نویسنده دانیال روحانی
اگه با من كاری داشتيد با اين شماره تماس بگيريد 09378641406
به گزارش گروه فرهنگی رویکرد،تابناك ، تسنيم انتشارات «عماد فردا» با عناوین متعددی از تازه‌ترین آثارش از جمله حزب‌اللهی افراطی به نمایشگاه بیست و هشتم کتاب می‌آید. حزب‌اللهی افراطی» نام یکی از زيباترين کتاب‌های این انتشارات است که علی روحانی آن را نوشته و در این کتاب با نگرشی خاص به جبهه مذهبی حزب‌اللهی نگاه شده و در آن نویسنده در راستای تقویت این جبهه گاهی به نقد هم پرداخته که اثر را خواندنی کرده است. این کتاب نیز از جمله کتاب‌هایی است که در نمایشگاه در دسترس مخاطبان خواهد بود و ۱۳ هزار تومان قیمتی است که پشت جلد آن درج شده است.
دانيال : جوانان دين گريز نشده اند ،‌كار فرهنگی بلد نيستيم
بچه هياتی ها بخوانند : آيت الله بهجت می فرمايد: حسينی بشويد نه هياتی ! زيرا اگر هم هيئتی بشويد ، حسين تان را آنگونه كه خود دوست داريد و باب ميلتان است می سازيد و هر كس با ميل شما مخالف باشد می گوييد با حسين (ع) مخالف است ولی اگر حسينی باشيد هيئت و رفتارتان را بر مبنای حسين (ع) می سازيد ! هيئتی شدن كاری ندارد كافيست ريش بگذاريد و با پيراهن مشكی از اين هيئت به آن هيئت برويد ! حسينی شدن است كه مشكل است .

آشنایی با شبکه های اجتماعی

آشنایی با مفهوم WEb2

هدفمان این است که شبکه‌ های اجتماعی را برای دوستانمان معرفی بکنیم. برای شروع بحث شبکه‌ های اجتماعی، لازم است که مفهوم WEb2 را دوستان بدانند. WEb2 یعنی وبِ دو، البته خیلی هم جدید نیست برای سال ۲۰۰۳ است خیلی از آن گذشته است. در WEb2 خود افراد هم مشارکت می‌ کنند. یکی از اصلی‌ ترین اهداف WEb2 همین بود. تا قبل از اینکه تئوری WEb2 مطرح شود سایت‌ ها هم یک‌ طرفه بودند. مدیران سایت‌ های اینترنتی می‌ نوشتند و کاربرها می‌ خواندند. مدیران سایت‌ های اینترنتی محتوا را قرار می‌ دادند کاربرها این‌ ها را دریافت می‌ کردند و می‌ دیدند. کاربرهای اینترنت مشارکتی در بحث محتوا نداشتند. وقتی این تئوری مطرح شد همه نشستند فکر کردند ببینند از پتانسیل افرادی که پشت این مانیتورها نشسته‌ اند چگونه می‌ شود استفاده کرد؟! می‌ دانستند الآن تعداد زیادی کاربر دارد این را می‌ خواند، می‌ گفتند یک‌ طوری از این پتانسیل هم استفاده کنیم. اولین علائم WEb2 بحث کامنت بود. نظر بود، زیر مطالب یک محلی قرار می‌ دادند که کاربرها بتوانند آنجا نظر بگذارند. نظرشان را بنویسند، بعد نظرسنجی بود، همین‌ طور پیشرفت کرد تا آمد رسید به شبکه‌ های اجتماعی. آیا وبلاگ ساختاری دارد که از WEb2 پشتیبانی می‌ کند یا نه؟ کامنت آن را کنار بگذارید. آیا وبلاگ ساختارش از WEb2 پشتیبانی می‌ کند؟ وبلاگ شما آیا اجازه می‌ دهد که من در آن مطلب بنویسم؟! نه، به صورت عادی این اجازه را به من نمی‌ دهد. درست است؟ مگر اینکه وبلاگ گروهی باشد یا یک حالت خاصی داشته باشد. به صورت عادی این اجازه را به من نمی‌ دهد. خود وبلاگ از WEb2 پشتیبانی نمی‌ کند.

Social-Network

 

حالا من سؤالم را اینگونه می‌ پرسم:

 

سرویس‌ های وبلاگ‌ دهی چه؟ مثلاً بلاگفا چه؟‌ پرشین بلاگ (Persionblog) این‌ها WEb2 هستند یا نه؟محتوای این‌ ها از کجا می‌ آید؟ خودشان که محتوایی نمی‌ نویسند. محتوا و غنی شدن Persionblog توسط من و شما انجام می‌ شود. یعنی کاربرها هستند که برای این سرویس‌ های وبلاگ‌ دهی فعالیت می‌ کنند. پس الآن تقریباً متوجه شدیم که سرویس‌ های وبلاگ‌دهی به چه تاریخی بر می‌گردند؟ بعد از تئوری WEb2، اولین چیزی که مطرح شد این بود که بیاییم یک کاری کنیم که هر نفر در اینترنت یک صفحه به اسم خودش داشته باشد و بتواند در صفحه خودش مطالبی را که می‌ خواهد بنویسد و اولین ایده وبلاگ‌ نویسی از آنجا مطرح شد. سرویس‌ های وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌ دهی از آنجا راه افتادند. الآن حدوداً متوجه شدید که در شبکه‌ های اجتماعی چه خبر است؟!

شبکه‌ های اجتماعی یک جایی هستند که از سرویس‌ های وبلاگ‌دهی پیشرفته‌ ترند. سرویس‌ های وبلاگ‌ دهی فقط به شما یک محلی می‌دهد که شما می‌توانید در آن متن بنویسید و بقیه هم بیایند نظر بدهند. در شبکه‌ های اجتماعی شما می‌ روید گروه دوستان تعریف می‌کنید خودتان به عنوان عضو یکی از این گروه‌ ها قرار می‌ گیرید؛ از آن طرف محتواهایی که می‌توانید آپلود کنید هم متن است، هم صوت است، هم فیلم و هم عکس است و…، همه محتوایی می‌ توانید آپلود کنید و روی این محتوا می‌ توانید نظر بدهید، یعنی شما نسبت به محتواهای سایرین و سایرین نسبت به محتواهای شما. این یک ترکیبی از تمام امکانات اینترنت است. شما که الان دارید در اینترنت می‌ گردید یکسری امکاناتی دارید می‌ بینید. مثلاً یک جایی به شما می‌دهند به اسم آپلود که می‌ توانید فایل در آن آپلود کنید. یک جایی به شما می‌دهند که در آن متن بنویسید، یک جایی به شما می‌ دهند که در آن خبر بخوانید. همه این‌ ها وقتی کنار همدیگر بیایند یک شبکه اجتماعی می‌شود Social network. همه این‌ ها کنار هم، و در اختیار تمام کاربرها قرار می‌گیرد.

