار طرف قبله چرخید و خانه کعبه با آن همه زیبای‌هایش تمام زیبایی‌های ظاهری درون ان خانه را در نظرم هیچ کرد.
اینجا بود که شیطان از پیشروی باز ایستاد و وجدان رقمی تازه گرفت
وجدان، درون دلم بانگ زد که آیا می‌خواهی فردا در روز تولد مولایت، دامنت آلوده باشد و عید را با دامنی آلوده جشن بگیری؟ آیا می‌خواهی فردا، مولایت شیطان باشد، مگر فردا نمی‌خواستی به خاطر سیزده رجب با دوستانت روزه مستحبی بگیری… پس چی شد؟ نگاهی به نایلونی که همراهم بود کردم از روی نایلون خوراکی‌هایی که برای سحری فردا گرفته بودم مشخص بود.
وجدان دوباره چنین آهنگی سر داد: تو که می‌خواهی فردا روزه بگیری، الان توی این محل گناه چه کار می‌کنی؟ اینجا بود که وجدان به قله پیروزی نزدیک شده بود و هوس را از قله دور می‌کرد. چون برق از جا بلند شدم و بهانه گرفتم که من باید بروم، اگر سر وقت نروم اضافه خدمت می‌خورم او با چشمانی متعجب گفت: شب پیش ما می‌ماندید…. نان و پنیری پیدا می‌شود که با هم بخوریم. دیگر تحمل نداشتم. از اتاق بیرون آمدم و به حیاط رسیدم، او پشت سر من حرکت می‌کرد و هنوز هم می‌گفت می‌ماندید یا لااقل شام را می‌خوردید و بعد می‌رفتید.
دم در که رسیدم، در قفل بود اما از خوش شانسی کلید روی در جا مانده بود.در را باز کردم، آخرین نیرنگ‌ها و نگاه‌های شیطانی‌اش را روانه من کرده بود، اما من از دامنش جهیدم و از خانه بیرون آمدم و به طرف پادگان قدم برداشتم وجدان پرچم پیروزی‌اش را بر قله وجودم به اهتزاز درآورد و چنان خوشحالی‌ای به من دست داد که هنوز هم شیرینی‌اش را در وجودم احساس می‌کنم.
حال می‌اندیشم که اگر آن عکس کعبه نبود و یا فردای آن روز، میلاد امیرالمومنین نبود، نمی‌دانم چه بلایی سرم آمده بود، نه تنها دامنم آلوده شده بود، شاید حالا هم دانشجو نبودم و شاید اکنون دنبال پلیدی‌ها و هرزگی‌ها می‌بودم. این داستان واقعی شاید برای دیگران اهمیتی نداشته باشد، اما برای این حقیر، بزرگ‌ترین درس‌ها را به دنبال داشت و پاک زیستن در این عصر، خیلی سخت است. اما اگر انسان‌ها توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار داشته باشد و برای خود مثلثی از توکل، توسل و اعتماد به نفس داشته باشند، این امر برای آنها سهل خواهد بود.

۵- یاد مرگ و قیامت

یکی از عوامل مهم در کنترل غریزه جنسی، یاد معاد است. ما همگی مسلمانیم و معتقدیم که پس از مرگ، جهانی دیگر و زندگی جدیدی فراروی ماست و همه کارهایی که در این دنیا انجام داده‌ایم، بازتابی در آن دنیا دارد. روز قیامت هر کسی باید پاسخگوی اعمالش باشد و هیچ کار کوچک و بزرگی بدون نتیجه نمی‌ماند. نوجوانی که همیشه این افکار را در ذهنش مرور کند، خیلی کمتر به سمت خودارضایی می‌رود. او می‌داند این کار شهوتی زودگذر است ولی عواقبش برای او باقی می‌ماند و باید در قیامت پاسخگو باشد. او می‌داند عذاب خدا سخت و غیر قابل تحمل است و می‌دند خودارضایی موجب خشم خدا می‌شود و همه این‌ها، مانعی در برابر آلودگی به گناه است. حضرت علی می‌فرمایند:
هر وقت نفستان خواست شما را به سمت شهوت‌ها بکشاند، زیاد یاد مرگ باشید، یاد مرگ برای موعظه و پند گرفتن کافی است.
پیامبر اکرم می‌فرمایند:
زیاد به یاد مرگ باشید، چرا که مرگ از بین برنده لذات و شهوات است.

خواندن کتاب سیاحت غرب اثر آقا نجفی قوچانی و نیز کتاب داستانهای شگفت اثر آیت ا… دستغیب در این خصوص تاثیر عمیقی خواهد داشت .

