نویسنده دانیال روحانی
اگه با من كاری داشتيد با اين شماره تماس بگيريد 09378641406
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد،تابناك ، تسنيم انتشارات «عماد فردا» با عناوین متعددی از تازه‌ترین آثارش از جمله حزب‌اللهی افراطی به نمایشگاه بیست و هشتم کتاب می‌آید. حزب‌اللهی افراطی» نام یکی از زيباترين کتاب‌های این انتشارات است که علی روحانی آن را نوشته و در این کتاب با نگرشی خاص به جبهه مذهبی حزب‌اللهی نگاه شده و در آن نویسنده در راستای تقویت این جبهه گاهی به نقد هم پرداخته که اثر را خواندنی کرده است. این کتاب نیز از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه در دسترس مخاطبان خواهد بود و ۱۳ هزار تومان قیمتی است که پشت جلد آن درج شده است.
دانيال : جوانان دين گريز نشده اند ،‌كار فرهنگی بلد نيستيم
بچه هياتی ها بخوانند : آيت الله بهجت می فرمايد: حسينی بشويد نه هياتی ! زيرا اگر هم هيئتی بشويد ، حسين تان را آنگونه كه خود دوست داريد و باب ميلتان است می سازيد و هر كس با ميل شما مخالف باشد می گوييد با حسين (ع) مخالف است ولی اگر حسينی باشيد هيئت و رفتارتان را بر مبنای حسين (ع) می سازيد ! هيئتی شدن كاری ندارد كافيست ريش بگذاريد و با پيراهن مشكی از اين هيئت به آن هيئت برويد ! حسينی شدن است كه مشكل است .

منافقان آینده را امروز بشناسیم

همین روزها حضرت آیت الله مصباح یزدی در دیدار هیات رئیسه یکی از دانشگاهها نکاتی را فرمودند که دیدم به محتوای این نوشتار بسیار شبیه است که قبل از ورود به مسئله عین آن را می آورم که در واقع این سطور حاشیه ای بر این هشدار به موقع ایشان است: “بعید نیست در آینده فتنه‌ای شدید‌تر توسط افرادی صورت گیرد که امروز آنها را به عنوان نیروهای ارزشی می‌شناسیم همانگونه که در فتنه اخیر کسانی که قبلاً نخست وزیر، رئیس جمهور و رئیس مجلس نظام بودند، حضور داشتند”

اما ویروس نفاق

حوادث فتنه­ گون اخیر کشورمان، شوکی بود که دوباره خطر مسئله نفاق و منافقین را به صاحبان انقلاب اسلامی یادآوری می­کرد. نفاق همان پیچیده ­ترین مسئله و آسیب اجتماعی است که ساختار نظام ولایی را در ایران اسلامی تهدید می­کند. همان بیماری پنهان و مزمنی است که از صدر اسلام در کالبد حیات سیاسی مسلمین، همچون حیوان دوزیستی ادامۀ حیات داده است.

نفاق را به معنای پوشیدگی، پنهان­کاری، دورویی و … گفته­ اند و در وجه تسمیۀ منافق و واژۀ نفاق، یادم هست که یکی از بزرگان فرموده­اند: «نافقا یک نوع موش صحرایی است که سوراخ خودش را در صحرا می­کند و برای ر فت و آمد معمولی خود در آغُل خود یک درب باز می­گذارد؛ اما در یک منطقۀ دورتر برای احتیاط یک سوراخ مخفی تا نزدیک سطح زمین می­کند که در هنگام خطر و نجات از دست دشمن بتواند از آن در فرار کند. عرب به این می­گوید نافقاء؛ یعنی یک راه مخفی درونی سرپوشیده­ای که برای دنیای موش، جزوِ اسرار نظامی است. پس دودَره ­بازی صفت اصلی منافق است».