orkut

تاریخچه شبکه‌های اجتماعی

اولین شبکه اجتماعی که راه افتاد orkut بود که خیلی زود تعطیل شد، خیلی‌ هایتان orkut را ندیدید، خیلی سریع به اوج رسید و خیلی سریع هم افول کرد و تعطیل شد، یعنی کلاً پروسه آن خیلی سریع طی شد. سال ۲۰۰۶، orkut تعطیل شد. غیر از orkut، یاهو ۳۶۰ آن کسانی که کار کردند یادشان هست،‌ Yahoo آمد و به کاربرهایش این اجازه را داد که هم وبلاگ داشته باشند، هم عکس آپلود کنند هم فیلم آپلود کنند، هم نظر بدهند و اسم آن شد یک شبکه اجتماعی.

Yahoo! 360° هم تعطیل شد، علیرغم اینکه در ایران خیلی طرفدار داشت. Yahoo! 360° چه زمانی تعطیل شد؟ ۱۵ روز بعد از انتخابات ایران. سه ماه قبل Yahoo! 360° تعطیل شده بود اما مدیران آن گفتند که تاریخ انتخابات ایران هم بگذرد بعد تعطیلش می‌ کنیم! یاهو ۱۵ روز بعد از انتخابات ایران تعطیل شد، ۳ ماه قبل تعطیل شده بود عملاً سرورهایش پاسخگو نبود اما نگه داشت بخاطر اینکه دید در ایران فعالیت خوبی دارد در این شبکه اجتماعی انجام می‌شود، نگه داشت، گفت الآن اگر تعطیل کنم این‌ها پراکنده می‌ شوند، همدیگر را دیگر پیدا نمی‌ کنند، بماند تا بعد از انتخابات این‌ ها دسته‌ بندی‌ هایشان انجام شود با هم کوچ کنند بروند جاهای مختلف! اتفاقی که افتاد این است بعد از انتخابات خیلی از ایرانی‌ ها دسته‌ ای رفتند توی شبکه اجتماعی‌ های دیگر، آن موقعی که یاهو تعطیل شد یعنی سال ۸۸، فیس‌بوک جایگاهش خیلی پایین بود. بعد یک دفعه جمعیت به سمت فیس‌ بوک رفت.

نمونه‌ ای دیگر از این‌ ها داریم؟ بله، twitter یک آپدیت(update) سالانه دارد، آپدیت سالانه‌ اش می‌ شد ۲۵ بهمن ۸۹، ۲۵ بهمن ۸۹ آپدیت نکرد به خاطر همان برنامه‌ ای که چیده شده بود گذاشتند برای ۲۷ بهمن ۸۹٫ خب بنابراین آن‌ ها هم بعضی چیزها‌شان را تطبیق می‌ دهند با جماعتی که در آن است. ببینند اگر این جماعت این Milestone برایشان مهم است و قرار است اتفاقی برایشان در آن تاریخ بیافتد یک مقدار زمانش را جلو و عقب می‌ کنند. Yahoo! 360° تعطیل شد و کاربرانش از آن رفتند. پس شبکه‌ های اجتماعی خیلی‌ هایشان تعطیل شدند، بعضی‌ هایشان هم هنوز هستند که حالا می‌خواهم آن‌ ها را توضیح بدهم. آن‌ هایی که هستند ببینیم چی هست و چرا زنده ماندند؟ و چطوری دارند کار می‌ کنند؟

twitter

شبکه اجتماعی twitter

اولین شبکه اجتماعی که می‌ خواهم شروع کنم twitter است، اسمش را احتمالاً زیاد شنیدید. شبکه اجتماعی twitter ایده‌ اش چگونه آمد و چطوری شروع کرد؟ موقعی که موبایل در دست مردم فراگیر شد، دیدند بین امکاناتی که داخل موبایل هست از همه بیشتر از SMS استفاده می‌ شود. در اروپا مردم برای ارتباط با همدیگر هم می‌ توانستند ارتباط تصویری داشته باشند و هم می‌ توانستند مکالمه داشته باشند اما بیشتر از همه sms است که دارد استفاده می‌ شود، شما قرار باشد عید را به دوست‌ هایتان تبریک بگویید زنگ نمی‌ زنید بلکه sms گروهی به همدیگر می‌ دهید همین‌ طور در خارج هم به همین شکل است. چون sms بیشترین استفاده را داشت این ایده مطرح شد که یک شبکه اجتماعی راه بیاندازیم که مثل sms روی موبایل باشد. یک متن محدودی را افراد بتوانند آپلود کنند بشود یک متن، یک sms، یک پیامک، اسم آن متن را گذاشتند “توییت”، “توییت” یک صدای پرنده است جیک‌ جیک پرنده است، آرم twitter هم چیست؟ یک پرنده آبی‌ رنگ است. جیک‌ جیک پرنده را می‌ گویند twitter. آمدند محلی به هر کاربری داد و گفت شما هر کدامتان می‌ توانید ۱۶۰ کاراکتر با هربار ارسال پر کنید، و این را ارسال کنید که بیاید روی سایت، مثل sms. این شد که twitter گرفت. خب چنین امکانی، خیلی امکان خارق‌ العاده‌ ای هم نیست اما چطوری شد که بعضی از این اتفاق‌ های منطقه را اسمش را گذاشتند انقلاب‌ های توییتری، انقلاب‌ های فیسبوکی! هرچند که حالا من راجع به این‌ ها توضیح می‌ دهم. چه شد که این اتفاق‌ ها افتاد؟ چه ویژگی‌ ای این twitter دارد؟ خیلی ساده و سریع می‌ تواند اطلاع‌ رسانی کند، بقیه شبکه‌ های اجتماعی اینگونه نیستند، سال ۸۸ در تهران یک نفری که در خیابان بود خیلی سریع می‌ توانست با موبایلش مثل sms یک متن بفرستد روی twitter خودش و یک جماعت زیادی این متن را ببینند. جمعیت زیاد که می‌ گویم یعنی شما در ذهنتان این‌ طوری باشد که کسانی که در دنیا این page را می‌ دیدند همه این متن ایشان هم برایشان قابل دسترس است و یکی از آن افرادی که این متن را می‌ بیند مثلاً خبرنگار بی‌ بی‌ سی است، چه اتفاقی می‌ افتاد؟ این متن از روی twitter ایشان شب توی بی‌ بی‌ سی پخش می‌ شود که فلان خیابان در این ساعت درگیری بود، فلان‌ جا در این ساعت این اتفاق افتاد. این ویژگی twitter بود که خیلی ساده و سریع می‌ توانست پیام‌ رسانی کند. افراد با موبایلی که دستشان بود می‌ توانستند با یکسری نرم‌ افزارها با twitter ارتباط بگیرند و پیام بفرستند.  twitter این شکلی گرفت و آمد بالا.