به توصیه عارفان و اساتید اخلاق ، یاد مرگ برای ریشه کن کردن و اصلاح بسیاری از صفات زشت در انسان به عنوان یک داروی اعجازگر عمل می کند. در روایتی از پیامبر اسلام درباره یاد مرگ آمده است که اگر کسی روزانه بیست بار به یاد مرگ باشد با شهیدان جنگ بدر در یک درجه قرار می گیرد.
چگونه به مرگ فکر کنیم ؟
الف – فکر کنیم که مرگ هر لحظه ممکن است ما را در خود بگیرد. دوستی برایم sms فرستاده بود . در ابتدا با هنرمندی تصویر یک ساعت را درج کرده بود و بعد نوشته بود برای دیدن تو لحظه ها را می شمارم و در پایان نوشته بود : قربانت عزرائیل . حقیقتا همین طور است . اگر بدانیم که هزاران نفر هر لحظه به طور ناگهانی با سکته و … از دنیا می روند ، طور دیگری عمل خواهیم کرد. تا می خواهید مشغول خود ارضایی شوید به خودتان بگویید اگر خداوند در همین لحظه جان مرا بگیرد ، چه؟ اگر در همین لحظه سقف خانه روی من بریزد ، بمیرم و مردم جسد مرا در حالی که برهنه ام و دستم روی آلتم است ، کشف کنند ، چه آبرویی برایم خواهد ماند ؟ یکی از رفقا در جریان زلزله بم برای بیرون آوردن اجساد رفته بود. ماجراهایی تعریف می کرد که سر آدم سوت می کشید. در جایی عده ای زن و مرد در حال … آوار بر سرشان فرود آمده بود! مگر آنها ، حتی چند ثانیه قبل از مرگشان می دانستند که به زودی خواهند مرد؟ باور کنید بسیاری از آنها که الان مرده اند فکر می کردند سال ها بعد از این زنده می مانند و نقشه ها برای خود و زندگیشان کشیده بودند. اما حضرت عزرائیل با کسی شوخی ندارد . مرگ هم خبر نمی کند. اگر مرگ ناگهانی امکان دارد ، پس چرا ما باید از این بابت خاطر جمع باشیم ؟! حواسمان را جمع کنیم و به این مساله زیاد فکر کنیم.
ب- به سختی مرگ فکر کنیم . شاید شنیده باشید که مرگ افراد صالح به راحتی بوییدن یک گل است و امثال آن. ولی صالح داریم تا صالح . می دانید در روایات در کیفیت مرگ چه توصیف هایی شده و جان کندن به چه تشبیه شده است ؟ آمده مرگ برخی از افراد مانند این است که میله سرخ شده در آتش را در میان پشمی نمناک قرار دهند و سپس آن را به سختی از میان آن بیرون بکشند. تصورش را بکنید . اصلا همه چیزتان غلاف می شود. با فکر کردن به نحوه مرگ هر چه خیال است از ذهن انسان می پرد ، چه رسد به سکس و این حرف ها. در باره جان کندن برخی دیگر گفته اند مانند این است که شاخه پرخاری را به درون آدمی فرو کنند به طوری که هر خاری به رگی فرو رود . مساله به همین ختم نمی شود . بلکه بعد از فرو رفتن خارها شخص نیرومندی با شدت هر چه بیشتر این شاخه را بیرون بکشد به طوری که رگ و ریشه انسان با خار ها بیرون بیایید.
دوست عزیز در همان لحظه ای که می خواهی به خود ارضایی یا گناهی دیگر در خلوت مشغول شوی اگر احتمال دهی الان ممکن است یکی از ماموران پلیس ۱۱۰ بیایید داخل و به تو ۵ ضربه شلاق بزند، با سرعت هر چه بیشتر فرار را بر قرار ترجیح می دهی . صبر کن هنوز نیامده فقط احتمال دادی. اما فکر کن اگر فرشته مرگ سر برسد چه ؟ عزرائیل که از در و دیوار تو نمی آید تا با سر وصدا باشد یا آژیر که نمی کشد. همان جا در حمام ، اتاق یا … کنارت نشسته است و با تاسف برایت سر تکان می دهد و تا اراده کند ، جانت رفته.