اگر به قرآن مراجعه کنیم، می بینیم کتاب الهی چند نکته را دربارۀ پدیدۀ نفاق گوشزد می­کند که در فهم موضوع، بسیار مهم است:

۱-    نفاق در مقابل ایمان است نه در مقابل اسلام؛ و منافقین در برابر مؤمنین؛ و این کفر است که در برابر اسلام قرار می­گیرد. پس منافقین غالباً با تودۀ اهل اسلام به مواجهۀ مستقیم نمی­پردازند.

 

۲-    قرآن، نفاق را صفت قلب معرفی می­کند. نفاق در دل­هاست و چه کسی از دل­ها خبر دارد. پس شناخت آن بسیار سخت است.

 

۳-   قرآن، منافقین را غالباً جمع می­بندد؛ پس این نشان از کار جمعی  و تشکیلاتی و حرکت مهندسی­ شده و هم­پیمانی منافقین دارد؛ یعنی نفاق یک جریان است با اهداف مشترک و منافقان با هم همکاری دارند.

 

۴-   دروغ­گویی صفت بارز ایشان است؛ مثل آب خوردن، حقایق و اخبار و مسائل را وارونه جلوه می­دهند و به اصطلاح، شایعه­ افکنی و عملیات روانی می­کنند.

 

۵-   منافقین در مرداب فتنه جان می­گیرند و در شرایط آرمانی و محیط معنوی و حذف منکرات و احیای معروف، احساس خفگی می­کنند؛ یعنی شرایطی که حکومت در دست اهل ایمان و انسان­های پاک، مخلص، انقلابی و فداکار باشد. اخلاص، آنتی ویروسِ نفاق است.

رهبر معظّم انقلاب، سال ها قبل، نفاق را این­گونه تعریف نموده ­اند که کلمه کلمه­ اش مهندسی­ شده و تعریف جامعی است:

«نفاق در اصطلاح قرآنی، عبارت است از این­که کسی یا جماعتی، یک فکری، راهی و جهت­گیری را داشته باشند و خلاف آن را به مؤمنان ابراز کنند. این، نفاق است؛ مؤمن نباشند و وانمود کنند که مؤمن­اند؛ در راه خدا نباشند و وانمود کنند که در راه خدایند. دروغ بگویند. پنهان کردنِ یک ضلالت و تاریکی و نشان دادن چیزی خلاف آن، که در آن­ها نیست. این، معنای نفاق در قرآن است.

البته ایشان در بیانات ۲۶ مهرماه سال ۱۳۷۷ در جمع لشکریان ۱۰ سیدالشهدا، به تفصیل دربارۀ نفاق و ابعاد و مراحل آن و نفاق جدید، مطالبی را فرموده­ اند که مراجعه به آن، اهل ولایت را سیراب می­کند.

 

 چند نکته دربارۀ مسئله پیچیدۀ نفاق

به نظر می­آید که خوب است به­ ویژه جوانان علاقه ­مند به فرهنگ ناب اسلام محمدی (صلی الله علیه و آله و سلّم) به آن­ها بیشتر توجه کنند. به سرفصل­های این مطالب به اختصار اشاره می­کنم:

الف) جریان نفاق از زمان تشکیل دولت نبوی تاکنون در کالبد نظام اجتماعی مسلمین (یعنی حکومت)، بوده است و تا ظهور حضرت موعود(عج) هم خواهد بود و اصولاً مشکل اصلی امام عصر (عج)، در نهایت با همین منافقین و پدیدۀ پیچیدۀ نفاق است.

ب) در دعای افتتاح که مناجات شبانگاه اهل رمضان است، شاخصۀ دولت کریمه، عزّت اسلام، و در مقابل آن، ذلیل کردن اهل نفاق است و ذلیل کردن منافقین در مدیریت حکومت اسلامی، به معنای هضم آن­ها و نه حذف، آن­قدر سخت است که تاکنون به طور کامل به دست هیچ یک از انبیا و ائمه و جانشین­های ایشان صورت نگرفته و آن مدیریت، منافق ­ذلیل­ کُنی است و قطع کردن رگ حیات سیاسی جریان نفاق.