اما ببینیم توی twitter  چه خبر است؟ در twitter کارهایی که ما می‌ توانیم بکنیم چیست؟ یکی از آن‌ ها را که فهمیدیم، متن‌ های کوتاه می‌ توانیم بنویسیم، هرچند که امکانات دیگری هم به آن اضافه کردند از جمله عکس، اما اساس آن همان پیام متنی است. شما وقتی یک متن می‌ نویسید چه کسانی این متن را می‌ خوانند؟ کسانی این متن را می‌ خوانند که شما را دنبال کرده باشند، در twitter یک بخشی دارد به نام “فالوو کردن”، فالو یعنی تعقیب کردن، افراد می‌ آیند و شما را  “Follow me  می‌ کنند شما را دنبال می‌ کنند، وقتی که شما را دنبال می‌ کنند هر متنی که شما بگذارید برای آنان قابل نمایش است و بالعکس، شما هم می‌ روید یکسری افرادی که از مطالب آن‌ ها خوشتان می‌ آید آن‌ ها را دنبال می‌ کنید، وقتی این افراد را تعقیب می‌ کنید هر متنی هم که بگذارند شما می‌ بینید و غیر از آن‌ ها را نمی‌ بینید مگر اینکه… که حالا می‌ خواهم مگرش را توضیح بدهم. پس یک بحث مهم شد بحث تعقیب کردن، که شما افراد را تعقیب می‌ کنید و آن‌ ها هم شما را تعقیب می‌ کنند. غیر از آن در twitter بقیه‌ اش دیگر نظر دادن است راجع به twitte همدیگر. مثلاً من یک twitte به فرض می‌ گذارم که بازی پرسپولیس و شاهین، مثلاً شاهین ۲، ۱ پرسپولیس را برد، من یک چنین twitte ی می‌ گذارم بقیه راجع به این نظر می‌ دهند که مثلاً از وقتی مربی‌ اش چنین شد فلان شد و… دیگر بقیه‌ اش می‌ شود نظر راجع به یک چیز.

غیر از کامنت، بحث Like هم هست، لایک کردن یعنی از این خوشم آمد، اصطلاحاً پسندیدم. می‌ گویند مثلاً فلان مطلب را برو لایکش کن، یعنی اینکه از این خوشم آمد و این را پسندیدم.

بنابراین در شبکه‌ های اجتماعی یکی از اتفاق‌ هایی که می‌ افتد همین است، وقتی که یک مطلبی را زیاد لایک می‌ کنند و زیاد پسندیدم می‌ خورد یعنی این مطلبی است که خیلی‌ ها خوششان آمده، می‌ آید بالاتر و بقیه هم می‌توانند آن را ببینند، یعنی کسانی که تا حالا ندیدند وقتی می‌ آیند می‌ توانند مطالب بیشتر لایک خورده را بالاتر بینند و زودتر به این‌ ها دسترسی داشته باشند. عملاً یک فیلتری است روی محتوا، محتواهایی که زیاد کسی از آن‌ ها خوشش نمی‌ آید می‌ آید پایین و آن‌ هایی که لایک می‌ خورند می‌ آید بالاتر و آن‌ ها را می‌ بینیم.

در twitter یک چیز مهم دیگری وجود دارد به نام “Tag”. تَگ چیست و تَگ‌ گذاری چیست؟ در خیلی از شبکه‌ های اجتماعی این تَگ وجود دارد و در وبلاگ‌ ها هم وجود دارد. تَگ یا برچسب یا کلیدواژه، کلمه‌ هایی هستند که به یک متن الصاق می‌ شود و کل محتوای آن متن را در چند کلمه توضیح می‌ دهد. در چند کلمه کل مفهوم را می‌ آورید. به فرض، من می‌ خواهم راجع به این twitte تَگ بگذارم، شما پیشنهاد بدهید. جمله‌ ام این است مثلاً: اسرائیل موشک‌ هایش را در حالت آماده‌ باش به سمت غزّه نگه داشت. این twitte ی است که من گذاشته‌ ام. تَگ‌ های آن چه چیزهایی می‌ شود؟ در این تَگ‌ ها حرف اضافه نباید وجود داشته باشد مثل در، از، با، یا و… نباید باشد، “است” و “رفتم” و این چیزها هم نباید باشد، همه این‌ ها را باید حذف کنید و آن کلمه‌ های اصلی‌ اش باید باشد. کلمه‌ های اصلی‌ اش و بعضی‌ ها هم به آن اضافه می‌ شود. کلمه‌ های اصلیش چیست؟ اسرائیل، غزه، موشک، آماده باش، این‌ ها می‌ شود کلمات اصلی‌ اش؛ تاریخ معمولاً به تَگ‌ ها اضافه می‌ شود، چون وقتی کسی می‌ خواهد بعداً سرچ کند می‌ گوید آقا آن محتواهایی را بیاور که برای امسال است، این کلمه‌ های تاریخی کمک می‌ کند که کاربر سریع‌ تر بتواند به محتوای شما برسند، چه در وبلاگ‌ هایتان چه در شبکه‌ های اجتماعی.