دوست خوبم ، لازم نیست بگویم . خودت می دانی هر عضوی که روح ندارد ، درد هم ندارد. اگر کسی به شما بگوید سر موی من درد می کند، به او می خندی. چون تنها اجزایی که روح دارند ، درد هم دارند و شما دردش را احساس می کنی. اگر پوست شما زخم شود یا بسوزد بسته به شدت آسیب ، درد کم و زیاد می شود. اگر عضو مهمتری آسیب ببیند مثل قلب ، کلیه یا … به تناسب درد هم بیشتر و فراگیرتر خواهد شد. حالا فرض کن تمام رگ ها و اعضای بدن تو تحت شکنجه قرار بگیرد! ببین عجب دردی در وجودت خواهد پیچید. حالا از اعضای بدنت بگذر . فکر کن اگر شکنجه مستقیما به خود روح وارد شود ، بدون هیچ واسطه ای. کاری به جسم قلب و کلیه و … نداشته باش. اگر روح قلب و دست وپا و رگ ها و …از فرق سر تا آخرین جزء پا شکنجه شود، ببین آن وقت چه می شود. سلمان فارسی کرامتی کرد و مرده ای را زنده کرد. طرف هم آدم خوبی بود. ازش پرسید بگو ببینم ، چجوری مردی؟ گفت: باور کن اگر بدن مرا با قیچی می بریدند ، یا به اعضا و استخوان هایم اره می کشیدند، راحت تر بودم . با این که از اهل خیر و سعادت بودم ، اما یک مرتبه دیدم یک شخص تنومندی با نگاهی تند در میان آسمان و زمین ظاهر شد. تا به چشم و زبان و گوش من اشاره کرد ، کور و لال و کر شدم. بعد این فرشته مرگ به من گفت : مژده باد که تو از نیکوکاران هستی. سپس به من نزدیک شد و شروع کرد به گرفتن روح من. روح مرا از هر عضوی که می گرفت به اندازه کسی که از آسمان بیفتد در رنج بودم . همین طور قبض روح کرد تا رسید به سینه ام. یک مرتبه روح را از پیکرم بیرون کشید. آن قدر سخت بود که اگر برای کوه ها اتفاق می افتاد ، آب می شدند. بعد هم روح مرا از بدنم خارج کرد.
دوست خوبم ، این روایت ها خیال بافی نیست . واقعیتی است روشن که از ائمه و اولیای خدا نقل شده . خوب در جوانب آن ها فکر کن. خودت را بسنج . موضوع به این سادگی ها هم نیست. وقتی کسی که نیکوکار و اهل ایمان و سعادتمند بوده این طور از قبض روح بگوید ، پس دیگر من و تو باید شبانه روز زار بزنیم. توصیه می کنم گاهی برو و کتاب هایی که در این باره نوشته شده را بخوان . می گردم اگر کتاب خوبی در همین موضوع پیدا کردم اینجا معرفی می کنم.
ج- همچنین وقتی که هوس خود ارضایی به سرت می زند می توانی به این فکر کنی که بعد از مرگ بر سر این بدن زیبایت چه بلایی خواهد آمد . کرم ها به جانت می افتند و حتی به اندام جنسی تو هم رحم نخواهند کرد. حالا که تصمیم گرفته ای خود ارضایی را ترک کنی ، إن شاء الله دیگر هرگز تصاویر سکسی را نمی بینی اما اگر به طور اتفاقی دیدی ، به این فکر کن که ممکن است صاحب همین تصویر که معلوم نیست برای چند سال پیش است الان در زیر خاک پوسیده باشد. ممکن است الان در عذاب خداوند باشد. تو چطور می توانی از دیدن صحنه ای که موجب عذاب کسی است لذت ببری . نه تنها لذت نخواهی برد بلکه به حالش گریه خواهی کرد.
د- گاهی به قبرستان برو و از نزدیک ببین کدام یک واقعی تر است ؟ افکار سکسی تو یا این ها که پیکر بی جانشان در زیر این سنگ ها و خاک ها آرمیده است. مطمئن باش برخی از آنها حتی بهتر و بیشتر از آنچه تو تصور کنی به سکس و مسائل آن می اندیشیده اند. اما الان چه ؟ کجا هستند و خیالاتشان چه نفعی برایشان داشته است. از خیال بگذر و به واقعیت بپیوند.
خلاصه دوست خوبم اگر واقعا می خواهی از این مشکل نجات پیدا کنی ، سعی کن خیال پردازی های سکسی خود را از بین ببری و جایگزین خوبی برای آن داشته باشی. به مرگ و حوادث اطراف آن اندیشیدن هم تو را می سازد و کمکت می کند تا بهتر آن را ترک کنی. برایت دعا می کنم و آرزوی توفیق ترک گناه دارم