ج) از حادثۀ غصب ولایت و فاطمیه و پایان دولت نبوی، ترور امیرالمؤمنین، علی (علیه­ السلام) و براندازی دولت علوی، ماجرای کربلا و قتل سیدالشهدا، قتل ماهرانۀ علی بن موسی الرضا (علیه­ السلام) در قالب ولی­عهدی ایشان در صدر اسلام تا نفوذ بنی­ صدر، اولین رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران، شهادت رجایی و باهنر و بهشتی و دستغیب، اشرفی اصفهانی و … و ترور آیت الله خامنه­ ای (حَفَظه الله) و لاجوردی و صیاد شیرازی و عملیات مرصاد و … . آیا این­ها به دست کفّار و مستکبران مخالف اسلام صورت گرفته و یا به دست کسانی که خود داعیه­ دار اسلام و انقلاب هم بوده ­اند؟

د) نفاق یک جریان است و همانند ویروسی سال به سال به ­روز می­شود و تجدید حیات می­کند و خود را در کالبد جامعۀ اسلامی با شرایط جدید وفق می­ دهد و به شکل تازه ­ای در می­ آورد و همیشه همگام بازار سیاست است.

هـ) مسئلۀ نفاق، مراتب دارد و خطرناک­ترین آن، پنهان­ترین آن و نزدیک­ترین آن به رأس هرم حاکمیت اسلام است. ماجرای قائم مقام مخلوع رهبری که کاندیدای نیابت امام زمان (عج) و از قضا مرجع تقلید هم بود، درس عبرتی از این نوع است. پس نفاق، عند اللزوم، هر لباسی را به تن می­کند.

و) مسئلۀ نفاق را نباید با موضوع غفلت اشتباه گرفت و به هر جریان غافل و شخصیت اهل غفلتی، تهمت نفاق زد.

ز) جریان نفاق غالباً در پشت این مثلث، به حیات خود ادامه می­دهد و با پشتیبانی این سه ضلع  و با همکاری ایشان، دائماً تغذیه می­شود. این سه ضلع، همان مافیای قدرت و ثروت و التقاط است:

 

۱ـ ضلع اول: مافیای قدرت که همان فساد سیاسی و مدیریتی و قدرت­طلبی است که به آن «باند زور» می­گوییم.

۲ـ ضلع دوم: مافیای ثروت که همان فساد اقتصادی و رانت­خواری و رفاه ­طلبی است که به آن «باند زر» می­گوییم.

۳ـ ضلع سوم: مافیای مصلحت که همان فساد عقیدتی و التقاط فکری و عافیت­ طلبی است که به آن «باند تزویر» می­گوییم.

 

این سه جریان، به کمک هم نیاز دارند و غالباً در قالب یک هرم واحد، مدیریت می­شوند و جریان نفاق، مستظهَر به پشتیبانی این مثلث است. پس منافقین را می­توان در لابه ­لای جلسه­ ها و رفت و آمد با این­ها شناخت.

ح) نفاق به اصطلاح یک مسئلۀ نرم­ افزاری و نرم است و مراتبی دارد. ممکن است لایه­ های خفیفی از ان در وجود من و شما هم آرام آرام رخنه کند؛ یعنی منافقین از روز اول منافق نبوده­ اند. زمانی در صف اول مسلمین و اهل ایمان حضور داشتند. شاید مثل امروز و فردای من و شما.

ط) جریان نفاق را می­توان از راه­های زیر شناخت:

۱ـ منافقین، ترسو هستند و در فشارهای سیاسی و بین المللی و شرایط سخت، در جا می­زنند و تن به ذلّت و معامله می­دهند.

۲ـ در موضوع­های رایج جامعه با دشمن همراهی می­کنند و دشمنان اسلام هم از کارهای آن­ها تعریف می­کنند و خوشحال هستند.