خب، یک بحث دیگری در تَگ‌ گذاری که خیلی مهم است. تَگ‌ ها را سعی کنید به زبان‌ های مختلف بگذارید، زبان‌ های مختلف هم نه هزارتا زبان! سه‌ تا زبان. انگلیسی، فارسی، عربی، به هرسه زبان سعی کنید بگذارید چون تمام مشترکین اینترنتی ایران کمتر از ۵ درصد کل دنیا هستند. حالا شما فرض کنید یک محتوای فارسی گذاشتید همه ایرانی‌ ها هم بیایند ببینند خیلی اتفاق خاصی نمی‌ افتد که طبیعتاً هیچ وقت نمی‌ آیند، یک درصدی از همه ایرانیان می‌ آیند، شما فرض کنید آن یک درصدی اگر ۱۰ درصد از کل ایرانیان باشد، اگر این تَگ‌ گذاری شما انگلیسی باشد و ۷ درصد کل خارجی‌ ها بیایند از جمعیت ایران بیشتر است. پس سعی کنید تَگ‌ گذاری‌ تان را به زبان‌ های مختلف انجام بدهید. غیر از زبان‌ های مختلف، بحث اسپِل‌ های مختلف هم هست، نوع نوشتن‌ های مختلف، غزه را به چند فرم می‌ شود نوشت، هم با Q می‌شود نوشت هم با gh می‌شود نوشت. شما هر دو حالت را بنویسید، این‌ ها در دیده شدن مطالبتان تأثیر دارد. حالا این مطلب می‌ تواند در وبلاگ باشد می‌ تواند در شبکه‌ های اجتماعی باشد. حالا می‌ خواهم مثال واقعی‌ اش را بزنم.

wikileaks

WikiLeaks جریانش را که یادتان نرفته، یکسری اسناد بود در یک مجموعه‌ ای، تحت عنوان پروژه WikiLeaks این اسناد را توی اینترنت پخش کرد، یک فایل ۱ گیگابایتی ZIP شده را روی اینترنت گذاشت گفت مردم دنیا این را دانلود کنید، یک سایت داشت به نشانی WikiLeaks.org، گذاشت روی اینترنت گفت فردا بروید دانلود کنید. مردم هم دانلود کردند. فایلش رمز داشت، آن فایل zip باز نمی‌ شد، چون رمز داشت. گفت رمزش را در چند روز آینده به شما می‌ دهم به شرط اینکه آمریکا اگر موافقت نکند و… من رمز را پخش می‌ کنم، مثلاً قرار بود یک امتیاز بگیرد و اگر آن امتیاز را نمی‌ دادند این رمز پخش شود. خب، آمریکا چه کار کرد؟ سایت WikiLeaks را از کار انداخت، وقتی سایت WikiLeaks غیرفعال شد دیگر کاربرها می‌ آمدند و آن آدرس را می‌ زدند سایت باز نمی‌ شد، محل ارتباط مدیر WikiLeaks و کاربرها شد twitter. توییتر یکی از کاربردهایش همین است، شما خیلی راحت می‌ توانید ارتباط بگیرید راجع به یک موضوع خاص، اطلاعاتی که می‌ خواهید بدست بیاورید. اطلاعات آنلاین را بدست بیاورید. ببینید من همین الآن می‌ خواهم بدانم راجع به تظاهرات در تل‌ آویو در دنیا چه خبر است؟ همین الآن می‌ خواهم ببینم چه خبر است؟ در هیچ شبکه اجتماعی دیگری نمی‌ شود این کار را کرد، اما در twitter می‌ شود این اتفاق بیافتد. می‌ روم در twitter چه کار می‌ کنم؟ تَگ تل‌ آویو را سرچ می‌ کنم. پس یک اتفاقی که در مورد تَگ‌ ها می‌ افتد، این است که تَگ‌ ها قابل سرچ هستند. در حالت عادی من فقط محتوای چه کسانی را می‌ دیدم؟ کسانی که دنبال کرده بودم، من فقط محتوای کسانی را می‌ دیدم که این‌ ها را دنبال کرده بودم. آن‌ ها هم محتوای من را می‌ دیدند به شرط اینکه من را دنبال کرده باشند، اما اگر من بخواهم محتوایی راجع به یک موضوع خاص ببینم، آن موقع باید چه کار کنم؟

باید در twitter آن موضوع خاص را سرچ کنم، تَگ آن را سرچ کنم. تَگ WikiLeaks را مردم دنیا سرچ کردند و مدیر WikiLeaks را پیدا کردند در این شبکه اجتماعی. چون آنلاین این اتفاق داشت می‌ افتاد، وقتی شما دارید سرچ می‌کنید در همان نتیجه سرچ‌ ات دائم دارد به‌ روز می‌شود و یک چیز جدید بالا می‌ آید و بقیه پایین می‌رود. یعنی همان لحظه که دارد یک چیزی راجع به این موضوع گفته می‌شود، می‌ آید بالا. پس می‌ توانید در آنِ واحد، اخبار کل دنیا را، راجع به یک موضوع خاص را پیدا کنید. این ویژگی twitter است. خب، آمد در آنجا رمزش را داد و این رمز پخش شد و همه آن فایل را باز کردند، بعد هم که بقیه کسانی که می‌خواستند این فایل را دانلود کنند از آنجا پیدا می‌کردند، من می‌ رفتم آنجا و آدرس جدید فایل را مثلاً می‌ گذاشتم با تَگ WikiLeaks، هرکس تَگ WikiLeaks را داشت رصد می‌ کرد، محتوای آن بلافاصله آنجا نمایش داده می‌ شد. می‌ گفت مثلاً آدرس جدید دانلود فایل WikiLeaks این است؛ بعد آن را دریافت می‌ کرد. خب، پس یکی از ویژگی‌ های twitter این شد.

youtube

شبکه اجتماعی YouTube

شبکه اجتماعی بعدی؛ “YouTube” به چه درد می‌ خورد؟ YouTube برای اشتراک فیلم است، یک کلمه دیگری هم که توی اینترنت خیلی کاربرد دارد، کلمه “شِیر کردن” است. اشتراک گذاشتن، در اختیار بقیه گذاشتن. کاربرد YouTube این است که شما فیلم‌ هایی که دارید را می‌ توانید Share کنید که بقیه هم از آن‌ ها استفاده کنند و بقیه هم ببینند. YouTube یکسری خط‌ قرمزها دارد اما خط‌ قرمزهای YouTube چیست؟ YouTube چندمین سایت دنیاست؟ YouTube سومین سایت دنیاست، توی بعضی از چینش‌ ها چهارمین سایت دنیاست. اولین سایت دنیا که از لحاظ تعداد بازدید گوگل است که انشاءا… اگر وقت شد دلایل آن را می‌ گوییم. سومین آن می‌ شود YouTube و چهارمین آن می‌ شود یاهو. در بعضی از چینش‌ ها جای این دوتا عوض می‌ شود. حالا دومی‌ اش کدام است، حالا دومی را هم می‌ گوییم.