۶- استفاده از آب سرد

شستن اندام بدن به خصوص اعضای تناسلی با آب سرد، برای خنثی نمودن تحریکات جنسی موثر است. هر وقت افکار جنسی به ذهن نوجوان آمد و تحریک شد، اگر می‌تواند باآب سرد دوش بگیرد و یا اعضای تناسلی‌اش را با آب سرد بشوید تا شهوتش تعدیل گردد. البته این کار در صورتی توصیه می‌شود که موجب بیماری و عوارض نفی در فرد نشود. سیلوانوس استال می‌گوید:
اگر به واسطه تخیل جنسی یا محرکات دیگر، خون بسیار در اعضای تناسلی جریان پیدا کند و باعث تحریکات شهوانی و جنسی گردد، نباید نگران شد و به دکتر مراجعه نموده، بلکه راه درمان آن، این است که برنامه زندگی خود را دگرگون کنید و کاری بکنید تا خود در اعضای مختلف بدن جریان پیدا کند و در یک جا متمرکز نشود و کاری بکنید تا همه دستگاه‌های بدن بتوانند تعادل طبیعی خودیش را داشته باشند و برای این منظور می‌توانید اعضای تناسلی و جنسی خود را در هر روز چند بار با آب سرد شستشو دهید و از این طریق قوه خیال و فکر خود را از توجه به شهوات باز گردانیده، ابعث آرامش اعضای بدن خود شوید.

۷- یافتن جایگزین

ریشه اصلی استمناء یا خود ارضایی، ریشه ذهنی است و به اعصاب و روان فرد بیمار مربوط می باشد. اگر از کسانی هستید که مدتی طولانی است درگیر افکار جنسی و خیال پردازی ها هستید ، شما هرگز در ابتدای کار نمی توانید ، خود را از این خیال پردازی ها بازدارید، مگر آن که جایگزین مناسبی را برای آن در نظر بگیرید . باید افکار و خیالات جنسی و داستان هایی سکسی را که در ذهن خود می پرورید را با فکر دیگری جایگزین کنید . این جایگزین هر چه هست ، باید آن قدر برایتان جذاب باشد که تمام فکر و ذهن شما را مشغول کند . بدیهی است که تشخیص آن با خودتان است . ممکن است خواندن کتاب یا رمان برای شما جذاب باشد . بدین ترتیب ذهن شما به جای سیر در خیالات سکسی ، در شخصیت ها ، اتفاقات و موضوع داستان یا کتابی که آن را مطالعه کرده اید ، درگیر خواهد شد.
یک نکته مهم : دقت کنید جایگزینی را که انتخاب می کنید تحریک کننده نباشد و شما را دوباره به وضع سابق برنگرداند. در این باره من تعدامجموعه کتابهای گروه هادی که در قم منتشر می شود را معرفی می کنم.

۸- تشویق و تنبیه

یکی دیگر از روش‌های درمانی این است که نوجوان مبتلا در فاصله زمانی که برای خودش در نظر می‌گیرد اگر موفق به ترک این عمل شد خودش را تشویق کند و به خودش جایزه بدهد، ولی چنانچه در فاصله مشخص شده باز هم مرتکب خودارضایی شد جریمه و تنبیهی برای خودش در نظر بگیرد. و در روایات اسلامی با نام محاسبه نفس آمده و به آن تاکید ویژه ای شده است . تشویق باید چیزی باشد که به نوجوان انگیزه بدهد و او را در تصمیمش استوار گرداند. همچنین تنبیه و جریمه باید قدرت بازدارندگی بالایی داشته باشند به طوری که نوجوان هر وقت اراده کرد خودارضایی کند، تلخی تنبیه و جرمه به ذهنش بیاید و همین امر مانعی در برابر خودارضایی باشد. البته تنبیه و جریمه نباید به گونه‌ای باشد که فرد مبتلا از انجام آن ناتوان شود و کم کم از کارآیی بیفتد. نوع تشویق و جریمه هم برای افراد مختلف فرق می‌کند. هر فردی باید خودش جایزه و جریمه خودش را تعیین کند. مثلا شخصی که از فوتبال بازی کردن با دوستانش خیلی لذت می‌برد، این را به عنوان جایزه‌ای برای خودش قرار دهد که فقط در صورت موفقیت دربرنامه درمانی‌اش به فوتبال بپردازد. یا کسی که روزه گرفتن برایش سخت است در صورت ارتکاب خودارضایی یک یا چند روز روزه بگیرد و … البته اگر تشویق و تنبیه را برای مقدمات این کار قرار دهد خیلی اثرش بیشتر است. مثلا هر وقت به عکس مبتذلی نگاه کرد، مقدار قابل توجهی از پول تو جیبی اش را صدقه بدهد یا چند روز روزه بگیرد . یا اگر خواندن مطالب را تحریک کننده جنسی چشم پوشی نمود به نحوی خوش را تشویق نماید. مجیر نوجوانی که در درمان خودارضایی اش بسیار موفق بوده این راه را بسیار موثر می‌داند:
عهد و پیمانی که با خودم بستم و الان حدودا هشت سال از عمرش می‌گذرت و تاکنون نیز بدان پایبند بوده‌ام چنین است: هر گاه در مبارزه با عمل خودارضایی شکست خوردم بر من واجب است که هفت روز روزه بگیرم. سه روز آن باید بلافاصله پس از شکست و پشت سر هم باشد و چهار روز دیگر در طی یک ماه پس از روز شست به جا آورده شود. این جریمه‌ای است که برای خودم گذاشته‌ام بسیار کمکم کرده است.