۳-  دل به ولایت نداده­ اند و در مسیر راهبردها و خواسته­ های رهبر مسلمین و ولی امر، حرکت نمی­کنند.

۴ـ باطن و خلوت آن­ها غیر از ادّعاها و ظاهرسازی آن­هاست؛ لذا به دل اهل اخلاص نمی­نشینند.

۵ـ در مسائل مهم، موضع­گیری شفاف نمی­کنند و غالباً دوپهلو صحبت می­کنند و مبهم­ گویی می­کنند و به اصطلاح، با همه هستند و آسته می­روند و آسته می­آیند.

 

ی) ملّت ایران و به ­ویژه جوانان انقلابی، باید خطر نفاق را جدّی بگیرند. شهید مطهری در این زمینه می­گویند: «صراحت و صداقت، نقطۀ مقابلِ نفاق است. خطر نفاق از خطر کفر خیلی بیشتر است؛ چرا که علی (علیه ­السلام) از قول پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: من از ناحیۀ کافران و مؤمنان نگرانی ندارم. از آن منافقی بر شما بیمناکم که زبانش دانا و متظاهر به اسلام و به خیر می­چرخد، اما دلش به سوی دیگران است»(سخنرانی سال ۱۳۵۰ ـ مسجد الجواد تهران)

ک) راه چاره به قول شهید مطهری در روشنگری، آگاهی­ بخشی و بصیرت­ آفرینی خواص است. ایشان می­گویند: «باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغ­تر است. مبارزه با حماقت و احمق، مبارزه با نفاق نیز هست؛ زیرا احمق، ابزار دست منافق است. مبارزه با احمق و حماقت، خلع سلاح کردن منافق و شمشیر از دست منافق گرفتن است» (جاذبه و دافعۀ علی، ص ۱۷۶).

ل) امام راحل عظیم الشأن، برای بعد از خودشان، خطر جریان نفاق را گوشزد کردند که البته شاید این خطر، شامل کسانی بشود که روزی طلحه و زبیرهای خود حضرت امام خمینی (ره) بودند و امروز طلحه و زبیر مقابل ولایت علوی هستند. ایشان فرمودند: «شما بعدها مبتلا به این هستید؛ مبتلا به یک چنین اشخاصی هستید که گاهی به صورت اسلامی وارد می­شوند. همین مسائل که حالا مطرح می­کنند باید ولایت فقیه نباشد، این دیکتاتوری است (صحیفۀ نور، ج ۹، ص ۱۸۵). البته سخن حضرت امام، بعد از ۲۰ سال از رحلتش دوباره مصداق پیدا کرد و ایران اسلامی مبتلا شد به یک چنین اشخاصی که . . .

 

 

نتیجه

اگر تعریف نفاق آن بود که گذشت، پس عزیزان باید منتظر منافقینی جدید در آینده باشند و مواظب خود و … باشند. البته نباید در میان مخالفین امروز رهبری انقلاب به دنبال منافقین فردا گشت. منافقین فردا، امروز در صف مدّعیان ولایت هستند و این غربال تا ظهور ادامه دارد. خدا رحمت کند استاد شهید آوینی را که می­گفت: «و آخرین نبرد ما نه با آمریکا که با اسلام آمریکایی است که از آمریکا دیرپاتر است».

پس دوستان! اسلام آمریکایی را بشناسید تا منافقین آینده شناخته شوند. اسلام مرفّهین بی­درد، اسلام التقاط، اسلام رفاه و تجمّل­گرایی، اسلام اشرافی­گری و….

 

قال امیر المومنین (علیه السلام):إنَّ کَثرَهَ المالِ عَدُوٌّ لِلمُؤمِنینَ و یَعسُوبُ المُنافِقینَ؛

ثروت فراوان، دشمن مؤمنان و پناه وپیشواى منافقان است.(التمحیصَََ/ص ۴۸)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code