YouTube سومین و چهارمین سایت دنیاست، در بدترین حالت اگر بگوییم چهارمین سایت دنیاست، سایت‌ های به اشتراک‌ گذاری فیلم در دنیا کم نیستند، اما چه شده که YouTube چهارمین سایت دنیا شده است؟! یکی از ویژگی‌ هایش این است که YouTube فیلم‌ های غیر اخلاقی را حذف می‌ کند. یعنی فیلم‌ هایی که به اصطلاح خانواده‌ های خارجی ۱۸+ باشند حذف می‌ شوند. ممکن است غیر اخلاقی از دیدِ ما، با آن‌ ها فرق کند، خانواده‌ های مذهبی خیلی از فیلم‌ ها را غیر اخلاقی می‌ داند، اما آن‌ ها یک فیلم‌ های خاصی را غیر اخلاقی می‌ دانند، آن فیلم‌ های خاص حذف می‌ شود. خب این یکی از ویژگی‌ های YouTube است که در خارج خیلی طرفدار دارد، چون همه می‌ دانند فیلم‌ هایی که اینجا به اشتراک گذاشته می‌ شود اصطلاحاً– حالا من کلمه انگلیسی‌ اش را نمی‌ گویم- مستهجن نیست و برای بچه‌ هایشان قابل دیدن هست. چون از آن چیزی که تلویزیون پخش می‌ کند دیگر بدتر نیست.

اما ویژگی بعدی آن چیست؟ ویژگی بعد YouTube این است که فیلم‌ های وحشتناک ۱۸+ هم روی آن ممنوع است. فیلم‌ های وحشتناک ۱۸+ چیست؟ فیلم‌ هایی که در آن دست و پا قطع می‌ شود، خون دارد از سر و کله مردم می‌ ریزد و… این‌ ها ممنوع است. اما خیلی جاها این قانون را YouTube نقض کرده! یک مثال که احتمالاً می‌ دانید چیست؟ فیلم ندا آقاسلطان روی YouTube آپلود شد و الآن هم بروید بگردید هست و حذف نشد، فقط صرفاً اولش می‌ گوید که این فیلم شامل صحنه‌ های دلخراش است اگر مطمئن هستید می‌ خواهید ببینید، ببینید. اما این فیلم، روی YouTube ماند.

اتفاقی که امروز و دیروز و روزهای قبل هم دارد می‌ افتد این است که فیلم‌ هایی که از سوریه می‌ آید، فیلم‌ های اتفاق‌ های سوریه روی YouTube آپلود می‌ شود، زمان اغتشاشات ایران هم، فیلم‌ ها روی YouTube آپلود می‌ شد و حذف نمی‌ شد و می‌ ماند، در حالی که خیلی‌ هایش با قوانین YouTube در تضاد بود. این فیلم‌ هایی که الآن برای سوریه است و طرف مثلاً دستش قطع شده و دارد از آن خون می‌ آید این‌ ها نباید روی YouTube باشد، ولی چرا این اتفاق می‌ افتد؟ و YouTube قانون خودش را نقض می‌ کند؟ جاهایی که YouTube مخاطب و آن کسی که به نوعی می‌ شود گفت مجرم این قضیه است جهان سوم باشد، YouTube معمولاً قانون خودش را نقض می‌ کند مگر اینکه کاربرها اعتراض کنند، که حالا این حالت را هم توضیح می‌ دهم. اگر کاربرها اعتراض نکنند، YouTube دیفالت (Defult) آن فیلم‌ ها را حذف نمی‌ کند چون مخاطبش ایران است، این فیلم مجرمش مثلاً می‌ شود ایران، این فیلم مثلاً مجرمش می‌ شود سوریه!

مثالی از فیلم‌ هایی که حذف شده و مجرمش جهان سوم نبوده و خودِ آمریکا بوده، فیلم‌ های گوآنتانامو، امکان ندارد شما بتوانید این فیلم‌ ها را پیدا کنید، فیلم‌ های گوآنتانامو غیراخلاقی‌ هایش هیچ، فیلم‌ های شکنجه‌ ها نیست، خب این با آن چه فرقی دارد؟! فقط بستگی به مخاطبش دارد. آن فیلم‌ ها همین الآن هم آپلود بشود حذف می‌ شود؛ فیلم هست آنطوری نیست که نباشد اما روی YouTube نیست. روی یوتیوپ این فیلم‌ ها حذف می‌ شود، فیلم‌ های شکنجه‌ های زندان‌ های آمریکا حذف می‌ شود. خب، پس الآن فهمیدیم که یکی از قانون‌ های YouTube بحث صحنه‌ های دلخراش است که آن‌ ها را هم در یک پارامترهایی نگه می‌ دارند و حذف نمی‌ کنند.

یک بحث دیگری که برای YouTube خط قرمز حساب می‌ شود و این فیلم‌ ها ممنوع است، فیلم‌ هایی است که به لحاظ سیاسی با منافعشان در تضاد باشد. مثال هم زیاد دارد. مثلاً اگر شما همین امروز بروید یک فیلمی در مورد اسرائیل، در YouTube آپلود کنید هیچ اتفاقی نمی‌ افتد و فیلم حذف نمی‌ شود چرا؟ چون که به زبان فارسی است، ولی به محض اینکه این فیلم ترجه انگلیسی بشود کمتراز یک ساعت از روی YouTube حذف می‌ شود. پس بعضی چیزها برایشان خط قرمز است. به محض اینکه این فیلم را “subtitle” بگذارید، “subtitle” چیست؟ یک امکانی است که در YouTube هست برای زیرنویس گذاشتن، وقتی یک فیلم را آپلود می‌ کنید یک بخشی دارد که می‌ توانید فایل زیرنویسش را هم بگذارید آنجا، این فیلم فارسی است و زیرنویس انگلیسی و زیرنویس عربی یا به زیرنویس هر زبانی، خیلی سخت نیست زیرنویس درست کردن. شما وقتی یک فیلمی دارید که کلاً در آن تمام صحبت‌ هایی که می‌ شود شاید روی هم بشود یک پاراگراف، بشود یک صفحه، خیلی راحت است این‌ ها را تکه‌ تکه در “Google Translate” بگذارید ترجمه کند یک فایل “subtitle” آپلود کنید. وقتی فیلم “subtitle” داشته باشد مخاطبش خیلی زیاد می‌ شود، چندین برابر می‌ شود چون افراد می‌ آیند – خارجی‌ ها- این فیلم را می‌ بینند وقتی “subtitle” ندارد زیرنویس ندارد متوجه نمی‌ شوند که چیست، ولی وقتی زیرنویس دارد آن‌ ها هم می‌ فهمند این موضوع چیست و با شما روی آن محتوا همراهی می‌ کنند.