 

۹- توجه به ارزش و اهمیت انسان

امام علی(ع) می‌فرمایند:
ای انسان گمان می‌کنی موجودی ناچیز و کوچک هستی؟ در حالی که جهان بزرگی در وجود تو نهفته است.
اگر نوجوان به ارزش و منزلت خودش پی ببرد و بداند که خدا برای چه هدفی او را آفریده است، اگر باور کند که می‌تواند از فرشتگان هم فراتر رود و به مقاماتی دست یابد که خدا به او بنازد هیچ وقت حاضر نمی‌شود که وجود خودش را با این کارها آلوده کند و خودش را از رسیدن به آن مقامات عالی محروم کند. امام علی(ع) می‌فرمایند:
کسی که نفسش برایش عزت و شرف داشته باشد (برای خودش ارزش قائل شود) شهوت‌ها در نظرش خوار است.
یعنی اگر این حس در انسان پیدا شود شهوت‌پرستی را رها می‌کند امام انسان را به موجودی با ارزش در درونش راهنمایی می‌کند، مانند هنرمند هنرشناسی که به صاحب یک تابلوی نفیس می‌گوید می‌دانی این تابلو چقدر با ارزش و قیمتی است؟ حیف است که این جا باشد و گرد وغبار بگیرد. باید از آن به طور ویژه مراقبت کنی، والا ارزشش را از دست خواهد داد.

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند       ببین که تا چه حدست مقام آدمیت

 

۱۰- تکریم شخصیت 

همان گونه که تضعیف شخصیت نوجوانان، آنها را در مواردی به عقب نشینی وادار کرده ومنزوی می سازد، در مقابل، تکریم شخصیت، ایشان را به میدان گسترده ی روابط اجتماعی و حضور مؤثر و فعالانه در صحنه های جامعه سوق می دهد.نوجوان، اگر احترام ببیند و مورد تکریم واقع شود، اعتماد می کند ونیروها و انرژیهایش را در مسیر سالم و سازنده ای به کار می اندازد.اما اگر از صحنه های فعال جامعه عقب رانده شود، نیرویش را در خود مصرف می کند.

 

نکته

سعی کنید تمام روش‌هایی که برای پیشگیری و درمان خودارضایی گفته شد، را با هم به کار ببرید و از همه راه‌کارها استفاده کنید. این روش‌ها در کنار یکدیگر کارآیی دارند. اگر نوجوانی به عنوان مثال از آب سرد استفاده کند ولی چشم و یا خیالش را کنترل نکند، فایده چندانی ندارد و در پیشگیری و درمان با مشکل مواجه خواهد شد.
ممکن است نوجوانی که مبتلا به خودارضایی شده است و آسیب‌هایی را هم در خودش مشاهده می‌کند، در صورت ترک این کار باز هم نگران این باشد که آیا آسیب‌ها و عوارض از بین می‌روند یا خیر؟ ترمیم آسیب‌های وارد شده در اثر خودارضایی به مدت زمان ابتلای فرد و تعداد دفعاتی که این کار را مرتکب شده بستگی دارد. ولی در مورد بسیاری ازنوجوانان جای نگرانی نیست، به ویژه اگر در ترک این کار جدی باشند. بسیاری از این آسیب‌ها در صورت ترک این کار جدی باشند. بسیاری از این آسیب‌ها در صورت ترک از بین می‌روند. برخی دیگر هم با مراجعه به پزشک به آسانی برطرف می‌شوند.

8+

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code