یک امکان دیگری که دریو‌تیوب وجود دارد بحث کانال است. هر فردی که یک سری فیلم دارد که این فیلم‌ ها با هم در ارتباط هستند، می‌ تواند یک کانال در یو‌تیوب راه بیاندازد و فیلم‌ هایش را آنجا بگذارد و افراد بخاطر اینکه فیلم‌ های ایشان را پیدا کنند دیگر در به‌ در نمی‌ شوند یعنی می‌ آیند به کانال ایشان و همه فیلم‌ ها را آنجا پیدا می‌ کنند همه فیلم‌ ها کنار هم هستند. مثلاً فرض کنید که شما یک آرشیو فوتبالی دارید، مثلاً این آرشیو فوتبالی‌ ات را می‌ روی آنجا و در کانال خودت آپلود می‌ کنی همه می‌ بینند، شما یکسری فیلم مذهبی یا یکسری مداحی دارید این فیلم‌ ها را می‌ گذارید در کانال خودتان و هرکس خوشش بیاید می‌ آید عضو این کانال می‌ شود. پس ما می‌ توانیم برویم عضو کانال‌ های مختلف بشویم و فیلم‌ هایی که در آن کانال‌ ها به‌روز رسانی می‌ شود برای ما اطلاع‌ رسانی شود، به ما ایمیل می‌ زند و می‌ گوید که مثلاً در آن کانالی که عضو شده بودی امروز فلان فیلم را گذاشته‌ ام، اگر می‌ خواهی برو ببین؛ دیگر من هر روز نمی‌ روم ببینم فیلم جدید گذاشته یا نه.

یکی از معروف‌ ترین کانال‌ هایی که در یو‌تیو‌ب هست همین الآن هم هست hashem films است، هاشم یک جوان مصری بود که یک مستند ۵۲ قسمتی در مورد ظهور ساخت، البته موضوع اصلی‌ اش بحث‌ های شیطان‌ پرستی و بحث‌ های فراماسونری است، با این مستند ظهوری که در ایران ساخته شد فرق می‌ کند، آن یک چیز دیگری است. این شبکه hashem films تعداد طرفدارانش و تعداد کسانی که او را لایک کردند خیلی زیاد است حالا من عدد دقیقش را یادم نیست ولی فکر می‌ کنم بالای صد هزار نفر است. فیلم‌ هایی که ایشان می‌ گذاشت در اروپا پربازدیدترین فیلم‌ ها می‌ شد. علائم شیطان‌ پرستی را می‌ گفت، نفوذ فراماسونری را می‌ گفت و این طور چیزها، در مورد این مباحث صحبت می‌ کرد. خب! چرا آن فیلم‌ ها پاک نمی‌ شد؟ مگر آن‌ ها سیاسی نبود؟ مگر با منافع آمریکا در تضاد نبود؟ چرا پاک نمی‌ شد؟ علتش بالا بودن مخاطب بود. ببینید من خط قرمزها را گفتم، استثنائاتش را هم گفتم حالا انواع استثنائات را می‌ گویم. یک فیلمی یک مستندساز هلندی ساخت، توهین به عربستان به حساب می‌ آمد راجع به عرب‌ ها و راجع به عربستان همه محتوا توهین‌ آمیز بود. عرب‌ زبان‌‌ ها اعتراض کردند در محیط یو‌تیو‌ب، این فیلم از یو‌تیوب حذف شد وقتی این فیلم از روی یو‌تیو‌ب حذف شد آن مستندساز کلی طرفدار داشت، این طرفدارهایش همه آمدند این فیلم را آپلود کردند، هرکسی با کامنت خودش و هرکسی با یوزر خودش. یک فیلم حذف شده بود ولی یک‌ مرتبه دو هزار تا فیلم آپلود شده بود! خب، یو‌تیوب هیچ وقت دوست ندارد چنین اتفاقی بیافتد و در فضایش هرج و مرج بشود. وقتی یک فیلم را حذف می‌ کند برای این است که این فیلم دیده نشود، یک مرتبه دو هزارتا فیلم آپلود می‌ شود. بنابراین حتی اگر یک فیلمی مخالف آن منافع باشد، طرفدار داشته باشد و این طرفدار از یک حدی بگذرد، دوهزاری که من گفتم خیلی کم گفتم این‌ جوری نبود فضایش خیلی بیشتر از این‌ ها بود، وقتی از یک تعدادی از طرفدارانش بگذرد، یو‌تیوب مماشات می‌ کند و می‌ گوید عیبی ندارد بماند! مدیریت می‌ کند، و می‌ گوید حالا این را یک‌ طوری مدیریت می‌ کنم و می‌ گوید حالا این را یک‌ طوری کنترل می‌ کنم که یک کاری می‌ کند که این فیلم یک خط در میان نمایش داده بشود، دانلود نشود و… یک کار دیگر می‌ کند حذف نمی‌ کند. در مورد هاشم فیلم و فیلم‌ ها و مستنداتش همین اتفاق افتاد، مستندهای ایشان در اروپا جزء اولین فیلم‌ ها بود، یعنی در فرانسه، پربازدید‌ترین فیلم هفته، فیلم ایشان بود. در ایرلند پربازدیدترین فیلم هفته، فیلم ایشان بود. نمی‌ شد دیگر با یک چنین فیلمی سیاست حذفی برقرار کرد بگوییم حذفش می‌ کند، خب اگر حذفش بکند یک میلیون نفر آدم دیدند کافی است توی این یک میلیون نفر یک درصدشان آپلود کنند، یک درصدشان آپلود کنند کل این یوتیوب، دوباره می‌ شود این فیلم. پس سعی می‌ کند این به جای اینکه پراکنده شود جمعش کند و بگوید نه در همین صفحه باشد من مدیریتش می‌ کنم اما همین سیاست هم در مورد بعضی از این قسمت‌ های مستند ۵۲ قسمتی جواب نداد. مثلاً قسمت ۱۷ آن را هرچقدر هم آپلود کنی حذف می‌ شود! پس ببینید خط قرمزها پررنگ و کم‌ رنگ دارد. یک جاهایی می‌ گوید عیب ندارد بیایید جلو! از یک جایی می‌ گوید نه دیگر این را حالا هرچی و هرکس هرچی می‌ خواهد بگوید من این را حذفش می‌ کنم. آن قسمت هم در مورد ۱۱ سپتامبر بود.

پس تقریباً سیاست‌ های یو‌تیو‌ب را شناختیم. بحث دموکراسی در یو‌تیو‌ب یک چیزی است که اگر شما جستجو کنید مثلاً همین امروز در اینترنت، کلی محتوا راجع به آن پیدا می‌ کنید. سایت‌ های اشتراک فیلمی پیدا می‌ کنید که در اعتراض به یو‌تیو‌ب ساخته شده و فیلم‌ هایی که در یو‌تیو‌ب حذف می‌ شود آنجا آپلود می‌ شود. می‌ گویند که این فیلم را در یو‌تیو‌ب اجازه ندادند که پخش شود، اکثر قریب به اتفاق این فیلم‌ ها، فیلم‌ هایی است که به لحاظ سیاسی حذف می‌ شوند، فیلم‌ های مستهجن که هیچی، آن‌ ها را کنار بگذارید! فیلم‌ های سیاسی قریب به اتفاق فیلم‌ هایی هستند که از یو‌تیوب حذف می‌ شوند.

پس تقریباً شناختیم که یو‌تیوب چیست؟ ما وقتی که وارد یو‌تیوب می‌ شویم می‌ توانیم فیلم آپلود کنیم، می‌ توانیم برویم بعضی از کانال‌ ها را عضو بشویم، فیلم‌ های آن کانال‌ ها را ببینیم و دسترسی داشته باشیم به فیلم‌ هایی که بقیه آپلود کردند و خودمان هم طبیعتاً این قابلیت را داریم که در مورد آن فیلم‌ ها نظر بدهیم و آنها راجع به فیلم‌ های ما نظر بدهند. این سایت‌ ها، و این شبکه‌ های اجتماعی، یکسری قانون دارند که بعضی از این قوانین اتوماتیک اتفاق می‌ افتد، مطمئناً سیاست یو‌تیو‌پ این نیست که فیلمی که توهین به عربستان است حذف بشود، اگر اینها اعتراض نمی‌ کردند آن فیلم حذف نمی‌ شد.

حالا اعتراضات از چه جنسی است؟ چه شکلی است که این فیلم‌ ها را حذف می‌ کند؟ این را باید بلد باشید. اول یک مثال می‌ زنم که اهمیت این قضیه را پیدا کنید. در فیس‌ بوک یک صفحه‌ ای ساخته شد توهین به امام هادی(ع)، این صفحه توهین به امام هادی، دو هزار عضو گرفته بود در شبکه فیس‌ بوک، کارش هم فقط توهین بود، مسخره‌ بازی، جُک و توهین! یک عده آمدند عوامل اصلی این صفحه را شناسایی کردند و در سایت‌ های دیگر معرفی کردند. این را که دارم می‌ گویم تقریباً برای چندی پیش است این اتفاق افتاده، احتمالاً بعضی‌ هایتان هم دیدید. اتفاقی که افتاد این بود که بعضی از این‌ ها شاکی شدند، آن کسانی که سرشاخه‌ های این صفحه بودند، حالا دیگر می‌ بینید که چقدر ناراحت‌ کننده است، رفتند یک صفحه دیگری زدند توهین به حضرت زهرا(س) گفتند حالا اگر می‌ توانید بیایید جواب بدهید! خب بچه حزب‌ الهی‌ های ما چه کار کردند؟ می‌ رفتند آنجا و می‌ گفتند خدا لعنتتان کند شما سنگ می‌ شوید! فلان می‌ شوید و… با این حرف‌ ها آن‌ ها کارشان را ادامه می‌ دهند و اتفاقی هم برایشان نمی‌ افتد. یا باید امام زمان بیاید، چون این شکلی که هیچ اتفاقی نمی‌ افتد. مشکل ما نداشتن دانش فنی است. یک گروهی از همین بچه حزب‌ الهی‌ ها رفتند این صفحه را گزارش کردند. یک اتفاق خیلی مهم در شبکه اجتماعی Report at Use است گزارش سوء استفاده! یک محتوا را که می‌ بینید با آن منافعت در تضاد است داد و بیداد راه نیانداز هیچ کمکی نمی‌ کند، مدیر فیس‌ بوک و مدیران فیس‌ بوک که نمی‌ آیند ببینند تو چه نوشتی! اتفاقاً بعضی اوقات این داد و بی‌ دادهای ما، این کامنت گذاشتن‌ ها ما به تقویت آن صفحه کمک می‌ کند! طرف می‌ خواهد بیاید این صفحه را حذف کند، می‌ بیند همین امروز ۵ هزارتا کامنت گذاشتند، شاید از این ۵ هزارتا، چهار هزارتاش فحش‌ هایی است که ما رفتیم دادیم، این کمکی نمی‌ کند بیشتر می‌ گویند این صفحه مخاطب دارد ولش کن بگذاریم باشد! او که نمی‌ خواند اصلاً نمی‌ فهد که تو چه نوشتی باید بدانی که باید Report at Use را بزنی، باید گزارش سوء استفاده را بزنی. وقتی تعداد افرادی که یک صفحه را گزارش می‌ کنند از تعداد اعضای آن صفحه بیشتر بشود، تحت آن شرایطی آن صفحه بسته می‌ شود. تعداد افرادی که یک صفحه فیس‌ بوک را گزارش می‌ کنند از تعداد اعضای آن صفحه بیشتر باشد، آن صفحه بسته می‌ شود. متأسفانه ما دو هزار بچه حزب‌الهی که این دانش را داشته باشند نداشتیم که صفحه امام هادی بسته شود؛ اما صفحه توهین به حضرت زهرا(س) یک روز هم دوام نیاورد؛ یعنی ۴۰۰ نفری که آنجا عضو شده بودند همان فردایش صفحه‌ اش بسته شد. خب این همان نقص دانش فنی است. ما چون نمی‌ دانیم بعضی وقت‌ ها نمی‌ دانیم چطور باید برخورد کنیم. عرب‌ زبان‌ ها رفتند آن فیلم را گزارش کردند علیرغم آنکه آن فیلم اصلاً با منافع یوتیوب در تضاد نبود و اتفاقاً همسو بود، مجبور شد طبق قوانین خودش حذفش کند! چون تعداد گزارش‌ ها به یک عددی رسیده بود که از تعداد طرفدارهای آن بیشتر شده بود، حذف شد.

یکی از قوانینی که در تمام ساختارهای فیلترینگ تعریف می‌ شود بحث سرویس‌ دهی است. می‌ گویند وقتی که شما دارید سرویس می‌ دهید شما سرویس دهنده، شما یو‌تیوب، شمای فیس‌ بوک، شمای بلاگفا مسئولیتی در قبال محتوایی که آپلود می‌ شود ندارید اما اگر این محتوا گزارش شد باید این محتوا را حذف کنید. بنابراین آنها مجبورند که محتوایی را که گزارش می‌ شود را حذف کنند. برای گزارش دادن هم داستان دارد، هرکسی با یک گزارش نمی‌ تواند محتوا را حذف کند.

facebook

برسیم به بحث شیرین فیس‌ بوک! غول شبکه‌ های اجتماعی. گوگل اولین سایت پربازدید دنیا بود، دومین سایت پربازدید دنیا فیس‌ بوک است. الآن که ما اینجا نشستیم فیس‌ بوک ۷۰۰ میلیون عضو دارد. جمعیت دنیا چقدر است؟ ۵ میلیارد و خرده‌ ای. فیس‌ بوک هفتصد میلیون عضو دارد و برنامه‌ اش این است که در سال ۲۰۱۲ به مرز یک میلیارد برساند و می‌ رسد چرا؟ سال ۲۰۱۰ آخر سال ۲۰۱۰ فیس‌ بوک ۴۰۰ میلیون کاربر داشت، الآن چقدر است ۷۰۰ میلیون! تقریباً دو برابر. ببینید چقدر شتاب آن زیاد است، پس باید ببینید این چکار دارد می‌ کند؟ فیس‌ بوک الان دومین سایت دنیاست و ۷۰۰ میلیون کاربر ثبت‌ نامی دارد، سومین شبکه را هم که یاد گرفتیم یاهو و یو‌تیو‌ب بود. ببینیم فیس‌ بوک چه کار کرده است؟ من یک توضیحی تاریخچه فیس‌ بوک را می‌ دهم بعد از دوستان می‌ خواهم بگویند که چرا فیس‌بوک ۷۰۰ میلیون کاربر دارد ؟

2 دیدگاه

  1. نیما گفت:

    فردی که بیشترین تعداد دنبال کننده یا subscriber رو در یوتیوب داره با نام pewdiepie شناخته میشه. چند وقت پیش تعداد دنبال کننده هاش از چهل میلیون گذشت. طبق آماری که از صحتشون مطلع نیستم pewdiepie در سال گذشته ۱۲ میلیون دلار درآمد داشته. البته بعضی ها هم معتقدند این رقم حول و حوش ۴۰ میلیون دلار بوده؛ و این فقط درآمد خالص اون از یوتیوبه. چند وقت پیش بازی pewdiepie هم با نام the legend of brofist منتشر شد که در اپ استور به سریع ترین رشد کننده تبدیل شد و فکر میکنم هنوز هم جزو ۵ بازی پرفروشه.
    تقریبا سه هفته پیش هم کتاب this book loves you از pewdiepie منتشر شد که باز از استقبال خوبی برخوردار شد.
    در کل میخواستم بگم که این مزایای یوتیوب باعث شده جوان های زیادی در اروپا(به خصوص بریتانیا) و در آمریکای شمالی(به خصوص ایالات متحده) به این شغل رووی بیارن. این محبوبیت یوتیوب و فضای وب باعث کساد شدن تلوزیون و سینما در آمریکا و انگلیس شده باعث روی کار آمدن netflix شد.
    Netflix چیست؟ netflix یک سایت اینترنتیه که فرد با پرداخت مبلغی به صورت ماهانه میتونه تمام سریال های موجود در این سایت رو نگاه کنه. در حال حاضر یکی از پرکاربرد ترین جملات در فضای مجازی آمریکایی ها و انگلیسی ها netflix and chill است. که یعنی نت فلیکس نگاه کردن برای وقت گذروندن. در حال حاضر خصومت محسوسی بین تلوزیون آمریکا و یوتیوب و امثالش وجود داره که به نظرم بالاخره یک کدومشون از پا در میان .

    2+

  2. نیما گفت:

    یکی از نکاتی که این روزها باعث محبوبیت بیش از پیش یوتیوب شده بحث درآمد زایی اونه. طرف میاد چند تا ویدیو آپلود میکنه بعد از مدتی مشهور میشه و هر ویدیوش بالای صد هزار بازدید میگیره. در این صورت راه های درآمد زاییش اینان: ۱٫گوگل با توجه به تعداد افرادی که ویدیو های اون شخص رو نگاه میکنن حقوقی رو براش در نظر میگیره(نه در حد حقوق معمولی،رقم خیلی بالاست) ۲٫کلیپ های تبلیغاتی که در اول ویدیو های پرطرفدار قرار میگیره. این کلیپ ها به چند دسته تقسیم میشوند. الف) کلیپ هایی که نهایتا ۱۵ ثانیه هستند و از ثانیه ۵ به بعد میشه اونا رو رد کرد. ب)کلیپ هایی که ۳۰ ثانیه هستند و قابل رد کردن نیستند. ج)کلیپ هایی که بالای ۳۰ ثانیه هستند و از یک زمان مشخصی قابل رد کردن هستند.
    ۳٫این افراد بعد از اینکه شهرتشان بسیار زیاد شد شروع میکنند به تبلیغ برای بقیه. این مورد با مورد قبلی بسیار فرق داره. در این مرحله صاحب کانال به شخصه در ویدیو صحبت میکنه و میگه فلانی رو subscribe یا دنبال کنید و در ازاش پول میگیره.
    ۴پس از مشهور شدن در یوتیوب به شبکه های اجتماعی دیگه مثل اینستاگرام،توییتر و توییچ وارد میشوند و از طریق اونا هم در آمد زایی میکنن.

    2+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code